کد خبر: 85569

علیرضا بهشتی، از فعالان اصلاح‌طلب چند روز قبل در هشتاد و نهمین سالروز تولد آیت الله شهید بهشتی با اشاره به برخی خصائل و رفتارهای شهید بهشتی گفته است: «متاسفانه در ۴۰ سال گذشته، فقدان الگوهای عملی در جامعه، به نهضت اسلامی و تداوم آن همچنین به پررنگ ماندن ارزش‌های اسلامی که انقلاب برای آنها شکل گرفت آسیب فراوانی رسانده است.» به گزارش جماران، او می‌افزاید: نمی‌خواهم، بگویم که ظرف چهل سال گذشته الگوهای عملی دیگری پدید نیامدند اما اگر نگاهی به تبلیغات کنیم و دانش علوم تربیتی را از صداوسیما، منابع، دانشگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌های مختلف در اختیار مردم بگذاریم تا وقتی که جوان ما، الگوی قابل پیگیری و در دسترس را که بتواند با او نشست و برخاست کند و در برخورد با او بیاموزد و رابطه‌ای گفت و گویی برقرار کند، نیابد عملا تبلیغات اثر چندانی نخواهد داشت.[۵] *صد البته اشخاصی همچون شهید بهشتی، شهید مطهری، شهدای محراب و سایرین الگوهای بزرگی در جامعه اسلامی ایران بوده‌اند... اما شهادت آنها و یا اصلاح‌طلب و تجدید نظر طلب بودن فرزند یکی از این شهدا! دلیلی بر این نیست که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران طی ۴۰ سال گذشته بازتولیدی در زمینه الگوهای خود نداشته است. چه اینکه در سایه‌سار وجودی همین الگوهای نو و غیر قابل انکار بوده است که امثال شهید حججی‌ها بالیدند، ایران اسلامی به قدرت منطقه‌ای و جهانی تبدیل شد، تحریم‌ها و تهدیدها و هجمه‌های اقتصادی در برابر نظام اسلامی شکست خوردند و از همه مهمتر اینکه وجود و زایندگی همین الگوها بود که ایران اسلامی را سر به سلامت از گردنه فتنه‌های بزرگ گذرانید. حکما آقای بهشتی که جزو طرفداران تئوری تجدید نظر طلبی در انقلاب اسلامی! و از فعالان حوادث سال ۸۸ هستند نیک می‌دانند که اگر صحبت ایشان در زمینه بی‌الگو و اسطوره بودن نظام جمهوری اسلامی ایران حقیقت داشت، امروز نه تنها تئوری تجدید نظرطلبی ایشان و امثال سعید حجاریان عملی و علنی شده بود بلکه نه ۲۳ تیر سال ۷۸ در کار بود و نه ۹ دی ماه سال ۸۸! و فتنه‌های کوی دانشگاه و سال ۸۸، هر یک به تنهایی توانسته بودند نظام اسلامی را از پای در بیاورند... نظام جمهوری اسلامی اتفاقا الگوهای فراوان، کارا و نو به نویی را به نسل‌های خود ارائه کرده است اما نکته اینجاست که اشخاصی از جریان سیاسی خاص بنا به دلایلی ترجیح داده‌اند رفتگان! را فقط الگو بدانند و از حاضرین نیز گویا فقط کسانی که در فتنه سال ۸۸ نقشی داشته و یا سمپات اصلاحات باشند، می‌توانند اطلاق «الگو» داشته باشند. تکمله مهم این معنا نیز آنجاست که در مکتب و انقلابی که امامش به یک طفل ۱۳ ساله‌ی مجاهد به چشم «رهبر» نگاه می‌کند، طبیعتا آن اندازه زایایی و تکثّر الگوها وجود دارد که مویه کردن در قبرستان‌ها نشانه بی‌کسی نباشد. گفتنیست، بهشتی چند سال قبل صحبت‌هایی را در زمینه امکان تجدید نظر طلبی در ساحت انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مطرح کرد.[۶] سعید حجاریان نیز در چند سال اخیر به این مسئله اشاره کرده است!

