کد خبر: 76267

بررسی محتوایی روزنامه های دوشنبه:

در کنار حضور تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در جلسه غیر علنی مجلس با حاشیه های آن، افزایش قیمت بنزین نیز سوژه بیشتر روزنامه ها صبح دوشنبه است.

کرمان خبر، اظهارات رئیس جمهور درباره آزاد سازی خرمشهر اقتصادی از چنگال دشمنان، تک نرخی شدن قیمت بنزین، حاشیه های جلسه غیرعلنی مجلس و موضوعات مربوط به انتخابات مجلس و  ادامه روند مذاکرات هسته ای در صفحه نخست بیشتر روزنامه ها به چشم می خورند. 

"دولت بنزین را آزاد کرد"، تیتر نخست روزنامه وطن امروز است که در گزارش بنزینی خود اشاره می کند که دولتی ها پس از چند روز بلاتکلیفی و سرگردانی مردم و جایگاهداران، خیال همه را راحت کردند:  دولت یازدهم باز هم مردم را غافلگیر  کرد تا سهمیه بنزین را حذف و گازوئیل را گران کند. به گزارش «وطن‌امروز» بعد از اینکه مسؤولان دولت یازدهم بی‌سر و صدا و بدون اطلاع‌رسانی شفاف، یارانه نقدی گروهی از مردم را قطع کردند، تصمیم گرفتند باز هم مردم را در جریان‌ تصمیمات مهم اقتصادی نگذارند و با قطع یکباره و بدون اطلاع سهمیه بنزین، آنها را سورپرایز کنند! جالب اینکه دولت تا 3 روز پس از آغاز خرداد ماه و روزی که باید کارت‌های سوخت شارژ می‌شدند نیز دست از پنهان‌کاری بر نداشت و بدون دلیل و علت خاصی از اطلاع‌رسانی شفاف در زمینه سهمیه‌بندی بنزین خودداری کرد اما در آخرین ساعات دیروز سرانجام تصمیمات جدید رسانه‌ای و اعلام شد. بر این اساس سهمیه بنزین 700 تومانی دیگر واریز نمی‌شود و بنزین معمولی با قیمت 1000 تومان تک‌نرخی شد.

وطن در ادامه آورده است: وزارت نفت به جای اطلاع‌رسانی شفاف درباره آینده سهمیه‌بندی بنزین در پایگاه اطلاع‌رسانی خود مقاله‌ای را منتشر کرده و در آن نتیجه گرفته قطع سهمیه‌بندی و آغاز تک‌نرخی شدن بنزین خوب است!  وزارت نفت درباره دستاوردهای عرضه بنزین تک‌نرخی با قیمت یکهزار تومانی گزارشی تهیه و اعلام کرد: هم‌اکنون هزینه تولید بنزین در ایران به لیتری ۲۵۰۰ تومان رسیده است.  وزارت نفت با محوریت پایگاه اطلاع‌رسانی این وزارتخانه (شانا) دیروز با تهیه مقاله‌ای، تبلیغات درباره عرضه بنزین تک‌نرخی و با قیمت یکهزار تومانی را پس از توقف واریز سهمیه ۶۰ لیتری بنزین ۷۰۰ تومانی خرداد ماه خودروهای شخصی و موتوسیکلت‌ها آغاز کرده است. 

 

کدخدا به شما امان‌نامه نشان نخواهد داد!

