کد خبر: 81634

چپ های دیروز، اصلاح طلبان امروز؛

اصلاح طلبان هنوز که هنوز است نتوانسته اند ریاکاری را کنار بگذارند و آن را به عنصر اصلی فعالیت سیاسی خود تبدیل کرده اند.

نگاهی به ادبیات سیاسی اصلاح طلبان نشان می دهد نوعی نگاه انحصاری نسبت به کارآمدی خود در میان دیگر جریان ها و شخصیت های سیاسی دارند و تنها نسخه نجات کشور را نیز تنها خود و شخصیت های برآمده از جریان خویش می دانند. نگاهی که ریاکارانه به مسائل می نگرد و حتی در تحلیل مبانی خود نیز گاها با مشکل روبه رو شده و انشعابات شکل گرفته در جریان اصلاحات نشات گرفته از اختلافات محتوایی و ماهیتی درون و میان اصلاح طلبان است. 

اصلاح طلبان بازماندگان و ادامه دهندگان چپ ها در دهه 60 و اوایل دهه 70 شمسی هستند. کسانی که خود را خط امامی می نامیدند و نسبت به آنچه که راستی ها نامیده می شدند، حرکت های هیجانی بسیاری داشتند و به اصطلاح انقلابی های دو آتشه ای بودند. در تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان 1358، موسوی خوئینی ها، یکی از لیدرهای فعلی اصلاح طلب، رهبری دستگیری دیپلمات ها را برعهده داشت. بسیاری از پست های حساس در شورای انقلاب، دادگاه ها و دادگستری بر عهده چپ ها بود و حتی در سازمان اطلاعات که بعدها وزارت خانه شد، این اصلاح طلبان فعلی و نیروهای چپ گذشته بودند که نقش فعالی داشتند. اما این نیروها، چه راهی را طی کردند که پس از چند صباحی راهی دیگر رفتند و از بسیاری از حرکت های انقلابی تبرئه جستند یا ابراز ندامت کردند. 

در طول دو دهه اخیر، اصلاح طلبان یکبار فرصت یافتند تا قدرت اجرایی و قانونگذاری کشور را در دستان خود داشته باشند و فجایعی به بار آوردند که یادآور تحرکات منافقین در سال های نخست انقلاب و اوایل دهه 60 در لشکرکشی های خیابانی بود. در سال 1376، یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز ریئس جمهور شد و در سال 1378، مجلس ششم با اکثریت اصلاح طلب تشکیل گردید. اما  توفق یافتن قدرت اجرایی در دستان اصلاح طلبان، به فاجعه فتنه تیرماه 1378 ختم شد و اصلاح طلبان نشان دادند در استحاله نظام جمهوری اسلامی که پدرخواندگان آن در پایه گذاری و تثبیت آن نقش داشتند، از هیچ اقدامی دریغ نخواهند کرد. 

نکته ای که می توان به طور یقین به اصلاح طلبان نسبت داد، شعار "همواره هدف وسیله را توجیه می کند"، است. زمانیکه قدرت از ید آنها خارج شد و با اردوکشی خیابانی سال 88 نیز نتوانستند به آن دست پیدا کنند، ریاکارانه خود را در قامت مدافعان نظام و اصول آن قرار دادند و برای حفظ حداقل ها به پشتیبانی کسانی پرداختند که روزگاری در قطب مخالف آنها قرار داشتند و سرسختانه شعارها و آرمان های اصلاح طلبانه خویش را وارد گنجه کردند. 

آنچه در روزهای اخیر پیرامون انتشار نوار صوتی آیت الله منتظری درباره اعدام و مجازات زندانیان منافق در سال 1367، روی داد، نمونه بارزی از ریاکاری اصلاح طلبان را رقم زد. وی در جلسه ای با حضور چندتن از مقامات قضایی و اطلاعاتی، به انتقاد از اعدام منافقین در زندان ها پرداخته و فرمان امام خمینی  (ره)  را در این زمینه اشتباهی می داند که تبعات بسیاری برای جمهوری اسلامی خواهد داشت. آنچه در این صوت 40 دقیقه ای بیان می شود تقریبا همان اتهاماتی است که منتظری در کتاب خاطراتش نیز تکرار کرده است. ولی انتشار این صوت، با استقبال گسترده ای از سوی رسان های مخالف جمهوری اسلامی روبه رو شد و هر یک برنامه های خاصی را برای تحلیل آن ارائه دادند. در این پروژه  نیز هدف نشان دادن چهره ای منفی از امام (ره) بر پایه ظالم و ستمگر بودن، است. در یک کلام تخریب امام خمینی (ره)، در نهایت اصل و ریشه ایدئولوژی جمهوری اسلامی یعنی ولایت مطلقه فقیه را هدف قرار داده است و چه کسی بهتر از راس این نظام.

