کد خبر: 63705

هرچند مرتضوی تلاش دارد با بزرگنمایی عملکرد خود در دوران اصلاحات مخالفین فسادهای امروزش را عده ای اصلاح طلب معرفی کند اما بررسی اسناد فساد تامین اجتماعی نشان می دهد فساد وی فراتر از یک جناح خاص بوده است و ضرورت مبارزه با فساد ایجاب می کند فراتر از دسته بندی های سیاسی با وی برخورد شود

به گزارش افکارنیوز ، برای مصاحبه هفته نامه پنجره با سعید مرتضوی چندبار مکان مصاحبه تغییر کرد تا اینکه قرار از سوی مرتضوی یک مجتمع نوساز و خالی از سکنه در خیابان آزادی – خیابان دکتر هوشیار تعیین شد.

سعید مرتضوی در یکی از پرونده هایی که ردپایی از رانت بازی در آن دیده می شود، به پرداخت ۲۵۰ میلیون تومان جهت کمک به موسسه خیریه نخبگان عدل (که خود از هیئت امنای این موسسه است) متهم شده است.

نکته جالب توجه آنکه بعد از مصاحبه در بررسی بیشتر اسناد این موسسه، متوجه شدیم که ۲۵۰ میلیون تومان مذکور هزینه خرید آپارتمانی شده بود که آدرس آن مکانی در خیابان آزادی – خیابان دکتر هوشیار را نشان می داد؛ بله دفتر کار جدید آقای مرتضوی یا همان موسسه خیریه نجبگان عدل!

خروجی تحقیق و تفحص از سازمان تأمین اجتماعی، یک گزارش ۸۰ صفحه‎ای و نزدیک به ۸۰ هزار سند مالی و اداری بود که گزارش آن با تصویب کمیسیون اجتماعی به صحن علنی مجلس ارائه شد و بسیاری از اسناد هم هیچ‎گاه علنی نشد و شاید بعد‎ها به‎ کار دستگاه قضایی بیاید اما این تحقیق و تفحص نکات جالب توجهی داشت که دانستن آن خالی از لطف نیست:

ماجرای بابک زنجانی

اواخر آذر ماه سال گذشته، بابک زنجانی درخواست خرید ۱۳۸ شرکت را به تأمین اجتماعی می‎دهد که بر اساس آن تفاهمنامه‎ای منعقد می‎شود تا زنجانی مبلغ ۱۷ هزار میلیارد تومان از دارایی‎‎های خود در خارج از کشور را برای خرید این شرکت‎ها پرداخت کند. بانک مسکن نیز مأمور می‎شود بر اساس این تفاهمنامه این مبلغ را از «بانک اول سرمایه‎گذاری اسلامی» (FIIB) واقع در مالزی به داخل ایران بیاورد. بانک مسکن در سوم دی ماه، در نامه‎ای به تأمین اجتماعی اعلام میکند: «مبلغ ۴۴۲ میلیارد و ۵۲۴ میلیون و ۵۰۰ ین ژاپن به حساب ارزی سازمان تأمین اجتماعی نزد بانک مسکن واریز شد» و پنج فقره چک بر همین اساس به بابک زنجانی تحویل داده میشود اما ۱۰ روز بعد بانک مسکن، این‎بار در نامه‎ای محرمانه مدعی میشود به ‎دلیل تحریم‎‎های صورت گرفته امکان واریز این مبلغ وجود نداشته است! اما باز هم این قرارداد فسخ نمیشود. پنجم اسفندماه مجددا بانک مسکن در نامه‎ای تحریم‎ها را موجب عدم امکان واریز عنوان میکند اما ۱۱ روز بعد مجددا تأمین اجتماعی درخواست واریز این پول به کمک بانک مرکزی را مطرح میکند. این کشوقوس تا پایان دولت احمدی‎نژاد ادامه داشت و بالاخره در روز‎های پایانی دولت وی و در مرداد ماه، این قرارداد به‎دلیل عدم امکان واریز پول توسط زنجانی فسخ شد.

