کد خبر: 83009

اکنون عدل ۵ روز است که پشت در اتاق دکتر پشمکیان نشسته ام اما هنوز به اتاقش رجعت نکرده و مرا پاک حیرون کرده است! نه جایی برای خواب دارم و نه طعامی برای ادامه حیات! از هرکسی هم که می پرسم او کی خواهد آمد؟! در جواب می گویند”بشین تا بیاد”!

کرمان خبر/صدرالدین اسدی/ #اپیزود_اول

در سال ۱۰۰۵ هجری شمسی بودیم که شخصی کت و شلوار خویش دریده گفت:نفرین باد تو را!

گفتم: خودت نفرین باد تو را!

گفت: چرا به خودت میگیری؟!مگر من با تو سخن گفتم؟!

گفتم: پس با که بودی؟! اصلا تو را چه شده که اینگونه دشنام می دهی؟!

گفت: با این دکتر پشمکیانِ… بودم! آخر الان یک هفته است که شهر و دیار خود را ترک گفته ام و برای #حذف_اضطراری یک درس به کرمان آمده ام؛ اول بار درخواستم را پیش #استاد مشاور بردم و او با امضایی درخواست مرا تایید کرد سپس به اتاق رئیس بخش روانه شدم و با مشقت های فراوان تایید وی را نیز گرفتم و حالا نوبت رئیس دانشکده است که پای برگه درخواستم را امضا کند تا بتوانم آن را نزد کارشناس آموزش برده و تایید نهایی را بگیرم!

گفتم: خب حالا مشکلت چیست؟!

گفت: اکنون عدل ۵ روز است که پشت در اتاق دکتر پشمکیان نشسته ام اما هنوز به اتاقش رجعت نکرده و مرا پاک حیرون کرده است! نه جایی برای خواب دارم و نه طعامی برای ادامه حیات! از هرکسی هم که می پرسم او کی خواهد آمد؟! در جواب می گویند”بشین تا بیاد”!

گفتم: چه عرض کنم؟! علی الحساب مراقب باش حراست…

شخص نگذاشت حرفم تمام شود و رفت و یک هفته بعد در حالی که از گرسنگی برگه درخواست حذف اضطراریش را جویده بود جنب دفتر دکتر پشمکیان جان داد و مرد…

#اپیزود_دوم

در سال ۱۳۹۵ هجری شمسی بودیم که شخصی شلوار لی زخمی فاق زیر زانو پوشیده گفت: گیر عجب آدم خری افتادیم!

گفتم: خودت گیر عجب آدم خری افتادی!

گفت: چرا به خودت میگیری؟! مگه من با تو بودم؟!

گفتم: پس با کی بودی؟! اصلا چرا فحش میدی؟!

گفت: با این دکتر پشمکیان پورِ… بودم! آخه الان یک هفته هست که از سایت گلستان تقاضای حذف اضطراری رو ارسال کردم اول رفتم پیش استاد مشاور که درخواستم رو تایید کنه و بعد رفتم پیش رئیس بخش و اونم درخواستم رو تایید کرد و حالا نوبت رئیس دانشکده هست که درخواستم رو تایید کنه تا بتونم برم پیش کارشناس رشته!

گفتم: خب حالا مشکلت چیه؟!

گفت: الان عدل ۵ روزه که پشت در اتاق دکتر پشمکیان پور نشستم تا بیاد بشینه پشت سیستمش و درخواست منو تایید کنه! ولی بگو تو این پنج روز یک دقیقه از جلوی دانشکده رد شده باشه! آخه من نمی فهمم مگه فقط تو اتاقش اینترنت وصله؟! اصلا مگه من باید بیام بگم سیستمتون رو چک کنید؟! اون از سیستم گلستانشون و اینم از اتوماسیونشون! اتوماسیون که نیست لامصب کشکوماسیونه!

گفتم: چه عرض کنم؟! علی الحساب مواظب باش حراست…

دوست شخص اجازه نداد حرفم تمام شود و به شخص گفت “شنیده ای این ترم محاسبات عددی به صورت مجازی ارائه می شود؟!” نمی دانم چرا چشمان شخص پس از شنیدن این خبر داشت از حدقه بیرون می زد، دست راستش را روی قلبش گذاشت و در محل جان داد و مرد!