کد خبر: 76611

حجت الاسلام ریاضت؛

امروز مشکلی در هیئت ما وجود دارد که می خواهند با هیئت مشهور شوند، نمی خواهند با صاحب هیئت محشور شوند.

کرمان خبر گزارش می دهد؛حجت الاسلام ریاضت از منبری های مطرح تهران است و در حوزه هیئت نکاتی را مطرح کردند که خلاصه آن را در ادامه می خوانید: 

نکته ای به نظرم می رسد که باید روی آن بیشتر کار شود و آن هم محدوده و حریم هیئات است. هیئت ها باید در برخی حریم ها وارد نشوند. اجازه ندهند برخی در بعضی حریم ها وارد شوند، اگر ما این حرف را بازگو کنیم، می گویند بخاطر لباسش است ولی ما در عرصۀ هیئات باید مرزی بین هیئتی که در آن روحانی وجود دارد و هیئتی که روحانی ندارد، قائل شویم. چون هیئتیکهروحانی ندارد، نقص دارد. روحانی به معنای اخصش نه به معنای عام که یک سخنران باشد.

هیئت دو رکن اصلی دارد. یکی روحانی و دیگری مداح است. بقیه وسیله ای هستند تا این دو، برنامه اجرا کنند. هر یک از اینها که نباشند، کار می لنگد. خصوصاً کار هیئت که کاری معنوی است و می خواهد مخاطبش را پرواز دهد و معمولاً هیچ پرنده ای با یک بال نمی تواند پرواز کند، دو بال می خواهد. یکی بال شعور و دیگری بال شور است. که نقش روحانی نقش شعور است و مداح نقش شور. هیچ پرنده ای نمی تواند با یک بال پرواز کند. چه پرنده های طبیعی و چه مصنوعی که بشر ساخته است. کایت ها هم دو بال دارند. هیئت هایی که روحانی محورند و فقط با شعور و منطق می خواهند پیش بروند، موفق نیستند. و چه آنهایی که فقط روی شور کار می کنند هم کم رنگ می شوند.

الان هیئت هایی موفق هستند که این دو را باهم دارند. به قول حضرت آقا سه عنصری که هیئت باید داشته باشد:

1) معرفت و منطق

2) حماسه و رشادت

3) عاطفه و احساس

هیچ یک از این سه نباید فدای آن دو شود و یا دو تا فدای یکی شود.

بسیاری از هیئات تفکر و منطق عاشورا و تفکر و منطق فاطمیه و تفکر و منطق انتظار و حماسه و رشادت که در این تفکر وجود دارد، فدای احساسات و شور و عاطفه می شود.

کارکرد هیئت همانند آبکش در آب نیست! کارکرد هیئت این است که، وقتی آبکش را از آب بیرون کشیدیم در آن آب باشد. این کار شماست. رسانه نقش بسیار مهمی دارد که بتواند آن را حفظ کند.

امروزه یکی ازمعضلاتما بحث خانواده است. چون خیلی از جاها احساسی کار می شود و از منطق و تفکر دور می شود، معرفت افزایی ندارد. مثلاً روایتی دیدم که اگر خانمی یک ساعت کنار همسرش بنشیند و فضای شادی را در خانه ایجاد کند و یا آقایی کنار همسرش بنشیند، ثوابش برابر صد اعتکاف است. اما این جمله را در هیئات نمی توانید بگویید، در جمع خواهر و برادری که اعتکاف می روند، نمی توانی بگویی که در عوض اعتکاف یک ساعت فضای شادی را در خانه ایجاد کنی، ثواب صد اعتکاف را می نویسند!