عکس۱: سندی که نشان می دهد برخلاف ادعای مرتضوی در رسانه ها؛ تغییر یک فقره چک به پنج فقره با درخواست بابک زنجانی صورت گرفته است.

این همه روایت رسمی از تفاهمنامه شرکت هولدینگ سورینت قشم و تأمین اجتماعی است؛ اما حالا ذکر چند نکته کلیدی میتواند این‎ روایت خشک و رسمی را جذاب کند:

بانک FIIB که از اساس متعلق به بابک زنجانی بوده و برخلاف ارقامی که برای زنجانی در پرونده‎‎های دیگر السی‎‎های کلان صادر کرده؛ بانکی کوچک و ناچیز است که صرفا یک دفتر کوچک در مالزی دارد! این چک‎ها هر چند بابت «ضمانت انتقال قطعی اسناد شرکت‎‎های لیست پیوست تفاهمنامه» صادر شده اند اما پس از فسخ قرارداد که مدیرعامل جدید تأمین اجتماعی خواستار استرداد این چک‎ها میشود مشخص می‎شود که این چک‎ها سر از وزارت نفت درآوردهاند! وزارت نفتی که قرار بود زنجانی برای آن‎ها نفت را از مبادی غیررسمی به فروش برساند. نکته دیگر، قیمت‎گذاری این ۱۳۸ شرکت است. برای مثال شرکت هتل‎های هما با دارایی یک هتل در تهران، دو هتل در مشهد، یک هتل در شیراز، یک هتل در بندرعباس و چند ملک دیگر، تنها به قیمت ۶۵۵ میلیارد تومان قیمت‎گذاری شده است! این در حالی است که مثلا هتل‎های مشابه در تهران به تنهایی نزدیک به ۴۰۰ میلیارد تومان ارزش‎گذاری شدهاند و به‎ نظر میرسد که قیمت واقعی این شرکت با چندین هتل در سراسر کشور بسیار بیشتر از قیمت مدنظر تفاهمنامه باشد. این ‎روند در دیگر شرکت‎ها نیز به چشم میخورد.

نکته جالب دیگر این‎که برخلاف ادعای مرتضوی، در مرحله اول تنها یک چک در وجه شرکت سورینت به شماره (۸۵۹۱۳۵۱/۸۲۳) صادر میشود که چند روز بعد رئیس هیئت مدیره سورینت قشم درخواست تقسیم این چک به پنج فقره را به تأمین اجتماعی ارسال می‎کند؛ پنج فقره‎ای که به نظر می‎رسد بهتر مورد مصرف (یا به‎ عبارت بهتر خرج کردن) قرار میگرفت.



آقای شیک و کلاهی به گشادی ۱۶۴ امضا

هفته آخر شهریور ماه سال گذشته خبری در رسانه‎ها منتشر شد که خیلی از مردم از شنیدنش شگفت زده شدند! خبر این بود: «رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس گفت ۱۶۴ نفر از نمایندگان نامه قدردانی از عملکرد مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی را امضا کردند» . خبر آن‎قدر عجیب و حیرت‎انگیز بود که خود نمایندگان مجلس نیز حیرت زده شدند.

