کد خبر: 52814

توافق امریکا و روسیه بر سر سوریه هم زمان با آغاز گفت وگوهای امریکا و ایران آغاز شده که زمینه ساز مرحله ای جدید از وضعیت ایران بعد از انقلاب ۱۹۷۹ به این سو محسوب می شود.

به گزارش افکارنیوز ، برخی سیاستمداران عرب (غیر لبنانی) که به اشکال مختلف با افراد ذی نفوذ در قدرت در ایران ارتباط دارند اظهارات تازه ای را درباره تلاش های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران بیان داشته اند. جملگی آنها بر این اعتقادند که آن چه ایران به دنبال آن است رهبری بر منطقه بدون حضور رهبری امریکا است.

گفته می شود تحولی عمیق در زیربناهای منطقه به وجود آمده است. می توان گفت این تحول پس از تغییر نقشه منطقه آن به ویژه بعد از تجاوز اسرائیل به سرزمین های عربی در سال ۱۹۴۸ که به دگرگونی نقشه واقعی منطقه انجامیده، بی نظیر محسوب می شود و بسیار حائز اهمیت است. اگر توجهی به سیر حوادث بیندازیم به روشنی می بینیم که آن چه در منطقه رخ می دهد فقط محدود به مصر و تونس نیست بلکه تغییری شگرف است که با واقعیت های جاری در عراق و لیبی و شاید هم بتوان گفت سوریه تغییری عمیق محسوب می شود.

در این میان یکی از بزرگ ترین تغییراتی که در حال وقوع است، نقش منطقه ای ایران است.

توافق امریکا و روسیه بر سر سوریه هم زمان با آغاز گفت وگوهای امریکا و ایران آغاز شده که زمینه ساز مرحله ای جدید از وضعیت ایران بعد از انقلاب ۱۹۷۹ به این سو محسوب می شود. در طول این مدت دنیای غرب خلائی را در خاورمیانه احساس می کرد که اکنون به نظر می رسد که رفع این خلاء را با درک جایگاه ایران به خوبی درک کرده است. حقیقت این است که حکومت ایران امروز بیش از هر زمانی در وضعیت ممتاز دفاعی به سر می برد، این وضعیت بعد از آغاز موج های بهار عربی به روشنی قابل لمس است. همان طور که ملاحظه می کنیم:

نیروهای نظامی ایرانی بیش از هر نیروی نظامی دیگری در منطقه قدرت تغییر معادلات و بر هم زدن ثبات منطقه نسبت به هر کدام از حکومت های باثبات دیگر منطقه را دارند. ما شاهد قدرت ایران در لبنان و یمن و بحرین و غزه و عراق و جاهای دیگر منطقه هستیم. برای همین است که شاهدیم یکی از مهمترین مطالبات اصلی ایران در گفت وگو با امریکا اعتراف واشنگتن به نفوذ و جایگاه منطقه ای ایران به عنوان یکی از ارکان ثابت معادله روابط دو جانبه محسوب می شود.

سخت ترین نقطه دفاعی ایران در منطقه در حال حاضر سوریه است و بزرگ ترین اهرم قدرت نمایی اش نیز در عراق است که کنترل قدرت مرکزی در بغداد تحت کنترل احزاب شیعی طرفدار ایران است حتی اگر این احزاب که سه حزب اصلی شیعی را تشکیل می دهند با یکدیگر در رقابت باشند. اگر وضعیت حاکم در سوریه به مساله ای برای درگیری نیابتی قدرت های منطقه ای تبدیل شده اما وضعیت در عراق وضعیتی است که مورد توافق تهران و واشنگتن محسوب می شود. در این میان باید قدرت حزب الله را نیز به جمع منافع منطقه ای ایران افزود. حضور حزب الله در جبهه سوریه و حفظ قدرت و ثبات لبنان نشان از قدرت ایران در منطقه دارد و در این میان می توان گفت که عراق گوهر گرانقیمت تاج ایران در منطقه محسوب می شود.

