به گزارش کرمان خبر/محمد امین‌قانعی‌راد، از جامعه‌شناسان اصلاح‌طلب در بخشی از گفت‌وگوی تفصیلی خود با روزنامه اعتماد درباره سیاست‌های مربوط به جذب نخبگان خارج‌نشین و دانشجویان محصّل در خارج از کشور اظهار کرده است:

«نقد دیگری که به سیاست جذب دانشجویانی که با هزینه شخصی در خارج از کشور تحصیل کرده‌اند وارد است، این است که این سیاست منجر به تضعیف طبقه متوسط می شود. باید در نظر داشت عمده کسانی که با هزینه شخصی در خارج از کشور تحصیل می‌کنند از وضعیت مطلوب و بالای اقتصادی برخوردار هستند. لذا اگر قرار باشد این گروه‌ها پس از تحصیل به ایران بازگردند عملا فرصت آشنایی طبقات متوسط و پایین با آکادمی در خارج از کشور از بین می‌رود و از طرف دیگر این افراد وقتی به ایران باز می گردند ارزش‌های جدید و طبقاتی خود را به جامعه تزریق می کنند و همین امر موجب می شود طبقه متوسط تضعیف شود و در نتیجه این نگرش، ما مدیرانی خواهیم داشت که وابسته به طبقات بالای جامعه هستند و این تاثیر منفی بر دموکراتیزاسیون دارد. این امر موجب نوعی تبعیض در نظام مدیریتی کشور می‌شود.»[۳]

 

*قانعی‌راد در حقیقت در حال بیان این مطلب است که دانشجویان محصّل در خارج از کشور پل ارتباطی قشر متوسط جامعه با نهادهای آکادمیک در خارج از کشور هستند!

سخنی عجیب و غریب که مبنای قابل اثباتی ندارد زیرا اولاً نهادهای آکادمیک در خارج از کشور هرگز سرویسی اضافه بر آنچه که در منافع ملی حکومت‌های کشورشان تعریف شده باشد به سایر کشورها و بطور خاص به ایران اسلامی نمی‌دهند.

و ثانیا تئوری محصور بودن اقتصادی و علمی در جهان امروز، به لحاظ کلان یک حرف باطل و غیر ممکن است.(منظور غیر ممکن بودن بیخبری از تئوری‌های علمی کلان است)

بخش دوم صحبت‌های مذکور نیز اگرچه ظاهر بامسمّایی دارند اما اولا خصلت بالانشینی در داخل کشور هم امکان بروز دارد و ثانیا «مدیریت اشرافی» خصیصه‌ای محسوب می‌شود که جریانات سیاسی، خود بایستی به دنبال نقد آن باشند نه اینکه کسی از آنها به اسم «نقد سیاست جذب نخبگان» به این بهانه سبب ایجاد ان‌قلت‌هایی بی‌مبنا بر سر راه بازگشت دانشجویان محصّل در خارج از کشور شود.

گفتنیست، همواره و در بحثی به نام «فرار نخبگان» این مسئله مطرح می‌شود که نظام اسلامی بایستی بهترین امکانات سیاسی و اقتصادی خود که در واقع بیت‌المال مسلمین محسوب می‌شوند را به نخبگان بدهد تا هیچیک از آنها میل عزیمت به خارج از کشور را نداشته باشند!

این در حالی است که «همیشه یک پیشنهاد بهتر وجود دارد»! و لذا به نظر می‌رسد اساس این نقد یا شاید پیشنهاد با مشکلات مبنایی مواجه باشد و اگرچه وظیفه هر نظام سیاسی است که نخبگان خود را با امکانات بهتری مورد پوشش قرار دهد اما «غرب‌پسندی» و «دیگرخواهی» در میان برخی انسان‌ها خصلتی است که در مابه‌ازای آن نمی‌توان هیچ امکان اقتصادی خاصی را پیشنهاد داد.