پس از انتشار این خبر، بسیاری از نمایندگان در صحن علنی مجلس نسبت به آن واکنش نشان دادند. پزشکیان نماینده تبریز در مجلس گفت: «امروز عده‎ای از مجلسی‎ها شدیدا معتقد بودند که فریب خورده‎اند! » البته عده‎ای دیگر مانند مهدی کوچک‎زاده امضای خود را تأیید کردند. سید محمد بیاتیان نماینده بیجار گفت: «قسم می‎خورم هیچ نماینده‎ای در حمایت از سعید مرتضوی نامه امضا نکرده است. نامه تشکر نمایندگان در راستای حمایت از تبدیل صندوق تأمین اجتماعی به سازمان بود و هیچ حمایتی از شخص خاصی وجود نداشته است» . نکته جالب آن‎که در متن نامه، هیچ نامی از سعید مرتضوی و حمایت از وی به میان نیامده است و امضا‎های نمایندگان، تحت عنوان «نامه تقدیر نمایندگان خطاب به آقای رئیس‎جمهور پیرامون اصلاح اساسنامه در جهت ارتقاء سازمان تأمین اجتماعی» جمع‎آوری شده. امضا‎های اولیه نشان می‎دهد این نامه حداقل از تاریخ ۲۲ مرداد ماه سال گذشته در حال جمع‎آوری بوده است اما در تاریخ ۲۳ مرداد ماه (به گواه تاریخ ذیل امضا) ، عبدالرضا عزیزی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس و از چهره‎‎های مؤثر فراکسیون رهروان ولایت، در بالای نامه با دست خود این جمله را اضافه کرده است: «ضمن تأیید مطالب فراکسیون، حمایت واضح خود را از ادامه مدیریت آقای دکتر مرتضوی اعلام میداریم» .

تصویر نامه نمایندگان و دست نوشته جنجالی آقای شیک!

همین جمله کافی است تا وی بعد‎ها در شهریور ماه سال ۹۱ مدعی شود که ۱۶۴ نماینده از مرتضوی حمایت کردهاند! هر چند برخی از نمایندگان هیچ‎گاه آن یک جمله را نخوانده بودند. ذیل این نامه، امضای چهره‎‎هایی نظیر مسعود پزشکیان، روح الله حسینیان و قاضی‎زاده هاشمی (مسئول کارگروه بخش بهداشت و درمان تحقیق و تفحص از تأمین اجتماعی) نیز به چشم میخورد.

برخلاف ادعای نماینده بیجار که قسم خورده بود هیچ کس حامی مرتضوی نبوده است عبدالله سامری نماینده خرمشهر ذیل امضای خود در این نامه می‎نویسد: «به کوری چشم دشمنان اسلام از رئیس‎جمهوری تشکر میکنم و همچنین از برادر محترم جناب آقای مرتضوی تشکر میکنم» . رجب رحمانی یکی دیگر از نمایندگان مجلس نیز امضای خود را به این جمله مزین کرده است: «از زحمات و فعالیت چشمگیر ایشان (جناب مرتضوی! ) صمیمانه تشکر میکنم» . عزیزی در آن ایام، خود اعتراف ناقصی کرد و گفت: «در رأس اﻣﻀاهای اﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ، ﻣﺤﮑﻢ، درﺷﺖ و ﺷﯿﮏ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻋﺰﯾﺰی رئیس ﮐﻤﯿﺴﯿﻮن اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ. ﻣﻦ ﻧﻔﺮ اﺻﻠﯽ ﻧﺒﻮدم وﻟﯽ ﺑﻪ ﻧﻔﺮ اﺻﻠﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪم ﮐﻪ اﺷﮑﺎلی هم ﻧﺪارد. ﻣﻦ همه اﻣﻀﺎها را ﺟﻤﻊ ﻧﮑﺮدم وﻟﯽ ﻟﯿﺪر ﺟﻤﻊ‎آوری اﻣﻀﺎ ﺑﺮای ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﺳﻌﯿﺪ ﻣﺮﺗﻀﻮی ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽآﯾﻢ ﮐﻪ اﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪارد و اﯾﻦ را ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮم» . بعد‎ها برخی رسانه‎ها به عزیزی لقب آقای شیک دادند!