حسین قدیانی در سرمقاله وطن امروز به نقد مذاکرات هسته ای و عدم شفاف سازی روند مذاکرات و مفاد توافقات انجام شده میان ایران و قدرت های جهانی پرداخته و برای مطلب خود تیتر " جمهور را نمی فروشیم" برگزیده است: حالا به «ممد نبودی...» هم می‌رسیم که این فعلا پاراگراف اول است. تو گویی ما این همه مدت داشتیم برای‌شان قصه حسین‌کرد تعریف می‌کردیم که حضرات مدعی دیپلماسی، تازه دارند از ما سوال می‌کنند؛ «مذاکره زن بود یا مرد؟!» ساعتی در رسانه ملی از مذاکرات سخن می‌گویند و ساعتی هم در دانشگاه، لام تا کام اما حرفی از لغو تحریم نمی‌زنند!...گاهی که به ندرت یادشان می‌آید جنسیت مذاکره را، اظهار می‌دارند؛ «قرار بود ما یک چیزهایی بدهیم، در عوض تحریم لغو شود». اتفاقا همین جا محل دعوای عقل و خرد و تدبیر و شعور است با همه آن مواردی که ضد اینها تعریف می‌شوند. مگر ما و یانکی‌های جلاد تحریم، هدف مشترکی از مذاکره داریم که برداریم همچین ادعا کنیم؛ «قرار بود یک چیزی ما بدهیم و یک چیزی آنها؟!» آمریکا واضح‌تر از آنچه من در ادامه می‌خواهم ‌بنویسم مکرر در رفتار و گفتار خود نشان داده که «شرط برداشتن تحریم – آن هم نه برداشتن یکجا، بلکه برداشتن قطره‌چکانی تحریم!- صرف توافق نیست بلکه ایران باید موجبات جلب اعتماد ما را فراهم کند!» اولا اگر بنای دشمن بر این است و لغو تحریم، خیلی هم حالا مرتبط با توافق منتج از مذاکره نیست، اساسا چرا داریم با او مذاکره می‌کنیم؟! ثانیا گیرم با اهدافی مقدس و ملی، مشخصا مذاکره با یانکی‌ها را شروع کردیم، حال که ملتفت شدیم همچین است دشمن در عداوت، اصولا چرا این مذاکرات را داریم ادامه می‌دهیم؟! ثالثا اگر لغو تحریم، نه مرتبط با توافق، بل منوط به آن است که جناب جلاد تحریم، خیر سرش مثلا مطمئن شود و اعتمادش جلب شود که ایران از داشتن انرژی هسته‌ای، دنبال سلاح اتمی نیست، مگر رئیس‌جمهور کدام کشور در صحن سازمان ملل ضمن اشاره به فتوای رهبر عالیقدر ایران، صحه بر این مهم گذاشت که جمهوری اسلامی ولو به لحاظ شرعی خواهان دسترسی به سلاح‌های کشتار جمعی نیست، جز همین رئیس‌جمهور آمریکا؟! پس اگر مرض دشمن در قصه لغو تحریم، اعتماد به ایران است که دنبال سلاح اتمی نباشد، چرا همان روز سخنرانی معروف و اعتراف معروف‌تر آقای اوباما، تحریم‌ها را لغو نکردند؟! ...لیالی مبارکی است. عشق است تقدیر تقویم، آنجا که سقای آب و ادب، حسین علیه‌السلام را حتی در صفحات سررسید هم تنها نمی‌گذارد. تا عاشورا ساعت‌ها مانده بود که شمر، امان‌نامه خود را به علمدار کربلا نشان داد! آهای کسانی که فکر می‌کنید کربلا درس مذاکره است، مذاکره را از «عباس بن علی» بیاموزید! آنجا، آن‌روز، آن‌شب، دشمن واقعا امان‌نامه نشان علمدار کربلا داد اما قمر منیر بنی‌هاشم، دست از دامان سیدالشهدا بردارد که مثلا چه کند با آن امان‌نامه لعنتی؟! آهای کسانی که فکر می‌کنید کربلا درس مذاکره است، لطفا اجازه دهید شمر زمانه، امان‌نامه‌اش را رو کند، بعد! اینکه هر روز دارد به شما ناسزا می‌گوید، بی‌هیچ امان‌نامه‌ای! با این حساب، آیا زود نیست «مودب و باهوش» خواندن شمر زمانه؟! آهای کسانی که فکر می‌کنید کربلا درس مذاکره است، کدخدا به شما امان‌نامه نشان نخواهد داد! پس ان‌شاءالله... لابد «فی امان‌الله»!  

