کد خبر: 74825

آنچه که اسلام از آن بعنوان تقوا و پرهیزگاری نام برده است

چرا برخی ها دربرابر ناملایمات مقاوم ترند؟چگونه بعضی رهبران میتوانند بزرگترین فشارها را تحمل کنند؟چه میشود که برخی کمتر بیمار می شوند و طول عمر بیشتری دارند؟

کرمان خبر: معنویت امری همگانی است و همانند هیجان، درجات و جلوه­ های مختلفی دارد؛ ممکن است هشیار یا ناهشیار، رشدیافته یا غیر رشدیافته، سالم یا بیمارگونه، ساده یا پیچیده و مفید یا خطرناک باشد.

معنویت در دیدگاه روانشناسان عبارت است از: ارتباط با وجود متعالی، باور به غیب، باور به رشد و بالندگی انسان در راستای گذشتن از پیچ­ و­خم­ های زندگی و تنظیم زندگی شخصی بر مبنای ارتباط با وجود متعالی و درک حضور دائمی وجود متعالی در هستی معنادار، سازمان­ یافته و جهتدار. این بعد وجودی انسان فطری و ذاتی است و با توجه به رشد و بالندگی انسان و در نتیجه انجام تمرینات و مناسک دینی متحول شده و ارتقا می یابد.

محققان معتقدند داشتن هوش معنوی بالا با داشتن اطلاعاتی در مورد هوش معنوی متفاوت است. آنها بر این باورند که هوش معنوی شامل حس معنا و داشتن مأموریت در زندگی، حس تقدس در زندگی، درک متعادل از ارزش ماده و معتقد به بهتر شدن دنیا می­ شود. هوش معنوی است که برای حل مشکلات و مسائل مربوط به معنای زندگی و ارزش­ها مورد استفاده قرار می­گیرد و سؤال­هایی همانند «آیا شغل من باعث تکامل من در زندگی می­شود؟» و یا « آیا من در شادی وآرامش روانی مردم سهیم هستم؟» را در ذهن ایجاد می­کند. در واقع این هوش بیشتر مربوط به پرسیدن است تا پاسخ دادن، بدین معنا که فرد سؤالات بیشتری را مورد خود و زندگی و جهان پیرامون خود مطرح می­کند. همچنین قابل ذکر است که سؤال­های جدی در مورد اینکه "از کجا آمده ایم؟ ، به کجا می­رویم؟ و هدف اصلی زندگی چیست؟" از نمودهای هوش معنوی می باشند. این هوش ممکن است در قالب ملاک­های زیر مشاهده شود: صداقت، دلسوزی، توجه به تمام سطوح هشیاری، همدردی متقابل، وجود حسی مبنی بر اینکه نقش مهمی در یک کل وسیع­تر دارد، بخشش و خیرخواهی معنوی و عملی، در جستجوی سازگاری و هم سطح­شدن با طبیعت و کل هستی، راحت بودن در تنهایی بدون داشتن احساس تنهایی.

هوش معنوی

افرادی که هوش معنوی بالایی دارند، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند. آنان این ظرفیت را دارند که بخشی از فعالیت­های روزانه خود را به اعمال روحانی و معنوی اختصاص بدهند و فضایلی مانند بخشش، سپاسگزاری، فروتنی، دلسوزی و خرد از خود نشان دهند.

همچنین می­توان گفت هوش معنوی فهم مسایل دینی و استنباط­های درست فقاهتی را تسهیل مینماید. به علاوه هوش معنوی می­تواند در فهم مسایل اخلاقی و ارزش آنها به افرادی یاری نماید.

ویژگی­هایی که لازمه هوش معنوی هستند، احتمالاً در کنار توانایی­ها و فعالیت­های دیگری قرار دارند که عبارتند از: دعا کردن، تعمیق، رؤیاها و تحلیل رؤیا، باورها و ارزش­های دینی و معنوی، شناخت و مهارت در فهم و تفسیر مفاهیم مقدس و توانایی داشتن حالات فراروندگی. به عنوان مثال، بعضی از حقایق قدیمی همانند آزار نرساندن که فضایل اخلاقی را مورد توجه قرار می­دهند، ممکن است روش­هایی برای تقویت هوش معنوی مطرح باشند. همچنین مسائل معنوی ممکن است شامل مواردی از قبیل تفکر در مورد سؤالات وجودی مانند وجود زندگی پس از مرگ، جستجوی معنا در زندگی، علاقمندی به عبادت و تعمق مؤثر، رشد حس هدفمندی زندگی، رشد رابطه با خود، هماهنگی با قدرت برتر و نقش آن در زندگی خود باشد.

البته به نظر می­رسد سن و جنسیت نیز در هوش معنوی اثرگذار باشند. در بسیاری از افراد پس از 35 سالگی تغییرات عمده­ای در ناخودآگاه صورت می­گیرد که ممکن است در روند معنویت و هوش معنوی تأثیرگذار باشند.

محققین اصول زیر را برای هوش معنوی عنوان کرده است:

_ شناخت و تصدیق هوش معنوی؛ یعنی باور داشتن به این مسأله که ما موجوداتی معنوی هستیم و زندگی جسمانی(در این جهان) موقتی است.

_ بازشناسی و باور یک موجود معنوی برتر(یعنی خداوند).