آیت الله منتظری در سال های زعامت اصلاح طلبان بر کشور، در بیشتر موارد پشتیبان و حامی دولت و مجلس اصلاح طلب بود و در وقایعی چون فتنه 78 و 88، جزء حامیان اصلی فتنه گران محسوب می شد. از این رو منتظری در نگاه اصلاح طلبان به عنوان پدرمعنوی این جریان جای گرفت و سخنان و اظهارات وی که در نقد نظام و ارکان آن بود با استقبال بی نظیر جریان اصلاح طلب روبه رو می شد. در کوران فتنه منتظری  رهبر معنوی جنبش سبز ایران و نیز مرجع سبز نامیده شد. مهدی کروبی یکی از سران فتنه که در سال های دهه شصت و هفتاد به شدت به منتظری و مواضع او می تاخت، و خواهان پاکسازی بیت منتظری از تفاله های باند مهدی هاشمی بود، در جریان فتنه 88 به دلیل حمایت منتظری از فتنه 88 و مواضع ساختارشکنه اش، در نامه ای از وی تقدیر و تشکر کرد!: "از این‌که به‌خاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه‌ها و بیاناتی اظهار تأسف فرمودید لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم."

اما انتشار صوت منتظری در اعتراض به احکام قضایی برای منافقین در سال 67 و انتقاد از آیت الله موسوی اردبیلی؛ رئیس دیوان عالی کشور در دهه 60 و برخی از افردای که به نیروهای چپ یا خط امامی منتسب بودند و در جریان اجرای فرمان امام در اعدام منافقین نقش داشتند، باعث شد تا اصلاح طلبان و رسانه های این جریان، نسبت به آن گارد بگیرند و ساده لوحی آیت الله منتظری را بار دیگر برجسته کنند. کاملا مشخص است که اصلاح طلبان کنونی و چپ های دیروز، از اینکه نقش آنها در زمینه رویدادهای اوایل انقلاب همچون تسخیر لانه جاسوسی و عملکردشان در دهه 60، بازگو شود، آزارده خاطر می شوند و این نیز به خصوصیت ریاکارانه آنها باز می گردد. بسیاری از شعارها و گفتارهای کنونی آنها با سوابقشان همخوانی ندارند و تغییرات عمده ای که در سال های دهه 70 و 80 از آنها مشاهده شد، نشان داد، آنها از مواضع انقلابی خود عدول کرده اند و پا در مسیری گذاشته اند که تنها با تحریف تاریخ می توانند در آن گام بردارند. 

رفتار براساس منویات امام خمینی (ره) یکی از محسناتی است که هر نیروی انقلابی زنده ای به آن می بالد و جزء سوابق ارزنده اش می باشد، اما زمانیکه ریاکاری، دروغ و تظاهر کردن در عرصه سیاسی برای  بقاء اولویت پیدا کند، نه تنها آن گذشته خوب از بین می رود بلکه جریان سیاسی دچار تناقض و دور باطلی می شود که رهایی از آن بسیار سخت خواهد بود. کسانی فتنه 88 را رقم زدند که خود را بهترین و مناسبترین افراد برای پیاده کردن آرمان ها و ارزش های انقلاب و امام می دانستند ولی بیشترین ضربات را به جایگاه امام خمینی و جانشین بر حقش را همین افراد وارد ساختند. آنها نمی توانند میان شعارهای امروز خود و رفتارهای دیروزشان همخوانی ایجاد کنند و به طرز وحشتناکی به دورویی و ریا دست می زنند. اصلاح طلبان اصل ولایت فقیه را که یادگار بی بدیل رهبری امام خمینی است را اصلی کهنه و ناتوان برای پاسخگویی به نیازهای کشور می دانند و حتی در جلسات خصوصی خود آن را به تمسخر می گیرند اما برای حضور در عرصه سیاسی، ریاکارانه جانماز آب می کشند و خود را تابع ولایت فقیه جلوه می دهند! 

اظهارات و موضع گیری های سران اصلاح طلب و زعمای آن در قبال نوار صوتی منتظری درباره اعدام منافقین، بار دیگر ریاکاری آنها را نشان داد. هرچند سخنان منتظری از روی ساده لوحی و اطلاعات غلط بود و آینده نیز نشان داد فرمان امام در برخورد با منافقین به چه میزان اهمیت داشت، اما موضع گیری اصلاح طلبان پیرامون آن هیچ اثری از صداقت نداشت. چرا که منتظری نمی تواند روزگاری رهبر معنوی و مرجع جنبش سبز باشد و زمانی پیرمردی ساده لوح! حمایت آنها از حسن روحانی در انتخابات 92 نیز بر مبنای ریاکاری و سواستفاده بود، اصلاح طلبان سعی کردند، تا روحانی را از گذشته اش در دهه 70 فاکتور بگیرند و روحانی ای را معرفی کنند که باب میل حامیانشان باشد. در انتخابات اسفند 94 تحت عنوان لیست امید این مورد تکرار شد و به نظر می رسد برای بقای خود در قدرت و افزایش آن در آینده همین رویه را ادامه خواهند داد. 

فرهنگ نیوز

ادامه اخبار