کد خبر: 46367

دو تن از شبه اصلاح طلبان فراری و فعال در فتنه سبز به ارزیابی بیانات رهبر معظم انقلاب درباره نابه جا بودن برخی پیشامدها در سفر هیئت ایرانی به نیویورک پرداختند.

به گزارش افکارنیوز، سایت روز آن لاین که از پاریس به روزرسانی می شود در تحلیلی به قلم «حسین-ع» - دیپلماتی که در فتنه سبز پناهندگی گرفت - نوشت: جمله کوتاه رهبر جمهوری اسلامی که «برخی از آنچه در سفر نیویورک پیش آمد، به جا نبود» در مقام تذکر بود که گرچه کوتاه و در حد یک جمله بود اما واجد عناصر شدّت و حدّت و اخطار است.

وی می افزاید: معمولا مقام تذکر دهنده نقش موثری در قوت تذکر ایفا می کند. در مورد بحث ما، تذکر داده شده به سکانداران سیاست خارجی، توسط شخص رهبر جمهوری اسلامی داده شده است. رهبر در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، نایب امام زمان (عنصرمعنوی) و فرمانده کل قوا (عنصر مادی) است. جمع بودن این دو عنصر در رهبر، در ایدئولوژی انقلاب اسلامی موجب می شود وی «شخص اول نظام» ، «ولی مطلق فقیه» و «ولی امر مسلمین جهان» تلقی گردد.

این فعال فتنه سبز درباره اهمیت تذکر رهبر معظم انقلاب می افزاید: ضرب و قوت تذکر داده شده وقتی مضاعف می شود که در نظر آوریم این تذکر به صورت علنی و نه پنهان داده شده است. علنی و آشکار کردن تذکر به منظور «جدی» بودن آن تذکر است که دیگر بار تکرار نشود.

این تحلیل خاطرنشان می کند: بار واژگان هم معنا لزوما یکی نیست. مثال معروف، آن است که «بفرما و بنشین و بتمرگ» گرچه هر سه، دلالت بر یک فعل (نشستن) دارد اما بار معنایی آن ها متفاوت است. «بفرما» حاوی معنای احترام، «بتمرگ» حاوی معنای توهین و «بنشین» فاقد بار احترام و توهین است. اندکی دقت کافی است که رهبر انقلاب اسلامی در تذکر خود واژه «نابجا» را به کار بست که معادل معنایی واژگانی همچون «نسنجیده» و «ناپخته» را به ذهن شنونده متبادر می سازد.

اگر عناصر چندگانه بالا را کنار هم بگذاریم، دانسته خواهد شد که سخن [آیت الله] خامنه ای هر چند کوتاه ولی حاوی اخطاری بس قوی بود که ناگزیر باید آن را کارت اخطار محسوب کرد.

یادآور می شود رهبر معظم انقلاب در سخنرانی مورد اشاره تأکید کردند که از دیپلماسی دولت و وزارت خارجه پشتیبانی می کنند اما به دولت آمریکا که غیرمنطقی، غیرقابل اعتماد، خودبرتربین و عهدشکن است بدبین هستند.

در همین حال گویانیوز در تحلیلی به قلم «اکبر-گ» از همکاران متواری اصلاح طلبان و نشریات زنجیره ای نوشت: آیت الله خامنه ای در چارچوبی مشخص برای حل نزاع هسته ای به حسن روحانی «اختیار تام» داده است. از نظر او، حل مسئله هسته ای به معنای حل مسائل میان ایران و آمریکا و برقراری روابط دوستانه میان این دو کشور نیست.

وی در ادامه مدعی شد: اگر دیدار ظریف-کری و گفت وگوی روحانی- اوباما دستاورد ملموسی برای ایران داشت (حداقل اوباما به حق غنی سازی اورانیوم توسط ایران اذعان می کرد) ، آیت الله خامنه ای از برخی حرکات «نابجا» سخن نمی گفت. ضمن آن که سوزان رایس اعلام کرد که آمریکا غنی سازی اورانیوم را حق ایران به شمار نمی آورد، با این که جان کری به گونه دیگری سخن گفت.

گویانیوز نوشت: اگر اوباما در دیدار با نتانیاهو از وجود گزینه نظامی سخن نمی گفت، احتمالا باز هم شاهد واکنش تند آیت الله خامنه ای نبودیم. از نظر او به هیچ وجه معقول و منطقی نیست که وقتی ایران و آمریکا در حال مذاکره برای تفاهم و سازش هستند، اوباما به طور همزمان ایران را تهدید به حمله نظامی کند. آن هم برای «باج» دهی به نتانیاهو و لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا. اوباما در عرض چند روز «عهدشکنی» خود را نشان داد. در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل از «عدم تغییر رژیم» سخن گفت، ولی در دیدار با نتانیاهو از «گزینه نظامی» که معنایی جز «تغییر رژیم» ندارد حرف زد.