کد خبر: 82253

بیمارستان شهید باهنر و چند مشکل...

به هر حال ضعف مدیریت و فقدان نظارت دقیق و حساب شده را عامل بی انضباطی در این مرکز بهداشتی می دانم کما اینکه وضعیت مطب های خصوصی نیز از این بهتر نیست و در مجالی دیگر خواهم گفت چگونه یک پزشک متخصص در عرض 7 دقیقه می تواند سه بیمار و از قرار هر ویزتی 30 هزار تومان را ببیند، نظر دهد و نسخه بپیچد و اگر برای بار دوم سوال بپرسی کدام دارو را چگونه بخورم با واکنش تندی مواجه شوی که مگر نگفتم چرا خوب گوش نکردی!

کرمان خبر/ امسال برای سه بار مجبور شدم همراه بیمارانم به اوژانس بیمارستان شهید باهنر مراجعه کنم. یک بار به همراه بیماره 80 ساله یک بار به همراه بیمار 65 ساله و بار دیگر بیمار 22 ساله. هر سه بار وقتی نام بیمارستان مذکور را بیاد می آوردم تصویری از محیطی شلوغ، انواع شکستگی ها، دالان های تنگ رادیولوژی و بیماران و همراهان مضطرب برایم تداعی می شد. آخرین مراجعه ام قبل از این سه بار شاید به سال ها قبل بر می گشت و از اینرو انتظار داشتم فضای داخلی باید تغییرات زیادی کرده باشد. اما افسوس که نه ظاهر چندان تحولی بخود دیده بود و نه باطن!

برخلاف برخی تغییرات فیزیکی روح حاکم همچنان همان روح گذشته بود. محیطی شلوغ، مردمی کلافه و بیچ و خم های اداری بسیار. اگر از انصاف نگذریم باید گفت برخی از کادر این بخش انسانهای صبوری هستند چرا که با انبوهی از کمبود ها می سازند و دم بر نمی آورند. من در هر سه بار مراجعه انسانیت، صبوری و رفتار پاسخ گویی را در برخی از کادر پرستاری مشاهده کردم. باشد که ایزد منان پاسخگوی این صبوری باشد. ذکر این اینکه این رو لازم بود که این نوشته درصدد نادیده گرفتن هیچ یک از زحمات افراد مذکور نیست. اما روی صحبت با مسئولین رده بالاتر است از وضعیت نه چندان مطلوب چنین محیطی. چند نکته عذاب آور در این بخش وجود دارد که به نظرم بعد از گذشت ده سال همچنان تغییر جدی در آن را نمی توان مشاهده کرد.

کلافگی:

بنده در چندین بخش این مجموعه کلافگی را بارها و بارها مشاهده کرده ام.

1. فقدان نیروی بیماربر و فریاد های مکرر برای یافتن یکی از آنها. در هر سه بار بدلیل نبود بیماربر چه برای خودم و چه برای دیگر بیماران کمک کرده ام تا بیماری جابجا شود. در صورتی که می طلبد در این زمینه نیروی کافی به کار گرفته شود. به خاطر دارم در یکی از این بارها مسئولی بر سرم فریاد می کشید که زود این بیمار را جابجا کن و وقتی متوجه شد من بیمار بر نیستم و بیمار خود را در گوشه ای وانهاده ام تا به این بیمار که ظاهرا وضعیتش بحرانی تر بود کمک کنم بسیار شرمنده شد. هرچند برایم سوال شد که چطور چنین عدم شناختی ممکن است. چون سخن بسیار است و خواننده هم عاقل و العاقل یکفی بالاشاره دیگر در این باب توضیحی نمی دهم ولی همین قدر بگویم که از دل همین نکته چندین سوال مدیریتی قابل طرح است!

2. فقدان تخت کافی. بارها مشاهده کرده ام بدلیل نبود تخت کافی بیمار یا بیمارانی در راهرو رها شده بودند و داد و بیداد هایی که اغلب هم به جایی نمی رسید با یاس و بیچارگی مسولین که فقدان فضا را نشان می دادند مسکن وار بی جواب می ماند. اگر چه این مسکن ها هم انگار چینی شده است و پس از دقایقی باز داستان اعتراضات تکرار می شد.

3. ساعت کاری بالای دانشجویان تخصصی: در این مورد نمی توانم قضاوت قطعی کنم اما در یک مورد جوانکی دکتر که به نظر از ادب هم بهره نبرده بود با کلافگی تمام پرونده های پزشکی را زیر و رو می کرد و مدام بین اتاق عمل، اتاق گچ، اتاق داخلی و سالن بیرون در تردد بود. میزی مملو از پرونده ها و سردگمی او گواه از حجم ناعادلانه پرونده و یا چیزی دیگری داشت. این فرد در عرض 8 ساعتی که در این مرکز بودم بیش از سه مورد با مردم کارش به دعوا کشید. جا دارد مسولین بالا دست او پاسخ دهند میزان کار یک نفر و پاسخگویی او بر چه اساس و موازینی است؟ بماند که رفتار او با مردم بیش از آنکه مسکن درد باشد مشوق درد و داد و فریاد بود.