قطعاً عنایت امام حسین علیه‌السلام بوده است که شما در این حد پیش رفته اید. سوالی از استادمان مرحوم آقای مجتهدی کردم: خیلی ها محرم 61 هجری دوستدار و محب اهل بیت علیه‌السلام بودند، مخالف بنی امیه و صددرصد ضد یزید بودند اما در کربلا نیستند، چطور می شود؟ این دلیل نیست که هر کسی کربلا نبود، مخالف و ضد ولایت است. خیلی ها محب اهل بیت علیه‌السلام بودند اما در کربلا حضور نداشتند. چرا 72 نفر؟ یا چرا (به اختلاف روایت) 128 تن؟ ایشان فرمود: امام حسین علیه‌السلام لیستی در دست دارد. همه انتخاب نشده بودند، تا قیامت هر کسی برای امام حسین علیه‌السلام هر کاری می کند، در این لیست است. یکی چای میریزد و یکی کفش جفت می کند و یکی سخنرانی می کند و یکی گریه می کند و یکی پول می دهد و یکی سایت می زند و یکی مطلب پیاده می کند. پس انتخاب شده است و دست ما نیست. حالا که انتخاب شده است باید قدرش را بدانیم. باید این حساسیت را از این جهت بر روی کار داشته باشیم. حالا که امام حسین علیه‌السلام ما را انتخاب کرده است، در این انتخاب کجا هستیم؟

امام حسین علیه‌السلام روز دوم اعتکاف در مسجدالحرام (دو روز اول کسی که اعتکاف می کند مستحب است که روزه بگیرد و روز دوم افطار که شد، روز سوم واجب می شود و نمی تواند مسجد را ترک کند.) بودند، نیم ساعت مانده به غروب و افطار که شخصی آمد و داد زد: یا اباعبدالله، یا اباعبدالله! اغثنی. حضرت فرمودند: چه شده است؟ گفت: مشکلی دارم و سراغ هر کسی رفتم آدرس شما را دادند. حضرت از مسجد خارج شدند و اعتکاف را بهم زدند. گفت: آقا شما معتکفید، حل مشکلم بماند بعد از اتمام اعتکاف شما. حضرت فرمودند: اگر من مشکل شما را حل کنم خداوند ثواب هزار اعتکاف قبول را در نامه ام می نویسد ولی اگر این اعتکاف را به پایان برسانم، مشخص نیست قبول شود یا نه.

 

ما در تفکر و منطق و سیرۀ امام حسین علیه‌السلام از این داستان ها زیاد داریم ولی جای آنها خالی است. لذا در عرصۀ خانوادگی در بچه هیئتی ها دچار مشکل شده ایم. در عرصۀ اجتماع نسبت به رفتار بچه هیئتی ها دچار مشکل شده ایم. چون فقط جنبۀ شور و احساسات مهم است.

آن تفکر منطقی که امام حسین علیه‌السلام می گوید در رفتار ما هیئتی ها دیده نمی شود. آن حماسه و رشادت، این رشادت می خواهد. من که حدیث را می خواندم، فکر می کردم که اگر معتکف باشم و روز دوم، نیم ساعت مانده به اذان کسی بگوید: حاج آقا مشکلی دارم و گفته اند اگر فلانی بگوید حل می شود. شما مشکلم را حل می کنید؟ من هم بگویم: معتکفم. اعتکافم تمام شود، بعد. یعنی هیچ وقت نمی گویم: برویم و حل می کنم!

الحمدالله یک سالی است که در هیئات چرخشی، دارد ایجاد می شود، آن هم به جهتی است که تا دو، سه سال گذشته مخاطب اصلی هیئات در سنینی بودند که دبیرستان بودند. بالاخره اینها دایره و تعامل افکارشان محدود بوده است. الان هرم سنی هیئتی ها، به دانشگاه آمدند. با انواع و اقسام شبهه ها روبرو شدند. عده ای با این شبهات زمین می خورند، چون مایه ای ندارند، می بیند ده سال هیئت رفته است و الان در ترم اول، استاد یا دانشجو شبهه ای می کند او هم جوابی ندارد، چون خالیست و فقط در شور بوده است. آنهایی که اعتقادشان محکم است و با شبهه زمین نمی خورند دنبال جواب هستند. برگشتند و می گویند: آقا پاسخ بدهید! آقای سخنران و آقای مداح شما که می گویید، دلیل بیاور! برای سینه زنی دلیل بیاور، برای مشکی پوشیدن دلیل بیاور. دلیل می خواهد! دانشجو شده است. حالا این منطق به درد می خورد. این خودش رشادت و حماسه ای می خواهد. آدم جاهایی خودش را بشکند. چرا امام حسین علیه‌السلام، امام حسین علیه‌السلام شده است؟ چون بخاطر خدا همه جا خودش را شکانده است. ما هم جاهایی لازم است که خودمان را بشکنیم.

