کد خبر: 82926

رصد تحولات جامعه نشان می دهد اوضاع بسیار وخیم تر از آن است که بتوان در ماههای اخیر آن را سروسامان داد. روحانی در حالی با تندی زبان موفقیت های دولتش را فریاد می زند که آنچه در میان افکار عمومی وجود دارد در جهت کاملا عکس صحبت های طلبکارانه رئیس جمهور قرار می گیرد.

به گزارش کرمان خبر/ لحن رئیس جمهور در هفته های اخیر حالت عصبانیت شدید و نگرانی از آینده را به خود گرفته و نقش های مختلفی را در قالب مطالبه گر، منتقد و اپوزیسیون بازی می کند.

 دور از ذهن نبود که نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری سال 96، نگرانی حامیان دولت را برای تمدید دوباره تدبیر و امید افزایش خواهد داد و آنها را برای تثبیت روحانی به تکاپو خواهد انداخت اما تشویش درونی شخص رئیس جمهور چنان عیان شده که وی در سخنرانی های اخیر خود با عصبانیت تمام در پشت تریبون حاضر می شود.

دولت نیازمند اعتماد مجدد افکار عمومی به خویش است. اگر تا دیروز سخن از تک دوره ای شدن ریاست جمهوری روحانی در میان منتقدانش جریان داشت، این گزاره با عیان شدن نشانه هایی در بین حامیان روحانی نیز زمزمه می شود. صحبت از نامزد درسایه یا ورود برخی برای ایفای نقش ضربه گیر، بحث های جدی در آستانه انتخابات به دلیل احتمال شکست روحانی هستند.

اما چرا روحانی عصبانی است؟ باید گفت واقعیت های موجود در عرصه های مختلف سیاسی، سیاست خارجی و به ویژه اقتصادی و معیشتی خود را بر آرزوها و رویاهای دولت مستولی ساخته اند. رصد تحولات جامعه نشان می دهد اوضاع بسیار وخیم تر از آن است که بتوان در ماههای اخیر آن را سروسامان داد. روحانی در حالی با تندی زبان موفقیت های دولتش را فریاد می زند که آنچه در میان افکار عمومی وجود دارد در جهت کاملا عکس صحبت های طلبکارانه رئیس جمهور قرار می گیرد.

در صورتیکه مردم چیزی را که روحانی به عنوان تحقق یافتن وعده های اقتصادی اش جار می زند، در زندگی واقعی لمس می کردند، دیگر نیازی نبود ریئس جمهور کشور در روزهای اخیر آن را فریاد بزند و نظرسنجی های محرمانه ای که به رئیس جمهور ارائه می شود، نشان می داد که مردم از اوضاع راضی هستند و دیگر احتیاجی به عصبانیت برای تاختن به منتقدان دولت نیست.

هرچند به نظر میر سد خود دولتی ها هم می دانند که سخنانی مانند اینکه دولت به تمامی وعده هایش عمل کرده و شرمنده مردم نیست، با بازخورد منفی در میان اقشار مختلف مردم و به ویژه اقشار کم درآمد و آسیب پذیر منعکس می شود و می تواند بر سبد رای روحانی تاثیر بدی بگذارد.

در همین حال درست یک هفته قبل بود که رهبر معظم انقلاب در درس خارج از فقه خود از مسئولان خواسته بود تا به اوضاع استان های آسیب دیده از سیل و گردوغبار رسیدگی کنند و فرموده بودند: اینکه ما بگوییم گذشتگان به فکر ریزگردهای خوزستان نبودند، نتیجه این شد. خیلی خب ما چی ؟ ما  داریم چه میکنیم؟ ما هم جزو همان گذشتگان هستیم. چند صباح دیگر ما میشویم گذشتکان. باز همین قضاوت در مورد ما خواهد بود.

صحبت های اخیر روحانی در نقد دولت گذشته، در جهت کاملا عکس توصیه رهبری بود. وی در همایشی که درباره نظام سلامت بود، اینچنین گفته بود: درباره دولت گذشته می گوییم؛ بعضی ناراحت می شوند. وقتی آن دولت بود، می گفتند انتقاد نکنید تضعیف می شود. الان هم می گویند چکار دارید آن دولت که رفته درباره دولت خودتان حرف بزنید!

این گونه اظهارات را نمی توان ناشی از اشتباهات لفظی یا فراموشی دانست و برنامه های پشت آن نهفته است. ورای تمامی این مباحث، در تکمیل دلایل عصبانیت روحانی، می توان از نبود هاشمی رفسنجانی نیز سخن به میان آورد.

با رحلت هاشمی، روحانی تنهاتر از همیشه شده و وی با کوهی از مشکلات و مطالبات درون حزبی به خصوص اصلاح طلبان روبه روست که دولت وی را تنها مسیری برای دستیابی به قدرت می بینند.هاشمی نقش بالانس کننده خوبی میان اصلاح طلبان و حامیان دولت ایفا می کرد و از قبل آن روحانی منتفع می شد. نبود وی ضربه مهلکی بر بدنه دولت وابسته و طفیلی است که روحانی در یک اشتباه محاسباتی برای نشان دادن اعتماد به نفس بالا، با پرخاشگری و عصبانیت به ایراد سخنرانی می پردازد.

هرچند ورود بی پروای روحانی به مباحث انتخاباتی را می توان در قالب آغاز زودهنگام تبلیغات انتخاباتی دانست اما این روش به صورت بسیار ناشیانه ای از سوی رئیس جمهور دنبال می شود .

شاید توصیه های نزدیکان مصلحت اندیش روحانی بتواند در هفته آینده و سخنرانی های بعدی روحانی در حفظ آرامش کارساز شود ولی تشویش درونی و نگرانی از شکست قریب الوقوع نیز ممکن است تمامی معادلات را برهم بزند و رئیس جمهور جسورانه تر اما با عصبانیت در میدان حاضر شود که آن را می توان یک گل به خودی تمام عیار تفسیر کرد!