به گزارش کرمان خبر/علیرضا بهشتی، از فعالان اصلاح‌طلب چند روز قبل در هشتاد و نهمین سالروز تولد آیت الله شهید بهشتی با اشاره به برخی خصائل و رفتارهای شهید بهشتی گفته است:

«متاسفانه در ۴۰ سال گذشته، فقدان الگوهای عملی در جامعه، به نهضت اسلامی و تداوم آن همچنین به پررنگ ماندن ارزش‌های اسلامی که انقلاب برای آنها شکل گرفت آسیب فراوانی رسانده است.»

به گزارش جماران، او می‌افزاید:

نمی‌خواهم، بگویم که ظرف چهل سال گذشته الگوهای عملی دیگری پدید نیامدند اما اگر نگاهی به تبلیغات کنیم و دانش علوم تربیتی را از صداوسیما، منابع، دانشگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌های مختلف در اختیار مردم بگذاریم تا وقتی که جوان ما، الگوی قابل پیگیری و در دسترس را  که بتواند با او نشست و برخاست کند و در برخورد با او بیاموزد و رابطه‌ای گفت و گویی برقرار کند، نیابد عملا تبلیغات اثر چندانی نخواهد داشت.[۵]

 

*صد البته اشخاصی همچون شهید بهشتی، شهید مطهری، شهدای محراب و سایرین الگوهای بزرگی در جامعه اسلامی ایران بوده‌اند...

اما شهادت آنها و یا اصلاح‌طلب و تجدید نظر طلب بودن فرزند یکی از این شهدا! دلیلی بر این نیست که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران طی ۴۰ سال گذشته بازتولیدی در زمینه الگوهای خود نداشته است.

چه اینکه در سایه‌سار وجودی همین الگوهای نو و غیر قابل انکار بوده است که امثال شهید حججی‌ها بالیدند، ایران اسلامی به قدرت منطقه‌ای و جهانی تبدیل شد، تحریم‌ها و تهدیدها و هجمه‌های اقتصادی در برابر نظام اسلامی شکست خوردند و از همه مهمتر اینکه وجود و زایندگی همین الگوها بود که ایران اسلامی را سر به سلامت از گردنه فتنه‌های بزرگ گذرانید.

حکما آقای بهشتی که جزو طرفداران تئوری تجدید نظر طلبی در انقلاب اسلامی! و از فعالان حوادث سال ۸۸ هستند نیک می‌دانند که اگر صحبت ایشان در زمینه بی‌الگو و اسطوره بودن نظام جمهوری اسلامی ایران حقیقت داشت، امروز نه تنها تئوری تجدید نظرطلبی ایشان و امثالسعید حجاریان عملی و علنی شده بود بلکه نه ۲۳ تیر سال ۷۸ در کار بود و نه ۹ دی ماه سال ۸۸! و فتنه‌های کوی دانشگاه و سال ۸۸، هر یک به تنهایی توانسته بودند نظام اسلامی را از پای در بیاورند...

نظام جمهوری اسلامی اتفاقا الگوهای فراوان، کارا و نو به نویی را به نسل‌های خود ارائه کرده است اما نکته اینجاست که اشخاصی از جریان سیاسی خاص بنا به دلایلی ترجیح داده‌اند رفتگان! را فقط الگو بدانند و از حاضرین نیز گویا فقط کسانی که در فتنه سال ۸۸ نقشی داشته و یا سمپات اصلاحات باشند، می‌توانند اطلاق «الگو» داشته باشند.

تکمله مهم این معنا نیز آنجاست که در مکتب و انقلابی که امامش به یک طفل ۱۳ ساله‌ی مجاهد به چشم «رهبر» نگاه می‌کند، طبیعتا آن اندازه زایایی و تکثّر الگوها وجود دارد که مویه کردن در قبرستان‌ها نشانه بی‌کسی نباشد.

گفتنیست، بهشتی چند سال قبل صحبت‌هایی را در زمینه امکان تجدید نظر طلبی در ساحت انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مطرح کرد.[۶] سعید حجاریان نیز در چند سال اخیر به این مسئله اشاره کرده است!