ما هیئت راه انداختیم که چه شود؟ ببینیم و یا دیده شویم؟ آمده ایم شهود کنیم؟ چون فرمود: در این وادی بیایی، باید ببینی. "ما رأیتُ الا جمیلاً" حضرت زینب سلام‌الله‌علیها فرمود: ما آمده ایم که ببینیم، نیامده ایم که دیده شویم.

ما هیئت می آییم که ببینیم یا دیده شویم؟ این کار شماست.در یکی از خبرهایتان از چیذر که کار کرده بودید، در کامنت های زیرش نوشته بود: " میمردی زاویۀ دوربین رو از این طرف می گرفتی که من هم بیفتم؟!" حالا عکاس شما 20 عکس انداخته است و در هر 20 عکس نیفتاده بود! این کار شما را سخت می کند. چون بالاخره دوربین است، سایت است.

ما الان این مشکل را در عرصۀ زیارت کربلا داریم! خیلی از مسئولین به زیارت کربلا می روند و پیاده عکسی می اندازند تا در اینستاگرام بگذارند، پیاده روی نمی روند. فقط در موکبی عکس می اندازند که دیده شوند.

حالا دقت کنید. تمام اینها برای این است که من ببینم که این دعا در حقم مستجاب شود، ما قرار است با امام حسین علیه‌السلام محشور شویم نه با امام حسین علیه‌السلام مشهور شویم. این دو با هم متفاوت است. امروز مشکلی در هیئت ما وجود دارد که می خواهند با هیئت مشهور شوند، نمی خواهند با صاحب هیئت محشور شوند. از من روحانی، آخوند و منبری اش بگیر تا بقیه و این کار شما را سخت می کند.

من سوالی می کنم، آمار امسال سازمان تبلیغات، هیئت های ثبت شدۀ رسمی که میروند نذورات و امکانات بگیرند 29800 هیئت فقط در تهران است. 60 درصد از این 29800 هیئت در تهران، هیئت انشعابی از هیئت های دیگر است. یعنی چی؟ چرا منشعب شده است؟ بین آنها درگیری و اختلاف شده است، بخاطر اینکه تو دیده میشوی و من در هیئت دیده نمیشوم؛ پس باید من هیئتی بزنم و دیده شوم، من رئیس هیئت و میاندار هیئت شوم. این موضوع را چه کسی باید بشکند؟ شما! شما رسانۀ هیئت هستید. چه کسی باید به من بگوید: این تفکر غلط است؟ که اگر به هیئت دیگری رفتی و آخوند دیگری بر منبر بود و از او عکس انداختند و از تو عکس ننداختند، تو هیئت دیگری نزنی! چه کسی باید به من آخوند بگوید: تو در جایگاهی هستی که همه را به طرفی بیاوری که با امام حسین علیه‌السلام محشور شوند نه مشهور شوند؟

زمانی حاج آقا مجتهدی به من می گفت: در هیئت یک کار نکن، همه کار بکن. آشپزی بکن، اکو وصل کن، چایی بریز و کفش جفت کن و سخنرانی و مداحی و جارو هم بکش! میانداری هم بکن و سینه زنی هم بکن، یکی از آنها بگیرد هفت جدت را می گیرد.

آقای مجتهدی می فرمود: گاهی پای دیگ مجلس امام حسین علیه‌السلام چیزی به دست می آورید که روی منبر نیست. ما نمی فهمیدیم که حاج آقا چه می گوید! پای دیگ امام حسین علیه‌السلام چه چیزی به دست می آید؟! بعدها که مطالعاتی کردیم تا مطلبی برای منبر درست کنیم، دیدیم که عجب! خدا برای دیگ و استکان و نعلبکی امام حسین علیه‌السلام 2 هزار سال قبل از تولد پیغمبر با موسی کریم علیه‌السلام صحبت کرده است.

