کد خبر: 85982

خیلی‌ها مقصر اصلی گرایش بیش از اندازه مردم به آثار کمدی سینمای ایران را رویکرد تلخ اجتماعی بخش عمده‌ای از سینماگران می‌دانند و انگشت اتهام را به طرف این سبک از فیلمسازی نشانه می‌روند.

کرمان خبر/خیلی‌ها مقصر اصلی گرایش بیش از اندازه مردم به آثار کمدی سینمای ایران را رویکرد تلخ اجتماعی بخش عمده‌ای از سینماگران می‌دانند و انگشت اتهام را به طرف این سبک از فیلمسازی نشانه می‌روند. ژانر کمدی در همه جای دنیا ژانر پرطرفداری است، اما در همه جای دنیا صرفاً کمدی نمی‌فروشد و ژانرهای دیگر هم در رونق سینما مؤثر هستند، اما در سینمای ایران اغلب مردم اگر تصمیم به سینما رفتن بگیرند، ترجیح می‌دهند برای خندیدن وقت و پول خود را اختصاص بدهند. 
 
محمدتقی فهیم، منتقد و نویسنده سینمایی به این مسئله معتقد است که «اصلی‌ترین وجه سینما سرگرمی است و سینمای کمدی از این جهت ارتباط وثیقی با عنصر مفرح‌بخش‌بودن و سرگرم‌کنندگی سینما پیدا می‌کند. سرگرمی وجهی تعیین‌کننده در سینماست و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. سینما باید بتواند اوقات خوشی را برای تماشاگر ایجاد کند. اوقات خوش صرفاً به معنای این نیست که تماشاگر را بخنداند، بلکه می‌تواند تماشاگر را احساساتی کند و حتی بگریاند یا بترساند. در واقع سینما باید تجربه‌ای تازه و بدیع در اختیار مخاطب قرار دهد. خنداندن هم تجربه‌ای است که سینما از طریق ژانر کمدی به مخاطب هدیه می‌دهد.»
   
مردم با افراط‌گرایی مشکل دارند
 
به اعتقاد این منتقد سینمایی «استقبال مردم از سینمای کمدی می‌تواند یک پیام مشخص داشته باشد و آن اینکه مردم از سینمای شبه‌اجتماعی با مضامین تلخ و ناامیدکننده خسته شده‌اند. تماشاگر ایرانی با این افراط‌گرایی در پرداختن به مباحث تلخ مشکل دارد، البته جشنواره‌های خارجی حتماً از این فیلم‌ها استقبال می‌کنند ولی فیلمساز برای مردم خودش فیلم نمی‌سازد و چشم به جشنواره‌های خارجی دارد، اما کمدی برای مردم ساخته می‌شود. در واقع کمدی نیاز جامعه است و سینما باید با تولید آثار فاخر به نیاز جامعه پاسخ بگوید.»
وی می‌افزاید: «تماشاگر ایرانی با این افراط‌گرایی در پرداختن به مباحث تلخ مشکل دارد، البته جشنواره‌های خارجی حتماً از این فیلم‌ها استقبال می‌کنند، ولی فیلمساز برای مردم خودش فیلم نمی‌سازد و چشم به جشنواره‌های خارجی دارد، اما کمدی برای مردم ساخته می‌شود. در واقع کمدی نیاز جامعه است و سینما باید با تولید آثار فاخر به نیاز جامعه پاسخ بگوید.»
 
فیلمسازان شبه‌اجتماعی که اساساً برای مردم فیلم نمی‌سازند و آثارشان با هدف عرضه به جشنواره‌های خارجی ساخته می‌شود، همواره از پاشیدن گرد تلخی به آثارشان به چندین وجه، اعتبار کسب می‌کنند؛ اول اینکه خود را به عنوان افرادی روشنفکر که به فکر مشکلات و مصائب اجتماع هستند و آنها را بازتاب می‌دهند، معرفی و از این طریق برای خود اعتباری اجتماعی دست و پا می‌کنند، اما واقعیت این است که این فیلمسازان با ضریب دادن به برخی حقایق تلخ در جامعه این مشکلات را تکثیر می‌کنند و در حل این مشکلات نه‌تنها تأثیری ندارند، بلکه به آنها دامن می‌زنند. مخاطب اساساً برای این طیف از فیلمسازان یا موضوعیت ندارد یا اولویت ندارد، چون مخاطب آنها مردم نیست، اینکه مردم و هموطنانشان با تماشای فیلم‌های آنها روحیه و امیدشان را از دست بدهند و به آینده بدبین‌تر از قبل شوند، اساساً برای فیلمسازان آثار شبه‌اجتماعی تلخ موضوعیت ندارد.
 
