کد خبر: 76178

بهره‌ی کارمندان و کارگران و مهم‌تر از همه، بهره‌ی «خانواده‌ها» از این کنسرت‌‌های شادساز چه‌قدر است؟ اصلاً چند درصد از کرمانی‌ها در این کنسرت‌‌ها حاضر بوده‌اند که تمام پتانسیل فرهنگ و هنر این مُلک خلاصه شده در موسیقی؟ گویی به زعم جناب‌شان موسیقی و کنسرت تنها راه شادسازی مردمی است که بسیاری‌شان رابطه‌ی صورت سرخ و سیلی را تجربه کرده‌اند

کرمان خبر / این روزها به مدد رسانه‌‌های مکتوب فراوانی که اندر فضایل استاندار کرمان مطلب مینویسند، حرف‌های ایشان هم خیلی سریع‌تر از حرف‌های بسیاری مدیران دیگر منتشر می‌شوند که صد البته امری پسندیده است. در بین این همه حرف و حدیث و در بین اضلاع مثلث اقتصادی و مثلث‌های دیگری که استاندار خطوط هندسی‌‌شان را برای استان کشیده، یک حرف خیلی به چشم نگارنده آمده و آن، سخنی از ایشان در باب برگزاری بیش از 150 کنسرت موسیقی در کرمان بوده که جناب‌شان این مقوله را در راستای شادسازی مردم استان انگاشته‌انداما در این خصوص چند نکته‌ی بسیار مهم وجود دارد که ما به رسم معمول و از باب تذکر و تنها برای این‌که پاشنه‌های باب مطالبه‌گری و انتقاد از بی‌روغنی و بی‌رونقی خشک نشوند، ذکر می‌کنیم.

اول، این که جناب استاندار تأکید ویژه‌ای بر مجوز‌دار بودن این کنسرت‌ها داشته‌اند و البته تسریع صدور مجوز و تسهیل این امر، بسیار نیکوست، منتها جناب‌شان کاش نیم‌نگاهی هم به آن‌چه در داخل برخی از این کنسرت‌های پُر تعداد رخ می‌دهد نیز داشته باشند. به عنوان یک مخاطب، کافی است بخواهی در کنسرتی که نیم ساعت تأخیر در شروع دارد، پشت درب‌های سالن منتظر بمانی. آن وقت است که موجی از بی‌حجابی و به قول موجهش، بدپوششی دخترکان بزک کرده را ببینی که برخی‌شان هم با دوستان اجتماعی‌شان و به صورت دسته جمعی به کنسرت آمده‌اند. بماند که در مواردی نگارنده حال بدی از برخی حضار دیده که نه در خور گفتن است و شأن استاندار بری از شنیدن آن. البته صدور مجوز قانونی برای برگزاری کنسرت، تنها مجوز برگزاری کنسرت است و نه بیشتر؛ چنان‌چه می‌بینیم در خصوص اتفاقات دیگر نه مجوزی صادر می‌شود و نه کسی از بی‌مجوزی به مجرای قانونی‌ای پناه می‌برد و بدتر، هیچ کس هم جواب‌گوی آن نخواهد بود. بی‌‌گمان اگر علمای نجیبی که استاندار محترم از نجابت‌‌شان به عنوان مسیر سهل کردن برگزاری کنسرت یاد کرده، در یکی از این برنامهها شرکت کنند، اتفاق دیگری رخ خواهد داد که...

