کد خبر: 80962

سید محمد امیر گنجعلیخانی/ در ادبیات محافظه کارانه، انقلاب حاصل یک تب تند (Abnormal) است که پس از مدتی فرو می نشیند و به وضع عادی برمی گردد. در سیر کلی انقلاب ها، در پایان برای هر انقلابی یک افول و فرود پیش بینی می شود. حال در این افول، وضع موجود یا به روال گذشته و سابق ِ قبل از انقلاب برمی گردد یا ...

سید محمد امیر گنجعلیخانی/ در ادبیات محافظه کارانه، انقلاب حاصل یک تب تند (Abnormal) است که پس از مدتی فرو می نشیند و به وضع عادی برمی گردد. در سیر کلی انقلاب ها، در پایان برای هر انقلابی یک افول و فرود پیش بینی می شود. حال در این افول، وضع موجود یا به روال گذشته و سابق ِ قبل از انقلاب برمی گردد یا ارزش های انقلاب به مرور در اثر علل گوناگون به ضد ارزش های انقلاب تبدیل می شود. در گذرگاه قرن بیستم، به انقلاب 1979 ایران می رسیم. انقلابی که صفت اسلامی را یدک می کشد. وجود همین صفت اسلامی، به نوعی بیانگر تمایز اصلی این انقلاب با سایر انقلاب های تاریخ بشریت است. تمایزی که از فوکویاما و اسکاکپل چپ گرا گرفته تا شهید مطهری بر آن اتفاق نظر دارند.

حال با دو مقدمه ای که در بالا ذکر شد، اینگونه می توان نتیجه گرفت که همان طور برای هر انقلابی یک پایان مطرح است و اینکه انقلاب اسلامی از هرلحاظ یک انقلاب متمایز است؛ پس بنابراین باید پایان این انقلاب نیز یک پایان متمایز باشد. برای تشخیص پایان این انقلاب، باید به چیستی و عوامل سازنده آن رجوع کنیم. انقلاب اسلامی، اندیشه ای بود از نظریات امام که در عمل مردم به منصه ظهور می رسید. نظریات امام، نه محافظه کارانه، بلکه انقلابی بود. نکته قابل توجه این است که امام خمینی با این تفکر انقلابی برای پایان این انقلاب برنامه نمی چیند، بلکه به فکر بازتولید آن است.

حال شاکله ی نظریات امام چیست؟ این شاکله را می توان در نقل قولی از آیت الله خامنه ای پیدا کرد. "انقلاب، انقلاب مردم است. انقلاب مناسبات اجتماعى و اقتصادى، فرع بر انقلاب مردم است. تا مردم منقلب نشوند، آن انقلاب اقتصادى و تغییر و تبدیل مناسبات اجتماعى و اقتصادى و سیاسى هم اصلاً تحقق پیدا نمى‌کند."1 کلید واژه انقلاب مردم و اینکه انقلاب مردم اصل کار است حاکی از این است که تفکر امام بر دو پایه استوار است. انقلاب و مردم. یا به تعبیری دیگر، تغییر روحی و درونی مردم با اسلام و در نهایت تغییر جامعه که این تغییر جامعه به سایر انقلابات منجر خواهد شد. پس در ابتدا در مردم یک تغییر روحی و روانی ایجاد شده که منجر به انقلاب اسلامی شده است. حال ارتباط این نتیجه گیری با بازگشت (ترمیدور2) انقلاب چیست؟

اگر کمی در تفکر امام تامل بیشتری کنیم، به سه واژه خواهیم رسید. "اسلام انقلابی" و "انقلاب انسانی" و محوریت این دو واژه با "انسان انقلابی" خواهد بود. ارتباط این سه واژه با ترمیدور انقلاب اسلامی آن گاه مشخص خواهد شد که دریابیم شاکله و بن مایه انقلاب اسلامی ایران نیز همین بوده است. پس بازگشت آن نیز، حول همین محورها خواهد بود. حال از آنجا که برای هر انقلابی میتوان بازگشتی متصور بود و این احتمال برای انقلاب اسلامی نیز صدق می کند، مساله ی مهم این است که این ترمیدور از چه راهی و در چه زمانی به وقوع خواهد پیوست؟

بنابر توضیحاتی که ارائه شد، هرگاه یکی یا هر دو کلیدواژه ی کلیدی این انقلاب، ضربه بخورد باید منتظر بازگشت این انقلاب باشیم. فراموش شدن آرمان ها و اهداف "اسلام انقلابی" یا محدود شدن افرادی با صفت "انسان انقلابی" می تواند زمینه ساز این ترمیدور باشد. حال در چه زمانی؟ خیلی ها امام خمینی را نماد این انقلاب و با رحلت امام، کار را تمام شده می دانستند. چرا که این انقلاب حاصل نظریات امام بود و حال با قطع شدن سرچشمه این نظریات می توان به تغییر روند این انقلاب امیدوار بود. که البته این امید به سرانجامی نرسید و انقلاب اسلامی به حرکت خود ادامه داد چرا که رهبر یک انقلاب، تمام آن انقلاب نیست و فقط نمود آرمان های آن انقلاب و شرح انضمامی آن است و با فوت رهبر نمی توان پایانی بر انقلاب اسلامی متصور بود. زمینه ی دیگر بازگشت، در مناسبات و روابط خارجی این انقلاب با جهان بین الملل است. همیشه این احتمال وجود داشته که تعدادی از انقلابیون پس از گذشت مدتی، از بیم فشارها و تهدیدات با "دشمنان" همسو شده و مشی محافظه کارانه بگیرند. به عقیده این عده، این همسو شدن با آن ها می تواند از مشکلات احتمالی که ممکن است به وجود بیاید جلوگیری کند. طبق نظر قرآن نیز این همسو شدن موجبات بازگشت و ترمیدور را فراهم خواهد کرد. "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا الَّذینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلى‌ أَعْقابِکُمْ‌ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرینَ"3

