کد خبر: 52643

هر وقت از چیزی ناراحت می شد، می رفت کنار درخت هایش و با آنها درد دل می کرد و وقتی هم خوشحال بود، در باغش می رقصید و بشکن می زد و همیشه از خدا تشکر می کرد و با انگشت به آسمان اشاره می کرد یا سجده می کرد.

به گزارش افکارنیوز ، شاید زمانی که در یکی از روزهای سال ۱۳۴۰ درویش خان گنگ اسفندیارپور به نشانه اعتراض به از دست دادن زمین هایش در کشاکش ماجرای اصلاحات ارضی درخت های خشک شده باغش را با سنگ ها تزیین کرد، هرگز فکر نمی کرد روزی این باغ جزو جاذبه های گردشگردی استان کرمان محسوب شود.

حدود ۳۰ کیلومتر که از سیرجان به سمت بافت حرکت کنیم، به روستایی می رسیم به نام بلورد، درنزدیکی این روستا باغی قراردارد، بدون حصار و دیوار، اینجا اثری از سبزی و بوته نیست، بوته های خشک خار و جاز، چهره باغ را به جای سبز، سیاه نشان می دهند، باغی پر از درختان خشک شده که باغبان خوش ذوقش آنها را با سنگها، طناب ها، لاشه حیوانات مرده و هر آنچه که در آن حوالی ممکن است، یافت شود، تزیین کرده است و سنگ های آویزان شده به درختان در عین بی نظمی، مرتبند و جلب توجه می کنند.

تعدادی از درختان در آستانه فرو افتادن هستند و تعدادی از سنگ های آویزان به درختان بر زمین ریخته، میوه های درختان این باغ آنچنان بزرگ هستند که یک مرد تنومند به سادگی نمی تواند آنها را جمع آوری کند، تمام سنگ هایی که به درختان متصل شده اند، به طرز ماهرانه ای سوراخ شده اند.

اینکه دلیل اصلی ایجاد این باغ چه بوده است، حکایت های مختلفی دارد، اما به دلیل کر و لال بودن درویش خان هیچ گاه راز احداث این باغ مشخص نشده است.

می گویند درویش خان فردای همان شب که خواب ساختن باغ را می بیند برای چراندن گوسفندانش به بیابان می رود که متوجه می شود چیزی از آسمان به زمین افتاد، نزدیک می رود و می بیند که شهاب سنگی بزرگ است. درویش خان می خواسته سنگ را لمس کند، اما سنگ خیلی داغ بوده و تا سرد شدن شهاب سنگ صبر می کند و بعد آن را با خودش به خانه می آورد.

می گویند درویش خان ابتدا تنه درختان باغ خشک شده اش را از خاک بیرون می آورد و بعد به محل احداث باغ منتقل می کند و در نهایت به گفته روستاییان گودالی به عمق یک متر حفر و تنه درخت را در آن استوار می کرده است و برای تهیه سیم برای اتصال سنگ ها به تنه درختان لاستیک های فرسوده خودروها را جمع می کرده و آتش می زده و بعد سیم درون آن را خارج می کرده است.

شکل میوه های این باغ تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند، می گویند هر میوه سرگذشت خاص خود را دارد و هر گاه در زندگی درویش خان اتفاقی روی می داده، یک سنگ و درخت جدید بنا می کرده است.

درویش خان، علاوه بر سنگ، چیزهای دیگر هم به تنه درختان آویزان می کرد، مثل سر گوسفندانی را که گرگ می درید یا گرگ هایی را که خودش می کشت، چون زبان نداشت تا از ضرر و زیان ناشی از مردن گوسفندان با کسی صحبت کند با این روش با مردم درد دل می کرد.

مزار درویش خان هم همین جاست، پس از ۹۰ سال تلاش و زحمت، در کنار درختانش جان می بازد و همانجا نیز دفن می شود، اما پس از درویش خان دیگر کسی به فکر سامان دادن به باغ خان نبوده است.

می گویند پس از مرگ درویش خان یکی از درختان فرو می ریزد و برای سرپا کردن دوباره آن چندین مرد از روستای اطراف به زحمت توانستند درخت را استوار و سنگ ها را مجددا آویزان کنند.