دوم، میزان اثرگزاری این تعداد کنسرت‌ها بر مردم کرمان در شادسازی روحیه‌شان است. همین چند روز قبل، کاریکاتوری به قلم برادرزاده‌ی جناب‌شان –صالح رزم حسینی- در فضای مجازی منتشر شد که نگارنده با اجازه از هنرمند کارتونیست، آن را به‌عنوان شاهد مثال در این‌جا می‌آورد. کاریکاتوری که به خوبی نمایان‌گر وضعیت نه تنها مردم کرمان، که مردم کشور است و به خوبی حال و روزشان را به نمایش گذاشته. به راستی کشاورز جنوب استان که محصولش دارد در دست دلالان بی‌انصاف چرخ می‌خورد و به ثمن بخس از او خریده می‌شود، از این کنسرت چه سهمی دارد؟ ساکنان مناطق گرمسیر استان که دست به گریبان بی‌آبی هستند، تا چه حد می‌توانند غصه‌ی ناشی از خشک‌سالی و نابودی محصولات‌شان را با این کنسرت‌ها از بین ببرند؟ کارگران معدن‌های ذغال‌سنگ چه‌طور؟ راه دوری نرویم، کارگران کارخانه‌ی مس شهید باهنر که هنوز خبر تحصن‌شان در صفحه‌ی اول بسیاری از رسانه‌‌های استان است، چه؟ بهره‌ی کارمندان و کارگران و مهم‌تر از همه، بهره‌ی «خانواده‌ها» از این کنسرت‌‌های شادساز چه‌قدر است؟ اصلاً چند درصد از کرمانی‌ها در این کنسرت‌‌ها حاضر بوده‌اند که تمام پتانسیل فرهنگ و هنر این مُلک خلاصه شده در موسیقی؟ گویی به زعم جناب‌شان موسیقی و کنسرت تنها راه شادسازی مردمی است که بسیاری‌شان رابطه‌ی صورت سرخ و سیلی را تجربه کرده‌اند.

سوم، باز هم به بهره ربط دارد و آن، بهره‌ی هنر و فرهنگ استان کرمان است از این موقعیت و این همه صدور مجوز. توان فرهنگی دست‌گاه‌های متولی تا چه حد بر روی رونق هنر بومی استان متمرکز شده؟ مگر نه این‌که رونق موسیقی نواحی که با روح مردم کویر عجین است، بارها موثرتر از موسیقی پاپ و «راک» غربی است! پس چه شده که این موسیقی جایگاه روشنی در بین این همه کنسرت برگزار شده ندارد؟ باید بدانیم خواسته یا ناخواسته، فهمیده و یا بر اثر سهل‌انگاری، ذائقه‌ی کریمان دارد به سوی موسیقی وارداتی از غرب تغییر می‌کند و این زنگ خطر نابودی موسیقی اصیل این سرزمین است. موسیقی‌ای که بسیاری از اساتیدش حالا یا از دنیا رفته‌اند و یا در بستر بیماری و ناتوانی‌ افتاده‌اند. نتایج این تغییر ذائقه‌ هم به خوبی در خیابان‌های شهر مشخص است و این‌جا محل پرداختن به آن نیست. و صد البته این روزها بسیاری از فعالین موسیقی زیرزمینی به مدد همین مجوزها فعالیت چشم‌گیری برای تبدیل شدن به فعالین روزمینی! دارند. بی‌شک کرمان تنها در زمینه‌ی اقتصاد پتانسیل آن‌چنانی ندارد که بتواند از عهده‌ی دخل و خرج خود برآید. در فرهنگ و هنر نیز این توان وجوئد دارد و تنها می‌طلبد واقع‌بینی و شناخت کافی از پتانسیل کرمان در زمینه‌ی فرهنگ و هنر و حمایت تمام قد از جریان فرهنگ و هنر خودی، در برابر فرهنگ وارداتی. هدف‌‌گزاری برای تعالی فرهنگ و هنر اصیل ملی و دینی، شاید بسیار سخت باشد، اما یک نکته‌‌ی ناب در خود نهفته دارد و آن، این‌‌‌که موسیقی تنها راه رسیدن به شادی نیست.

نقطه نیوز

  • ناشناس |

    lنمردیم و یه نقد درست و حسابی خوندیم تو این سایتای حزبل

  • عبدالله |

    با سلام ضمن تشکر از تفسیر خوب سایت لازم است به استاندار محترم گوشزد شود شادی ارزش دارد که همراه با حفظ ارزشها و کرامت انسانها باشد.آیا حل مشکل بیکاری جوانان و مشکلات اقتصادی واجت تر است یا برگزاری کنسرت موسیقی(منکر) در کرمان