کد خبر: 56598

مذاکرات کند و سخت ژنو

یقین داریم که ایران برای رفع نگرانی های معقول – و صرفا معقول – هیچ مشکلی ندارد، بنابراین آنچه مذاکرات را در مسیر تلاطم های پی در پی نگه داشته، چیزی نیست جز تردید طرف مقابل در تصریح به حقوق هسته ای ملت ایران.

به گزارش افکارنیوز ، شهر برفی و سرد ژنو در حالی میزبان سومین دور از مذاکرات هسته ای بین تیم جدید سیاست خارجی ایران و کشورهای موسوم به ۱+۵ است که همه چیز در پشت درهای بسته می گذرد و ادامه می یابد.

آنچه از مذاکرات طی دو روز گذشته بیرون آمده آن قدر روشن نیست که بتوان بر مبنای آن شاهکار تحلیلی ارائه کرد. تنها چیزی که اجمالا می دانیم آن است که طرفین در گفت وگوها پیشرفت هایی داشته اند اما اختلافات عمیقی نیز همچنان پابرجاست، چیزی که انتظار آن می رفت.

رویکرد تیم سیاست خارجی محمدجواد ظریف، همان طور که وی بارها هم اعلام کرده است، مبتنی بر بازی برد – برد است. معنای این بازی در عرصه مذاکرات هسته ای یعنی احترام به حقوق هسته ای ایران از جمله داشتن چرخه کامل سوخت هسته ای و حق غنی سازی اورانیوم برای مصارف صنعتی در خاک ایران در برابر رفع نگرانی های معقول طرف مقابل در چارچوب بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی است.

می دانیم و یقین داریم که ایران برای رفع نگرانی های معقول – و صرفا معقول – هیچ مشکلی ندارد. بنابراین آنچه مذاکرات را در مسیر تلاطم های پی در پی و مستدام نگه داشته، چیزی نیست جز تردید طرف مقابل در تصریح به حقوق هسته ای ملت ایران.

این تردید را می توان در دو بعد مورد بررسی قرار داد:

اول، ممکن است طرف غربی از اساس این حق را برای ایران قائل نباشد. تفاسیر جدید و عجیبی که از ان پی تی توسط برخی محافل غربی ارائه می شوند، این احتمال را تقویت می کنند. علاوه بر آن، واقعیات ژئوپلتیکی نیز وجود دارند که نشان می دهند طرف غربی در پذیرش این حق پایش می لرزد. از آن گذشته، لابی های متعدد صهیونیستی در ایالات متحده و اروپا نیز به مانع تراشی در این مسیر ادامه می دهند.

دوم، امکان دارد که طرف غربی اصالتا با این حق مشکلی نداشته باشد اما حاضر به تصریح و مکتوب سازی این تصریح نیست. به عبارت دیگر در صورت صحت این احتمال، طرف غربی می خواهد ایران به اقوال شفاهی آنها اعتماد کرده و به بیش از این دل نبندد. ظریف به عنوان یک دانش آموخته روابط بین الملل که به خوبی با «اصل عدم قطعیت» در تعابیر متفکرین غربی آشناست، بدیهی است که در پذیرش چنین گزینه ای جدا تردید کند.

با این وصف، هیچ احتمال قابل اعتنایی جز این مطرح نیست که طرف غربی از آن رو مذاکرات را طولانی می کند که حاضر به احترام مصرح به حق ملت ایران در چارچوب معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای نیست. اینکه هر از گاهی کشورهای ۱+۵ مجبورند پشت درهای بسته مدت ها به گفت وگو با یکدیگر مبادرت ورزند هم نشان می دهد که برخی (احتمالا روسیه و چین) با پذیرش این حق مخالفتی ندارند و برخی دیگر (ایالات متحده و متحدینش) در این خصوص تردیدهای فراوانی دارند.

عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ایران و مذاکره کننده ارشد ایرانی در ژنو به صراحت و در همان روز اول مذاکرات ابراز داشته که هیچ طرحی که از ابتدا تا انتها حق غنی سازی ایران را ملحوظ ندارد شانسی برای موفقیت نخواهد داشت. آنچه عراقچی گفته است، موضع شناخته شده و همیشگی ایران است. حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران در همان نخستین روزهای تصدی این سمت تاکید کرد که هیچ کس در ایران و هیچ گاه در خصوص اصل حق غنی سازی کشورمان حتی مذاکره نکرده است.

تمام این اتفاقات در شرایطی می افتد که انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا نزدیک است و به مرور شاهد افزایش نفوذ لابی های یهودی از جمله آیپک در دستگاه های سیاسی ایالات متحده و بالاخص کنگره هستیم. لابی های مزبور هم در جمع آوری رای یهودیان و هم در کمک های مالی به کاندیداها بسیار اثرگذارند. از این رو، دولت اوباما که تاکنون هیچ موفقیت شگرفی جز ترور مشکوک اسامه بن لادن در پاکستان از خود به جا نگذاشته، طبعا باید برای دست یابی به یک «میراث بزرگ» عجله کند. اوباما خود به محدودیت های پنجره باز شده دیپلماسی آشناست و می داند که اگر با ایران به توافق نرسد، دموکرات ها باید در شرایطی به میدان نبرد با تندروهای جمهوری خواه وارد شوند که هیچ موفقیت قرص و محکمی در کارنامه ندارند و تنها چیزی که از آنها اکنون در خاطر افکار عمومی آمریکاست، شکست اوباماکر و تعطیلی دولت فدرال است. دست یابی به چنین میراث بزرگی، مستلزم تصریح به حق غنی سازی ایران است. مساله ایران در سیاست خارجی آمریکا به چنان معضلی تبدیل شده که هر جناحی بتواند آن را حل و فصل کند، می تواند دست کم از پیروزی در یک تا دو انتخابات مطمئن باشد.

از سوی دیگر، ذکر این نکته ضروری است که مامورین جمهوری اسلامی در ژنو قطعا این روزها در نبردی سخت با طرف های غربی به سر می برند. اگر قدرت را در فضای بین المللی به سیاق نورئالیست ها بتوان به اعداد تبدیل کرد، قطعا بیش از ۸۰ درصد قدرت مادی بین المللی در برابر دیپلمات های ایرانی صف آرایی کرده است. کار سختی پیش روی ظریف، عراقچی و تخت روانچی است اما آنها می توانند آسوده باشند که تا زمانی که از حقوق ملت ایران کوتاه نیامده اند و با تمام توان از منافع نظام جمهوری اسلامی ایران حمایت و دفاع می کنند، اجماع ملی متشکل از تمام گروه های ملتزم به انقلاب اسلامی ایران به تاسی از رهبری عالی قدر انقلاب اسلامی در کنار آنهاست و به اذن الهی آنها به قدرت می بخشد.

ظریف خود بر مساله «هویت و گفتمان» تاکید فراوانی کرده است. وی با قدرت هویت ملی – اسلامی ایرانیان قادر خواهد بود نه تنها حقوق ملت را به تصریح دشمنان ملت برساند، بلکه با اتکا بر گفتمان ملی – اسلامی، در «مناظره ساختار – کارگزار» مطرح شده در مکاتب روابط بین الملل، بر ساختار بین المللی تاثیرات شگرفی گذارد.

طرف غربی هم باید مطمئن باشد که ایران از حقوق هسته ای خود عقب نخواهد نشست و همان طور که ساختار قدرت مادی بین المللی در دوران دفاع مقدس حتی نتوانست یک وجب از خاک این سرزمین را جدا کند، این بار نیز نخواهد توانست چیزی از پیکره حقوق ملی ایرانیان بزداید.