دیگر تفاوت این انقلاب با سایر انقلاب ها را می توان در بیانات رهبری یافت: "انقلاب‌ها سقوط میکنند و برمیگردند پایین. انقلاب‌های بزرگ دنیا که در تاریخ دویست سال اخیر ما اینها را میشناسیم، بنا بر همین تحلیل، همه با آن نظریه قابل انطباق هستند؛ اما انقلاب اسلامی از این تحلیل جامعه‌شناختی بکلی مستثناست. در انقلاب اسلامی پادزهرِ فرود انقلاب در خود این انقلاب گذاشته شده است ... لذا این انقلاب شکست‌خوردنی نیست؛ این انقلاب فرود آمدنی نیست؛ این انقلاب از سیر و حرکت خود باز نمی‌ایستد؛ چون جامعه‌ی ما یک جامعه‌ی مؤمن و دینی است و دین و ایمان اسلامی در اعماق دل مردم، از همه‌ی قشرها، نفوذ دارد؛ مردم به معنای حقیقی کلمه به دین معتقدند."4 حال این پادزهر فرود انقلاب چیست؟ اگر به بیانات رهبری در چند ماه اخیر توجه کنیم، استفاده از واژه "انقلاب" و مشتقات آن به وفور زیاد شده است. علت این امر را می توان این چنین ذکر کرد که رهبر انقلاب در حال "تعمیق" ، "بازتولید" و "بسط معنایی" مفاهیم انقلابی در برابر پروژه های ضد ترمیدوری انقلاب هستند. این جریان ضد ترمیدوری5 تلاش می کند تا با نفی واژه هایی مانند استکبار، نظام سلطه و استقلال؛ آن ها را با واژه هایی همچون نظام جهانی و انزوا تعویض کند.6 اما در اینجا، پاسخ ضد ترمیدوری آن روشن است. همان طور که انقلاب اسلامی با "اسلام انقلابی" و "انسان انقلابی" ممکن گشت؛ بازتولید این انقلاب در برابر جریان های ترمیدوری آن نیز، با "تعمیق" و "بسط" این دو مفهوم ممکن است.

در پایان، می توان گفت رهبری انقلاب از پادزهر مذکور چنین استفاده می کند و از چالش های ترمیدوری، فرصتی می سازد برای بسط مفاهیم انقلابی و پیشرفت موتور انقلاب. هم چنین اکنون، علت تاکید زیاد رهبری بر دوگانه ی انقلابی-لیبرال و علت تقسیم بندی جریان های کشور طبق این دوگانه دریافته می شود. مطالعه سلسله وار بیانات اخیر رهبری می تواند مسیر تکامل این مفاهیم انقلابی را نشان داده و نقشه ی راه انسان انقلابی در چالش بازتولید-ضدترمیدوری پیش رو باشد.

 

1- بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر / ۱۳۷۹/۱۲/۲۲

2- در ارتباط با انقلاب‌های جهان، ترمیدور به دوره فروکش کردن خشونت و شدت حرکت‌های انقلابی و تبدیل آن به مرحله آرامش و برگشت از ایده‌های انقلابی مشهور شده است.

3- آل عمران، آیه 143

4- بیانات در مراسم هفدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) / ۱۳۸۵/۰۳/۱۴

5- جریانی که قله‌ی کوشش‌هایش ارائه‌ی تفسیری از سیرت نظام۱۶ است که بتوان با آن انقلاب اسلامی را درون نظام جهانی سلطه هضم کرد.

6- رهبر انقلاب در بیانات مورخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۴ درباره‌ی تئوری‌سازی علیه استقلال این‌چنین استدلال می‌کنند: «متأسفانه کسانی هستند که تئوری‌سازی می‌کنند برای نفی استقلال کشور، استقلال را گاهی به انزوا معنا می‌کنند، گاهی به این عنوان که امروز استقلال کشورها یک ارزش به حساب نمی‌آید، قلم‌زنی می‌کنند و حرف می‌زنند. این حرف‌ها هم در بین جامعه پخش می‌شود. کسانی این‌جوری حرکت می‌کنند. این یک غلط بزرگ، یک خطای بسیار مهم و خطرناک است. امام معتقد به استقلال کشور بود.»