" خضری" یکی از شهروندان سیرجانی به ایسنا می گوید: این باغ حاصل تخیل قوی چوپان پیر و کر و لالی است که وقتی در زمان حیاتش به آنجا می رفته با علاقه ای توصیف نشدنی در مورد کارهایش توضیح می داد و برای این کار مرتبا به آسمان و بعد هم به زمین اشاره می کرد، البته فهمیدن توضیحات او کار ساده ای نبود.

خضری ادامه می دهد: درویش خان تمام سال های عمر خود را برای ساخت این باغ سنگی صرف کرده است و برای ساختش از تکنیک های ویژه ای استفاده کرده که با مرگش آنها را به گور برده است.

وی می افزاید: علاقه بسیار درویش خان به معرفی درختان سنگی باغش بسیار قابل تامل بود، طوری که هر چه می خواستیم خداحافظی کنیم، اجازه نمی داد و ما را به دنبال خودش این طرف و آن طرف می برد و با تکان دادن سیم ها و طناب ها و حرکت دست ها سعی می کرد توضیحات خود را کامل تر کند، روحش شاد.

وی ادامه می دهد: امیدوارم حالا که درویش خان در بین ما نیست، از این باغ مراقبت لازم به عمل آید و شاهد از بین رفتن نتیجه زحمات این هنرمند نباشیم.

خضری می افزاید: عدم توجه به باغ سنگی درویش خان و عدم حمایت از ساماندهی این باغ موجب شده است که باغ سنگی خان در معرض تخریب و آسیب جدی قرار گیرد.

" ابراهیمی نژاد" ، مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی استان کرمان به ایسنا می گوید: سیرجان شهری ریشه دار در تاریخ است که روزگاری پرچم مرکزیت این استان در آن در اهتزاز بوده است.

وی با بیان اینکه سیرجان از جاذبه های گردشگری بسیاری برخوردار است، معروف ترین آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری سیرجان را قلعه سنگ، منبرسنگی، قلعه ها و برجهای قدیمی، شاه فیروز، میر زبیر، کاروانسراها و خانه های قدیمی، بازارها، مساجد، چشمه ها، یخدان ها، بادگیر چپقی و باغ سنگی معرفی می کند.

ابراهیمی نژاد در خصوص باغ سنگی سیرجان می گوید: باغ سنگی یکی از جاذبه های گردشگری سیرجان، نمادی از آرزوهای بر باد رفته و شیوه ای نو برای مبارزه با ظلم و ستم است.

وی می گوید: این باغ به شکل شش ضلعی نامنظم است و متعلق به شخصی به نام «درویش خان اسفندیارپور» است. در خصوص پیدایش این باغ گفته می شود که در یکی از روزهای سال ۱۳۴۰ خورشیدی و در جریان اصلاحات ارضی، درویش خان که از زمین داران این منطقه بوده و از راه کشاورزی گذران زندگی می کرده است، مقدار زیادی از زمین های خود را از دست می دهد و او که از نعمت تکلم و شنیدن محروم بوده است، به نشانه اعتراض درخت های خشک شده باغش را با سنگ ها تزئین می کند.

وی می افزاید: زندگی درویش خان و باغ سنگی اش دو بار توسط پرویز کیمیاوی به تصویر درمی آید که فیلم پیرمرد و باغ سنگی در جشنواره های داخلی و خارجی بسیاری به نمایش درآمد و برنده جایزه خرس نقره ای از جشنواره فیلم برلین شده است.

ابراهیمی نژاد می افزاید: به طور حتم سازمان میراث فرهنگی و توسعه گردشگری استان برای حفظ آثار گردشگری همچون باغ سنگی سیرجان توجه خاصی داردو برنامه ریزی لازم در این خصوص صورت خواهد گرفت.

به گزارش ایسنا، خوشبختانه این باغ کماکان در سر جای خود ماندگار است، ولی نه مثل گذشته، ، به باغ سنگی که بیایید، برایتان جالب است که چگونه دلخوشی های عجیب یک نفر می تواند برای همه جالب و دیدنی باشد، حرف ها و شایعه های زیادی درباره باغ سنگی و باغبانش وجود دارد اما تا از باغ سنگی دیدن نکنید، نمی توانید از انگیزه ساخت این باغ که خیلی ها آن را اعتراض می دانند، باخبر شوید.