_ اگر خالقی هست و ما مخلوق هستیم، باید کتاب راهنمایی هم وجود داشته باشد.

_ لزوم شناسایی هدف زندگی (وجود چیزی که انسان را فرا می­خواند) و پذیرفتن این نکته که از نظر ژنتیکی بعضی از توانایی­ها کدگذاری شده­اند.

_ شناختن جایگاه خود در نزد خداوند (شخصیت فرد بازتاب فهم وی از خداوند است).

_ شناخت اصول زندگی و پذیرفتن این امر که برای داشتن زندگی موفق باید سبک زندگی و تصمیمات خود را مطابق این اصول شکل داد.

 

هوش معنوی

مؤلفه­ های هوش معنوی در اسلام

در فرهنگ اصیل اسلامی به طور ضمنی هوش معنوی مورد توجه فراوانی قرار گرفته است.عوامل مؤثر در هوش معنوی که در متون اسلامی تقوا و پرهیزگاری قلمداد شده است، به همراه تمرینات روزمره از قبیل تدبر در خلقت، تدبر در آفاق و انفس، روزه­ داری، عبادات، خواندن قرآن و تدبر صادقانه در آیات آن می­توانند نقش اساسی در تقویت هوش معنوی داشته باشند.

 آگاهی هشیارانه و سازگاری با وقایع و تجارب زندگی و پرورش خودآگاهی از جمله عوامل اصلی رشد هوش معنوی تلقی می­شوند. می­توان گفت بلوغ معنوی دید عمیق و گسترده­ای است که با آگاهی همراه است و شامل ارتباط زندگی درونی ذهن با زندگی بیرونی می­شود.

هوش معنوی و سلامت روانی

پژوهش­ها و بررسی­های مختلف نشان داده ­اند که میان معنویت و هدف زندگی، رضایت از زندگی و سلامت، همبستگی وجود دارد. در بررسی و تحقیقات انجام گرفته در مورد اثرات معنویت بر سلامت فرد، دیده شد که معنویت با بیماری کمتر و طول عمر بیشتر فرد همراه است. افرادی که دارای جهت­گیری معنوی هستند، هنگام مواجهه با جراحت، به درمان، بهتر پاسخ می­دهند و به شکل مناسب­تری با آسیب­ دیدگی و بیماری کنار می ­آیند و میزان افسردگی در آنها کمتر است. همچنین شواهد نشان می­دهند که تمرین­های معنوی افزایش­ دهندة آگاهی و بینش نسبت به سطوح چند­گانه هوشیاری (تعمیق) هستند و بر عملکرد افراد تأثیر مثبتی دارند.

هوش معنوی ما را قادر می­سازد همه چیز را آنطور که هستند ببینیم. این هوش همان هوشی است که رهبران مشهور و محبوب جهان را هدایت کرده است. رهبران معنوی با داشتن این هوش میتوانند بزرگترین فشارها را تحمل کنند.

روانشناسان همچنین صفات زیر را برای افرادی که از این هوش برخور دارند نام می­برند:

*خودآگاهی

*مستقل بودن (شهامت)

*استقلال از محیط: شجاعت کلی برای انجام عمل برخلاف عرف رایج

*گفتن «چرا؟»

*قابلیت­ مواجهه با مشکلات وناملایمات و حتی به فرصت تبدیل کردن آنها

*خود کنترلی: توانمند بودن در خودداری و کنترل خویش

*انعطاف پذیری

*پرداختن به سجایای اخلاقی و اهمیت دادن به آنها

*درس گرفتن از تجربیات و شکست­ها

*خودجوش بودن

*درست اندیشیدن

*عدم فرار از میدان حوادث

*رهایی از لغزش­ها و دام­های شیطانی

*حسی که افراد را هدایت درونی می­کند

افراد با هوش معنوی کسانی هستند که می­دانند «چرا» انجام می­دهند و «چه چیزی» را انجام میدهند. همیشه بر اساس یک رسالت مشابه عمل می­کنند. آنها بر اساس خدمت­ رسانی به دیگران زندگی می­کنند. آنها دیگران را به خاطر چیزی سرزنش نمی­کنند و همواره مسوولیت بخشش خود و عملکردهایشان را می­پذیرند. برای رضایت داشتن از خودشان نیازی به تصدیق دیگران ندارند. از وابستگی به دیگران برای کسب ایمنی رها هستند، چون اعتقاد دارند ایمنی از خودشان است نه از بیرون. آنها کار را مکانی برای خلاقیت، اعتمادبه­ نفس و یادگیری، جایی که پول و پاداش، ثانویه است، می­دانند. آنها افراد محیط کار را به عنوان انسان­هایی با قوت، ضعف، نگرانی، نیازها و خواسته­ های خودشان در نظر می­گیرند، برای آنها روابط، همواره قبل از کار است. آنها از زندگی مادی دست نمی­کشند بلکه خواهان ایجاد تعادلی در زندگی مادی همسو با اهداف متعالی و معنوی خود هستند. همسر معنوی در برخورد با موقعیت­ها به جای مداخله در امور، به ایجاد بصیرت می­پردازد؛ به جای کنترل، اعتماد می­کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می­دهد.

تنظیم: م. پورمحی آبادی