عراق بعد از ۲۰۰۳ با همه مشکلات و تنوع سیاسی و طایفه ای اش به مرکز تفاهم ثابت تهران و واشنگتن تبدیل شده است.

عراق بعد از ۲۰۰۳ با همه مشکلات و تنوع سیاسی و طایفه ای اش به مرکز تفاهم ثابت تهران و واشنگتن تبدیل شده است. امریکا بنا به مصالح خود صلاح دید که با ایران در عراق به تفاهم برسد و منافع هیچ کدام از کشورهای مدعی در عراق را نیز در نظر نگیرد، شاید همین مساله سبب شده تا دو طرف باب تازه ای از گفت وگو با یکدیگر را بگشایند.

افغانستان نیز دایره تفاهم تهران و واشنگتن محسوب می شود، ایرانی ها هم از دولت رسمی در کابل حمایت می کنند و هم از اقلیت های شیعه هزاره که نقشی مهم در درون هرم قدرت به ریاست جمهوری حامد کرزی دارند. گفته می شود جو بایدن، معاون رئیس جمهوری امریکا در امور افغانستان صاحب نظر است. وی در این باره می گوید: «پاکستان و نه ایران خطرناک ترین کشور در جهان است برای این که کشوری است بی ثبات که جریان های افراطی خطرناکی را به کشورهای دیگر می فرستد و سلاح هسته ای در اختیار دارد. »

یک مقام عالی رتبه افغانی نیز درباره نقش پاکستان در افغانستان نیز می گوید: «پاکستان مسئول انفجارهای موذیانه که طالبان علیه سربازان و شهروندان افغانی انجام می دهد، است و اگر بخواهد این وضعیت ادامه یابد با توجه به چندپارگی پاکستان، این کشور نیز به همین وضعیت افغانستان دچار خواهد شد. » همان طور که برخی از عناصر در لبنان و سوریه وجود دارد که مانعی برای صلح و ثبات در این دو کشور می شوند در پاکستان و افغانستان نیز همین وضعیت حاکم است.

مناطق تحت نفوذ ایران طی ۳۰ سال گذشته فقط شامل مناطق عربی نبوده است بلکه ایران در کشورهای آسیایی نیز نفوذ دارد. اگر نگاهی به این مناطق بیندازیم می بینیم که دقیقا همان مناطقی که تحت نفوذ ایران است در گذشته از جمله کشورهای زیرمجموعه عثمانی محسوب می شدند.

این مساله این سوال را به وجود می آورد که آیا ترکیه در قبال افزایش نفوذ ایران خویشتنداری کرده و رویه سکوت را برای آینده منطقه اتخاذ کرده است؟ ما شاهدیم که بعد از درگیری های جاری به ویژه در سوریه و بعد از سال ۲۰۱۱ پیمانی متشکل از ترکیه و سوریه علیه ایران و روسیه ایجاد شد. اما این پیمان در مصر متزلزل شد که این پیمان به دلیل درگیری طولانی و ممتد عربستان با اخوان المسلمین همه حرکت های وابسته به آن در سوریه را نیز به چالش کشیده است. این مساله فرصت ایرانی ها را برای افزایش نفوذ و بسط استراتژی منطقه ای خود را بیش از پیش فراهم کرده است.

بد نیست این مطلب را با روایت هایی که از برخی افراد نزدیک به قدرت در تهران گفته اند به پایان برسانیم: یکی از سیاستمداران ایرانی به یکی از هیئت های غیر ایرانی گفته است که هنگامی که کارشناسان ایرانی همه اسناد افشا شده ویکی لیکس را مطالعه کردند دریافتند که تنها کشوری که علیه هیچ کدام از مسئولان ایرانی در دیدار با دیپلمات های امریکایی چیزی نگفته، کشور پادشاهی عمان است!