معضلی به نام «غیرشمول»

شاید بتوان این واژه «غیرشمول» را کد رمز واریز پول‎‎های شبههدار و فساد‎های صورت گرفته در تأمین اجتماعی دانست. بر اساس قانون تأمین اجتماعی و بخش دستورالعمل پرداخت از محل سرجمع اعتبارات مواد بودجه (غیرشمول) این اختیار به هیئت مدیره و مدیرعامل داده شده است که ۰۵/۰درصد از بودجه تحت اختیار را در راستای کمک بلاعوض و اعطای وام قرضالحسنه به بیمهشدگان، مستمری بگیران، کارکنان، کانون‎‎های بازنشستگان، مؤسسات و… حسب تشخیص پرداخت کرده یا دستور پرداخت آن را صادر کنند. مجموع این بودجه در سال گذشته ۱۵ میلیارد تومان بوده که نزدیک به یک سوم آن توزیع شده است.


عکس۳: دستور العمل پرداخت غیرشمول

شاید این مبلغ در کنار رانت‎‎های برخی شرکت‎‎های شستا یا پول‎‎های حاصل تفاهم با بابک زنجانی رقم ناچیزی محسوب شود اما مسیری کاملا رسمی در اختیار مدیرعامل و هیئت مدیره قرار داده است که به هر کسی که مایل هستند پول پرداخت کنند!

وام به وزیر وقت کار (شیخ الاسلامی) ، کمک به مدیران مسئول روزنامه‎ها، کارت هدیه‎‎های چند میلیونی به وزرا و محمدرضا رحیمی، مدیران و معاونین مرتضوی، هیئت مدیره و هیئت امنای تأمین اجتماعی و ده‎ها مورد دیگر از حاتم بخشی‎‎های مرتضوی، صرفا با همین ترفند پرداخت شده است.



ستاد انتخاباتی خانوادگی

در نامه حمایت از مرتضوی خطاب به رهبر انقلاب نام سه نفر در صدر این لیست قرار داشت: ناصر برهانی، علی اکبر خباز‎ها (کانون عالی کارگران بازنشسته) و غلامرضا عباسی (کانون انجمن‎‎های صنفی کارگران کوره‎پز‎خانه‎‎های استان تهران)

نکته جالب توجه آن‎که عباسی، تحت عنوان کانون انجمن‎‎های صنفی کارگران کورهپز‎خانه‎‎های استان تهران مبلغ یک میلیارد ریال وجه نقد و یک میلیارد ریال بن رفاه دریافت کرد و مبلغ ۹۶۰ میلیون ریال نیز به آقای علی اکبر خباز‎ها بابت مساعدت به کانون عالی کارگران بازنشسته و مستمری بگیران سازمان تأمین اجتماعی پرداخت شد. مبلغ ۴۵۰ میلیون ریال وجه نقد هم به آقای ناصر برهانی، بابت فعالیت‎های فرهنگی و تبلیغاتی و آموزشی پرداخت شده است. همچنین برهانی مبلغ ۵۰۰ میلیون ریال از مرتضوی گرفته که در سند امور مالی سازمان، دلیل آن ذکر نشده! نکته جالب توجه آن‎که این افراد بعد‎ها جبهه متحد کارگران ایران اسلامی را به دبیرکلی برهانی تأسیس میکنند این جبهه فاقد ثبت، دفتر رسمی و حداقل‎های قانونی بوده و در ایام انتخابات تأسیس شده است. این جبهه در انتخابات اخیر شورای شهر تهران با سرلیستی آقای شیخالاسلامی در صحنه سیاسی کشور حاضر شده بود و نام همسر سعید مرتضوی (هما فلاح تفتی) و دختر خباز‎ها (نرگس خبازها) نیز در میان لیست این جبهه به چشم میخورد. مرتضوی در آیین افتتاح این جبهه گفته بود: «ورود نمایندگانی از تشکل‎‎های کارگری و افراد نزدیک به تأمین ‎اجتماعی در شورا‎های اسلامی، باعث تأمین حقوق کارگران می‎شود! » شاید به همین دلیل این جبهه از تبلیغات تمام صفحه روزنامه خورشید نیز بی‎بهره نبود.