در همین زمینه گوشی به دست بودن اغلب دانشجویان دکتری معضلی جدی تری است. آیا این گوشی به دستی در راستای کار محوله به آنها است و اگر خیر چرا واکنشی صورت نمی گیرد. چه لزومی دارد دانشجوی پزشکی که در چنین قسمت حساسی مشغول است مدام از گوشی خود استفاده کند؟ تصور کنید شما با اضطراب و التماس بخواهید به بیمارتان رسیدگی شود و طرف تا گردن سر مبارک را درصفحه مبارک تلگرام خود فروبرده و تو از ترس اینکه مبادا به قبای سفیدش بر خورد آقای دکتر یا خانم دکتر اتو کشیده ای را در دهان خود مرتب کنی و با صدای اندکی بیرون دهی و با واکنشی تند مواجه شوی! هنوز بعد این مدت نفهمیدم چرا باید حین کار گوشی تلفن همراه به همراه داشت. اگر چه معتقدم اصلا چنین چیزی لازم نیست اما اگر برای دیگر کارکنان این ترک مستحب است، به نظرم برای پزشک آن هم در موقعیت اورژانسی واجب است که ترک گوید این صفحه سفید جادویی را. اما امان از واجب های فراموش شده!

جا دارد دانشگاه علوم پزشکی کرمان پیمایش علمی را سامان دهد که دست کم به سه سوال اساسی در آن پاسخ داده شود:

1. نگرش مردم و مراجعین به اورژانس بیمارستان شهید باهنر چه میزان از رضایتمندی را نشان می دهد.

2. کارکنان این مجموعه از چه عواملی رنج می برند(ساعات کار دانشجویان دوره تخصصی با چه استانداردی هم خوانی دارند)

3. رضایت مندی و دیدگاه مردم نسبت به این اورژانس چیست؟

4. نگرش مردم در ده سال گذشته در این باره چه تغییری کرده است؟ تغییرات بنیادی در این باره در ده سال گذشته شامل چه مواردی بوده است؟

باید قبول کرد مدیریت منابع انسانی در این بخش از ضعیف ترین های ممکن و موجود است. بخاطر دارم وقتی برای ترخیص یکی از بیماران خود- که خود همچنان فرایندی مملو از کاغذ بازی است- به اتاقی هدایت شدم و بی درنگ به کادر گفتم حتما این وضع را به فلان دکتر –که در حال حاضر از مسولین رده بالای بهداشت و درمان استان است- گزارش می دهم، نه تنها با واکنش منفی مواجه نشدم بلکه همه پرستاران حاضر در این اتاق با نگاه های التماس گونه از من خواستند که اگر واقعا چنین دسترسی دارم این کار را بکنم.

چالش:

بنده نمایندگان محترم شهر کرمان و مجموعه مسئولین اداری شهر را دعوت می کنم به اینکه بصورت ناشناس فقط 24 ساعت اورژانس مذکور را مورد بررسی قرار دهند و شفاف به مردم پاسخ دهند که اگر برای یکی از نزدیکان شما اتفاق ناخوشایندی رخ دهد، حاضر هستید به همراه مردم عادی-ولی نعمتان انقلاب- به این مرکز درمانی مراجعه نمایید؟

مسئولین محترم شهر و استان کرمان

به عنوان یک شهروند عرض می کنم؛ آنچه از انواع برخورد ها و رسیدگی های در این اورژانس بر روی بیماران و همراهان آن ها رخ می دهد به هیچ روی شایسته ولی نعمتان انقلاب نیست. باشد که این عریضه فرصت پاسخ گویی را فردای قیامت برای شما فراهم سازد.

به هر حال ضعف مدیریت و فقدان نظارت دقیق و حساب شده را عامل بی انضباطی در این مرکز بهداشتی می دانم کما اینکه وضعیت مطب های خصوصی نیز از این بهتر نیست و در مجالی دیگر خواهم گفت چگونه یک پزشک متخصص در عرض 7 دقیقه می تواند سه بیمار و از قرار هر ویزتی 30 هزار تومان را ببیند، نظر دهد و نسخه بپیچد و اگر برای بار دوم سوال بپرسی کدام دارو را چگونه بخورم با واکنش تندی مواجه شوی که مگر نگفتم چرا خوب گوش نکردی!

مسولیئن محترم فقدان نظارت صحیح و دقیق قطعا فساد آفرین است. بماند که ناکارآمدی ریشه های بیشمار دیگری هم دارد!

مسئولین محترم همت کنید و ببینید در بین عموم مردم چرا برخی از بیمارستان ها خیلی راحت به بیمارستان های بدرد نخور، محل تجمع تعدادی دانشجو و ... خوانده می شود. باید برای رفع این باور های رایج همتی تدبیر کرد، چرا که بی تدبیری می تواند زمینه خدمت کادر خدوم را هم به باد دهد. ما به این تدبیر احتمالی شما امید بسته ایم.