آنها فیلم می‌سازند تا خود را مطرح کنند و موقعیت‌ها و فرصت‌های جدید را درنوردند.  در چنین وضعیتی است که نوعی ضعیف و نازل از سینمای کمدی می‌تواند مخاطب خسته و دلزده از تلخی را به سمت خود بکشاند، البته این نوع سینما نیز به دلیل کوتاهی‌هایی که در کیفیت این آثار وجود دارد، هرگز نمی‌توانند بخش عمده‌ای از تماشاگران قهر کرده با سینما را آشتی دهند و صرفاً آنهایی را که به طور معمول و سنتی مخاطب سینمای ایران هستند، جذب می‌کنند، آدم‌هایی که بالاخره در سبد خریدشان سینما نیز وجود دارد. 
   
خیانتی چندسویه
 
کمدی همواره جزو ژانرهایی است که در گیشه با اقبال فراوانی روبه‌رو می‌شود. در نیمه دوم دهه 80 که رکود کم‌سابقه‌ای دامنگیر سینمای ایران شده بود، تنها فیلم‌های کمدی خوب می‌فروختند، البته نگاه نازل و غیرحرفه‌ای برخی فیلمسازان به سینمای کمدی باعث شده بود در آن مقطع شاهد سیلی از فیلم‌های موسوم به شانه تخم‌مرغی باشیم که بخش عمده‌ای از فضای سینمای ایران را تسخیر کرده بود و ارزش هنری چندانی نداشتند، ولی مردم به فیلم‌های خوب کمدی توجه نشان می‌دادند.  فراری دادن مردم از سینما و هنر چیزی است که همواره شبه‌روشنفکران در ایران به آن دامن زده‌اند.
 
طنز تلخ ماجرا اینجاست که این فیلمسازان برای فراری‌دادن مردم از هنر سینما همواره از رانت‌ها و بودجه‌های دولتی نیز استفاده می‌کنند؛ همان بودجه‌هایی که اساساً برای ارتقای سطح فرهنگ و هنر جامعه اختصاص داده‌می‌شود، ولی به واسطه نفوذ مدیران ناآگاه و خودباخته برخلاف مصالح جامعه به کار می‌رود؛ بودجه‌هایی که منجر به ساخت آثاری می‌شود که هم آبرو و حیثیت ایرانی‌ها در جهان را خدشه‌دار می‌کند و هم روحیه ایرانی‌های داخل کشور را مورد هجوم قرار می‌دهد. 
 
در همین روزهای اخیر اظهارنظر ایرانیان مقیم کانادا درباره جشنواره «سینِ ایران» تورنتو جالب توجه بود و نشان می‌داد که آنها از تماشای فیلم‌های ایرانی چه احساسی دارند؛ «فیلم‌ها همه غمگین بود، لطفاً فیلم‌های شادتری بسازید و آبروی ایران حفظ شود.»
اما ظاهراً قرار نیست فیلمسازان ایرانی فیلم‌های شادتری بسازند و اگر هم بسازند، قرار نیست اخلاق و کیفیت سینمایی در آنها رعایت شود. سازمان سینمایی دولت دوازدهم هم مانند همه بخش‌های دیگر عرصه فرهنگ و هنر به دلیل ضعف تئوریک و نبود برنامه حرفی برای گفتن و توانی برای تغییر اوضاع ندارد. پس کشتی هنر و سینمای ایران فعلاً با همین دست فرمان اشتباه به کار خود ادامه خواهد داد، مگر اینکه کشتی را کشتی‌بانی دگر افتد.