وقتی سعید مرتضوی در آخرین روز کاری خود (۱۶ مرداد ماه) دستور پرداخت ۹۶ میلیون تومان پول را برای خبازها صادر می کند
خبازها دریافت چک را در رسانه ها تکذیب کرده است (تصویر چک ۹۶ میلیون تومانی در وجه خبازها)
مرتضوی در مصاحبه همین شماره پنجره، مدعی است که مخالفین وی از جناح افراطی مجلس ششم هستند و متحصنین مجلس ششم این تحقیق و تفحص را ترتیب داده‎اند. هرچند که خطر حضور جریان تندروی مشارکت در دولت جدید میتواند یک نگرانی جدی باشد اما مرور سخنرانی‎ برهانی دبیرکل جبهه متحد کارگران ایران، در هشتمین روز تحصن جمعی از نمایندگان مجلس ششم خالی از لطف نیست. ناصر برهانی عضو هیئت مرکزی کانون شورا‎های کار استان تهران گفت: «من از طرف کارگران استان تهران از رد صلاحیت‎‎ها متأسفم و می‎گویم که با شما همدردیم و از تحصن شما حمایت می‎کنیم و خواهان نهادینه شدن دموکراسی در کشور هستیم» . وی که در جمع نمایندگان متحصن سخن می‎گفت، اظهار داشت: «چرا چند روز پس از سخنرانی رهبری هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده و در مورد ردصلاحیت‎‎ها هیچ تجدیدنظری نشده است. خوشحالیم که شما تحصن و اعتصاب را در کشور نهادینه کردید» . وی در پایان گفت: «اگر خاتمی با رأی ۲۱ میلیون نفر نتوانست خواسته‎‎های ملت را برآورده کند، دیگر ما چه‎ کاری می‎توانیم بکنیم» . منبع: خبرگزاری ایسنا، یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۲ (کد خبر: ۸۲۱۰-۱۲۸۲۹» )

وقتی خبازها و برهانی احساس تکلیف میکنند که در رابطه با پرونده کهریزک از مرتضوی حمایت کنند!

تصویر لیست انتخاباتی جبهه متحد کارگران با سرلیستی شیخ الاسلامی و با حضور هما فلاح تفتی (همسر مرتضوی) ، نرگس خبازها (دختر خبازها) و پروین احمدی نژاد


منفعت مرتضوی برای رسانه‎‎های اصلاح‎طلب

رابطه مرتضوی با رسانه‎‎های اصلاح‎طلب شاید در دوره اصلاحات همچون رابطه کارد و پنیر بود ولی گویا این رابطه در دوران تصدی تأمین اجتماعی به رابطه کره و پنیر تغییر پیدا کرده است! سعید مرتضوی در راستای ترویج منویات و اخبار خود در چندین نوبت به برخی روزنامه‎ها مبالغ قابل توجهی پرداخت کرده است که در میان این ‎روزنامه‎ها نام‎‎هایی نظیر اعتماد، آرمان و آفتاب یزد به چشم می خورد. علاوه ‎بر این، نام هوشنگ سفیدی مدیرمسئول وقت روزنامه آرمان در میان دریافت‎کنندگان کارت هدیه (به مبلغ ۱۰ میلیون تومان) و همچنین دریافت ۵۰ میلیون تومان جهت سمپوزیوم مؤسسه آرمان به چشم میخورد. یا برای مثال روزنامه آفتاب یزد برخلاف ژست مخالفت این‎روز‎هایش با مرتضوی، در دوران مدیریت وی بسیاری از سخنرانی‎‎های وی را به صورت ویژه پوشش داده است که بر اساس اسناد واریزی از بودجه غیرشمول به‎نظر می‎رسد این لطف آفتاب یزد بی‎جواب نمانده است.

وقتی روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد برای مرتضوی خبر سفارشی منتشر میکند و بر اساس آن فاکتور و چک صادر می شود!