ما قبل از محرم همایش توجیه روحانی ها و هیئتی ها می گذاریم، همایش برای آبدارچی ها می گذاریم؟ همایش برای آشپزها و کمک آشپز و کفشدار می گذاریم؟ کسانی که اصلاً دیده نمی شوند! سخنران را که همه می بینند. می دانید چرا چیزی که پای دیگ پیدا می شود، در منبر نیست؟ چون منبر آنلاین در اینترنت است. شش پروژکتور در صورتش است و همه می بینند و به به و چه چه می کنند. خیلی اخلاصش پایین می آید. خیلی مرد می خواهد که روی منبر بنشیند و وقتی می گوید"بسم الله الرحمن الرحیم" ببیند هزار نفر سکوت محض کردند و به حرف هایش گوش می دهند و او نباید خودش را گم کند. من نمی توانم و گاهی اوقات خودم را گم می کنم. گاهی خیال می کنیم بخاطر ما آمدند. از برخی ذاکرین شنیده ام مثلاً می گوید: "گوش کن، گوش کن! راضی نیستم از اشک هایی که گرفتم، اگر این کاری که می گویم را نکنید" فکر می کند اشک را آنها گرفتند! شنیدم که می گویند: اگر به فلانی رأی ندهی، راضی به اشک هایی که سر روضه ام ریخته ای نیستم! فکر می کند روضه را او خوانده است یا مردم گریه را برای او کردند. خیلی سخت است. اینجا حدیث نفس می کنم و برای خودم می گویم. این کار شما را سخت می کند.

اگر بخواهید این سه عنصر را که مقام معظم رهبری فرمودند: معرفت و منطق، حماسه و رشادت، عاطفه و احساس. البته آدم باید خیلی رشید و مرد باشد، 20 سال کار غلطی کرده است و حالا که میفهمد، باز گردد. حر چرا مرد است؟ چون وقتی فهمید چهل سال اشتباه رفته است، بازگشت، آن هم در آن موقعیت.

استادمان آقای مجتهدی می فرمودند: حرف مرد دوتاست. اگر اشتباهی کرد آنقدر رشید باشد که برگردد و حرفش دو تا شود. اختلافات خانوادگی از کجا آغاز می شود؟ از جایی که یکی از آن دو طرف که اشتباه کرده است، نمی خواهد بپذیرد که اشتباه کرده است و برگردد. در عرصۀ اجتماعی، بین همسایه ها دعوا می شود چون نمی خواهند بپذیرند که اشتباه کردند. در عرصۀ سیاسی چرا مشکلات زیاد می شود؟ مقام معظم رهبری می فرمایند: حرفی زده ای و متوجه شدی که نمی شود، بگو نمی شود و من اشتباه کردم. در عرصۀ سیاسی تصمیم غلطی می گیرند و بعد هم متوجه می شوند ولی آنقدر مردانگی ندارند که بگویند"اشتباه کردیم." لذاتوعونشرا مردم باید بدهند. عیبی ندارد که آدم بگوید "اشتباه کردم" کوچک که نمی شود، تازه بزرگ هم می شود.

امام (ره) چند جا در وصیت نامه اش می گوید: "اشتباه کردم". آقا رسماً در ارتباط با بحث کنترل جمعیت در یک سخنرانی عمومی فرمودند:"من اشتباه کردم." این آدم را بزرگ می کند. ما باید به هیئتی ها یاد بدهیم که اگر جایی اشتباه کردند، انشعاب نزنند. آنقدر مرد باشند و حماسه و رشادت را از شهدای کربلا یاد گرفته باشند. این کار شماست. چون ما هیئتی ها که در هیئت قرار می گیریم بیرون قصه را نمی بینیم. لذا کار شما خیلی حساس است. حتی کار شما آنقدر حساس است که وقتی سخنرانی مرا پیاده می کنید، به من زنگ بزنید و بگویید: آقای ریاضت در سخنرانی ات این جمله اشتباه بود. نباید این حرف را میزدی و جایگاهش نبود. باید طوری عنوان کنی که من به سمتی هدایت شوم که جلسۀ بعد روی منبر بگویم: حرفی که جلسۀ پیش زدم اشتباه بود. نه اینکه بگویم: دست شما درد نکند، لطف کردید. بعد هم پشت گوش بیاندازم و اصلاً مهم نباشد که چرا چنین حرف خطایی زدم. روضه نیوز