کد خبر: 79561

برگی از دفتر خاطرات انقلاب در کرمان/3

یادم هست که در متن آن کاغذ ها اسمی از کسی به نام آقای خمینی و یا ایت الله خمینی برده شده بود

** نقاشی روی اعلامیه های امام  

فاطمه مهدوی نیا ازمبارزین انقلابی در کرمان در خصوص فضای روزهای مبارزات مردمی در کرمان علیه رژیم منحوط پهلوی  در گفت وگو با پایگاه تحلیلی خبری کرمان خبر گفت: روزهای مبارزه روزهای سختی بود .رژیم پهلوی وقاحت را به اوج رسانده بود ودر مقابله با مردم از هیچ کاری فروگذار نبود.

وی افزود:درآن زمان پدر من خادم مسجد الرضا در خیابان حافظ بود وگاهی که برای تمیز کردم مسجد می رفت من وبرادرم هم با اوبه مسجد می رفتیم وشاهد رفت وآمد مبارزین انقلابی مردم وجوانان به مسجد بودیم آن زمان آیت الله سید یحی جعفری امام جماعت مسجد الرضا بود .

بارها که من وبرادرم در حیاط مسجد بازی میکردیم شاهد این بودیم که آیت الله جعفری می امد وچیزهایی را در بخاری هایی که در گوشه حیاط بود می گذاشته ومی رفت .

پس از چند باری که این اتفاق افتاد برادرم به سراغ بخاری ها رفت واز داخل آنها یک دسته کاغذ بیرون آورد که چیزهایی روی آن نوشته شده بود ما آنها را میخواندیم ولی متوجه موضوع آنها نمی شدیم .

یادم هست که در متن آن کاغذ ها اسمی از کسی به نام آقای خمینی و یا ایت الله خمینی برده شده بودمن وبرادرم که چیزی از این اعلامیه ها نمی فهمیدیم روی انها نقاشی کشیدیم تمرین خط کردیم وبعد هم که کار پدرم تمام شده بود وباید به خانه باز میگشتیم آن ها را همانجا پخش وپلا کردیم  چند روز بعد دیدم که پدرم نگران وآشفته است ودائما با مادرم صحبت میکند ودر اتاق راه می رود.

وقتی که از مادرم پرسیدم چه اتفاقی افتاده است گفت احتمالا نیروهای ساسواک از فعالیت های مبارزین در مسجد الرضا مطلع شده است وپدرت وآیت الله جعفری نگران این موضوع هستند.

به همین خاطر می خواهند کسی را نگهبان بگذارند تا کشیک بدهد وببیند پخش کردن اعلامیه ها کار کیست چند روزی به همین ترتیب گذشت تا اینکه ما دوباره همراه پدر به مسجد رفتیم وبرادرم دید که آیت الله جعفری دوباره به سراغ بخاری ها رفت وچیزهای در آنجا گذشت ورفت بلافاصله بعد ازرفتن ایت الله جعفری برادرم  سراغ بخاری ها رفت وان کاغذ ها را بیرون آورد این بار که مشغول خواندن آن ها بودیم پدرم  سر رسید وآنها را در دست ما دید واز ما پرسید اینها درست شما چکار میکند  پس آن کسی که دفعه قبلی اعلامیه را پخش کرده ساواک نبوده وشماها بودید.

آنجا بود که فهمدیم اعلامیه چیست وآقای خمینی کیست.

**هایده خواننده لس آنجلسی در کرمان

فاطمه مهدوی نیا خاطره دیگرش را پس از اینکه به جمع مبارزین با رژیم منحوط پهلوی در کرمان پیوسته است اینگونه بیان میکند:حالا که دیگر من وبرادرم بزرگتر شده بودیم وحالا که خودمان اعلامیه پخش می کردیم و می دانسیتم آقای خمینی چه کسی است .

به ما ماموریت داده شد که به کاخ جوانان برویم واز آنجا اطلاعات بیاوریم(کاج جوانان ان زمان همین کانون اندیشه اسلامی الان در خیابان ابو حامد است )

کاخ جوانان نسخه ای بود  که رژیم پهلوی برای گمراهی مردم وجوانان پیچیده بود  محلی بود که زنان رقاصه وآوازه خوان را می آوردندبرنامه اجرا کند .

ورود وحضور درکاخ جوانان شرایط خاص خودش را داشت وحتما باید دختر وپسر ها ویا زن ومرد ها با هم به آنجا میرفتند وکسی را تنهایی یه خانوادگی را نمی دادند.

وقتی که به من وبرادرم ماموریت دادند که به کاخ جوانان برویم به ما گفتند خود را دوست یکدیگر معرفی کنید  وحواستان باشد لو نروید .

وقتی ما به آنجا رفتیم جمعیت زیادی آمده بودند برای برنامه ویژه ای که توسط خواننده زن قرار بود اجرا شود در داخل کاخ جوانان همه چیز مهیا بود انواع مواد مخدر انواع مشروبات الکلی وگاها زنان بدکاره که دربین مردان می چرخیدند  ودر بین جمعیت سکویی درست کرده بودند که خواننده روی آن قرار بگیرد ومردم دوربرش .

منو برادرم همه چیزهای را به خوبی مشاهده کردیم وبه خانه برگشتیم گفتیم کاری نمیکردند یک خانمی میرقصید  ومردان با لیوان های آب واب میوه به خواننده نگاه میکردند .

بعدها فهمیدیم آن ابها مشروبات الکلی بوده اند وآن خواننده زن هم همان هایده معروف.