سند پرداخت پول به روزنامه های اصلاح طلبی نظیر اعتماد، آرمان، آفتاب یزد و…

ماجرای ۳۷ نماینده مجلس

در همه ادوار مجلس مبالغی پول توسط تأمین اجتماعی و برخی نهاد‎های حمایتی دیگر بین مسئولین و نمایندگان توزیع می‎شود تا بتوانند به مراجعین مردمی کمک کنند؛ هر چند که این‎ رویه میتواند فسادزا یا حداقل موجب توزیع ناعادلانه منابع مالی شود، اما آن‎چه مشهود است بر اساس قانون تأمین اجتماعی (اختیارات مصارف بودجه غیرشمول) ، این ‎روند غیرقانونی نیست! هر چند که مثلا در دوران تصدی علی ذبیحی در مجلس، این‎ روند تقریبا برای مدتی متوقف شد. در مجالس گذشته به ‎دلیل کاستن از حواشی این کمک‎های مالی، نمایندگان حق دریافت مستقیم مبالغ را نداشته و باید این مبالغ با دریافت رسید به دفاتر نمایندگان تحویل داده میشد. اما آن‎چه در تحقیق و تفحص اخیر آمده نشان‎دهنده آن است که ۱۳۶ میلیون تومان پول از بودجه غیرشمول کسر و به‎ جای آن نامه‎ای دستنویس حاوی چند کد (با عنوان نماینده مجلس) در اختیار امور مالی تأمین اجتماعی قرار گرفته است.


تنها سند دست نویسی که بر اساس آن مرتضوی بر اساس آن مدعی پرداخت پول به نمایندگان است!

هر چند که بسیاری از نمایندگان در معرض دریافت این پول‎ها قرار دارند اما هیچ لیستی حاوی نام آنها و دریافت رسید این پول‎ها وجود ندارد! دور از تصور نیست که این برگه دستنویس صرفا مجوزی برای برداشت ۱۳۶ میلیونی از حساب تأمین اجتماعی بوده باشد.


آمبولانس‎‎های ناپدید شده

قصه آمبولانس‎های سازمان شنیدنی است. هیئت مدیره تأمین اجتماعی در شهریور ۹۰ مجوز خرید ۱۰۰ دستگاه آمبولانس را از طریق شرکت بازرگانی خانه‎سازی ایران (وابسته به تأمین اجتماعی) میدهد. این شرکت که خود را نماینده انحصاری یک برند مشهور معرفی کرده و با همین ترفند مجوز ترک تشریفات مناقصه را اخذ نموده بود، در نقش واسطه با شرکتی دیگر قراردادی به مبلغ ۷۵ میلیارد و ۴۸۰ میلیون ریال منعقد می‎نماید و همزمان ۴۰ درصد مبلغ کل قرارداد را نیز به شرکت یاد شده پرداخت می‎کند!


سند خرید ۱۰۰ آمبولانس توسط شرکت خانه سازی ایران
سندی که نشان می دهد تنها ۲۰ آمبولانس خریداری شده و این تعداد نیز قابلیت شماره گذاری ندارد!

فروشنده متعهد به تحویل آمبولانس‎ها ظرف ۱۲۰ روز کاری می شود ولی به بهانه نوسانات ارزی سال۹۱ فقط ۲۰ دستگاه آن را تحویل می دهد. اینک بخش درمان مدام درخواست آمبولانس دارد ولی همان ۲۰ دستگاه نیز به ‎دلیل فقدان مستندات، شماره‎گذاری نشده و عملا در انبار بلااستفاده مانده است!



سندی که نشان می دهد برخلاف ادعای مرتضوی؛ ارزش شرکت هایی که وی به عنوان رد دیون دولتی از احمدی نژاد دریافت کرده است بجای ۳۵ هزار میلیارد تومان تنها ۳هزار و ۹۰۰ میلیون تومان ارزش دارد.