کد خبر: 88877

یک بانوی جوان اهل کوهبنان استان کرمان با همت و پشتکار فراوان و حمایت‎های کمیته امداد موفق شد، روند زندگی خود را تغییر داده و به عنوان کارآفرین موفق، مددجویان این کمیته را یاری رساند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کرمان خبر به نقل از خبرگزاری فارس ، اسماء آبرون بانوی جوان اهل کوهبنان با همت و پشتکار فراوان و حمایت‎های کمیته امداد امام خمینی (ره) موفق شده است، روند زندگی خود را تغییر داده و به عنوان کارآفرین موفق، مددجویان این کمیته را یاری رساند.

این بانوی جوان 21 ساله با تحصیلات کارشناسی انیمیشن و ساکن روستای جور است. وی فرزند سوم خانواده است که پس از بروز ناملایماتی در زندگی مشترکش تصمیم می‎گیرد، روی پای خود بایستد و به تنهایی بار زندگی را به دوش بکشد.

اسماء همزمان با ادامه تحصیل در تهران به مدت دو سال برای تأمین مخارج دانشگاه خود در یک کارگاه برش لیزر کار می‎کرد و از همان زمان به توصیه خانواده به فکر راه‎اندازی یک کسب و کار در کنار ادامه تحصیل افتاد، هرچند که از نظر مالی شرایط ایجاد یک کار بزرگ را نداشت.

وی راه پرپیچ و خمی را برای دستیابی به هدف خود طی کرد و با مشکلات زیادی از همان ابتدا مواجه شد، باید پذیرفت که گام نهادن در چنین مسیری برای یک بانوی 21 ساله نیازمند اعتماد به نفس بالا و داشتن اطلاعات کافی از این رشته است که استرس و اضطراب زیادی به همراه دارد.

 

این بانوی جوان در همان ابتدای راه به دلیل بروکراسی‎های طویل اداری و همچنین دید اجتماع در محیط کوچک روستا، تصمیم گرفت، قید رؤیایش را بزند، اما دلگرمی‎های مادرانه به او جان تازه‎ای بخشید تا با اراده‎ای پولادین و محکم‎تر از قبل در مسیری که انتخاب کرده است، گام بردارد.

 هر چند این بانوی کارآفرین از برخی سخت‎گیری‎ها و سنگ‎اندازی‎ها نیز گلایه‎مند بود که با وجود بیکاری زیاد در سطح جامعه، جوانان را در ابتدای راه ناامید می‎کنند و آنان دیگر رغبتی برای ادامه مسیر ندارند.

او با توجه به رشته تحصیلی پس از مشورت با خانواده از میان چند کاری که در نظر داشت در نهایت تأسیس کارگاه برش لیزر را انتخاب کرد و به دلیل علاقه‎ و آشنایی که با این کار داشت، ایده احداث چنین کارگاهی در ذهنش شکل گرفت.

وی ابتدا در بخش بسته‎بندی محصولات مشغول به کار بود، اما با توجه به رؤیایی که در سر می‎پروراند، تصمیم گرفت، دوره آموزشی کار با دستگاه‎های ویژه این فعالیت را بگذراند که این دوره چهار ماه به طول انجامید و طی آن حمایت‎ها و راهنمایی‎های خوبی از سوی مسئولان کارگاه در آغاز راه صورت گرفت.

بانوی 21 ساله کارآفرین پس از اتمام تحصیلات کارشناسی خود در تهران به روستای محل زادگاهش بازگشت و از آبان ماه سال 97 زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان کوهبنان قرار گرفت و با حمایت‎های فرماندار و رئیس کمیته امداد کوهبنان موفق به اخذ مجوز راه‎اندازی کارگاه برش لیزر و حکاکی روی چوب، سنگ و چرم شد، هر چند از همان ابتدا کسی باور نداشت که این بانوی جوان از پس چنین کاری برآید.

اسماء پس از دریافت 800 میلیون ریال تسهیلات اشتغالزایی و حمایتی از کمیته امداد و 700 میلیون ریال آورده شخصی موفق به خرید دستگاه‎های حکاکی و برش لیزر،‎ عمود بر چوب و لحیم شد و در نهایت مرداد ماه امسال توانست با تأسیس کارگاه در یک فضای 50 متری واقع در ملک پدری به رؤیایش جامه عمل بپوشاند و کار خود را آغاز کند.

این بانوی فعال با توجه به قدیمی بودن محل کارگاه در نظر دارد در آینده آن را به شهر انتقال دهد تا بتواند، دسترسی راحت‎تری به بازار و مشتریان خود داشته باشد.

نخستین مشتری این جوان 21 ساله کمیته امداد بود که به او سفارش ساخت جاکلیدی را داد و هم‎اکنون نیز ماهانه از طرف این نهاد کارگاه مورد بازدید قرار می‎گیرد و در صورت بروز هرگونه مشکل همکاری‎های لازم را با او انجام می‎دهد.

همچنین پس از این سفارش با بازاریابی‎هایی که توسط خانواده و آشنایان انجام گرفت، وی موفق شد، علاوه بر کوهبنان سفارش‌‎های دیگری از شهرهای کرمان، یزد و ... اخذ کند و از سوی دیگر پیگیر تبلیغات و فروش خود از طریق فضای مجازی باشد.

 

 

 بانوی کارآفرین اکنون با حمایت‎های مسئولان شهرستان توانسته است، سه نفر از مددجویان کمیته امداد را نیز زیر چتر حمایتی خویش قرار دهد و برای آنان اشتغالزایی کند. وی از این  قسمت زندگیش بسیار رضایت دارد و احساس امید و نشاط می‎کند، هرچند معتقد است که باید تلاش کنم تا شرایط بسیار بهتر از این باشد.

آرزوی این بانوی 21 ساله تأسیس یک تولیدی بزرگ با نیروی انسانی فراوان است که هم او را به پیشرفت و رفاه برساند و هم با اشتغالزایی جوانان این مرز و بوم بتواند برای مملکت مثمر ثمر باشد.

وی همچنین با اشاره به بیان مشکلاتی که در مسیر کار با دستگاه‎ با آن مواجه شده بود، اظهار داشت: یک تیوپ در دستگاه برش لیزر وجود دارد که قیمت آن 24 میلیون تومان است، روزی که برای دریافت آن از نمایندگی به همراه برادرم به تهران رفته بودم به دلیل طی مسیر طولانی تا رسیدن به کوهبنان آن را در میان دو پتو قرار دادیم تا ضربه نخورد.

بانوی جوان خاطرنشان کرد: پس از نصب آن در دستگاه هنگامی که قصد داشتیم، محل برخورد لیزر را مشخص کنیم با ابراز تأسف لیزر به پشت دست پدرم برخورد کرد، هر چند به دلیل پایین بودن قدرت لیزر، ایشان در ابتدا متوجه آن نشده بودند، اما هم‎اکنون با گذشت چند ماه از این حادثه هنوز نمی‎تواند، چندان دست خود را حرکت دهد.

این اتفاق به حدی خانواده مرا ترسانده بود که تا سه روز پس از آن مادرم مرا ملزم می‎کرد با عینک جوشکاری پشت دستگاه حاضر شوم و هر چند دقیقه یکبار از منزل با من تماس می‎گرفتند که از حال من باخبر شوند.