عباس عبدی: اصلاح طلبان بی خاصیت هستند

روزنامه آرمان امروز در گزارشی به مواضع عباس عبدی درباره تحولات سیاسی حال و گذشته پرداخته و انتقادات او را نسبت به ارودگاه اصلاح طلبان تقبیح کرده است: عباس عبدی؛ عباس عبدی و باز هم عباس عبدی. همان دانشجویی که نامش برای نخستین‌بار در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا به گوش‌ها رسید، اما عباس عبدی امروز دیگر آن عباس عبدی سال 58 نیست. او امروز چند جامه دارد که بنا به شرایط یکی از آنها را بر تن می‌کند؛ تئوریسین ، پژوهشگر اجتماعی، تحلیلگر مسائل سیاسی، تحلیلگر مسائل اقتصادی و .... عبدی محبوب بود؛ استاد دانشگاهی که دانشجویان برای نشستن در کلاس درس او حاضر بودند هر اقدامی انجام دهند. بسیاری موارد از او به عنوان مشاوری امین و آگاه به امور دعوت می‌شد تا در جلسات سیاسی حضور پیدا کند که او هم برای این حضور مانعی احساس نمی‌کرد. عبدی محبوب بود و سوت و کف‌های زیادی برای او زده شد اما عبدی ، عبدی نماند. عبدی که به‌تدریج به 60 سالگی نزدیک می‌شود می‌خواهد همان مردی باشد که شاید سال‌ها در اندیشه تبدیل به آن بود اما فرصت آن را نیافت؛ منتقدی که نوک پیکانش تنها به یک سمت نشانه می‌رود و آن هم به سمت اصلاح‌طلبان!  عبدی متحول شده است چنانکه در مورد سفارت آمریکا هم تحلیلی دوگانه ارائه می‌دهد. او روزی به فارس گفته است که «به نظرم می‌آید که اگر شرایط به همان زمان برگردد نیازی نیست که ما و دیگران باشیم، شما هم در همان شرایط قرار بگیرید و رفتاری که با شما بشود، شما هم همین اقدام را انجام می‌دهید.» 

آرمان در ادامه نقد خود از عبدی می گوید: او زمانی عضو موسس معروفترین حزب اصلاح‌طلب بود و در پذیرش آرمان‌های اصلاح‌طلبانه گامی به عقب بر نمی‌‌داشت، زمانی حاضر نبود نقدی بر اصلاح‌طلبان وارد شود و در مواجهه با نقادی رقیب سکوت را جایز نمی‌دانست. او درحالی در چرخ و فلک تغییر نشست که روزی دست به قلم برد و عبدا... نوری را به این سبب مورد نقد قرار داد. عباس عبدی به نام طراح پروژه عبور از رئیس دولت اصلاحات هم شناخته می‌شود اما او بعدتر این موضوع را رد و درباره سناریوی عبور از رئیس دولت اصلاحات مدعی شد که علیه این ایده موضع‌گیری کرده «هر چند بعدها گروهی دیگر با دنده عقب از رئیس دولت اصلاحات عبور کردند و صدایش را در نیاوردند. زیرا منظور از رئیس دولت اصلاحات شعارهایش بود و نه شخص آن، و در این صورت خود انسان هم می تواند از خودش (به معنای شعارش) عبور کند.عبدی مواضع اصلی اصلاح‌طلبان را هم به زیر سوال می‌برد چنانکه وقتی سعید حجاریان گفت «باید از روحانی دفاع کنیم. چاره‌ای نداریم. ما از او حمایت کردیم تا رئیس‌جمهور شود، حالا هم باید حمایتش کنیم تا ادامه دهد. شکست روحانی شکست ما نیست. او اصلاح‌طلب نبوده است». عبدی بلافاصله در مقاله ای اینچنین پاسخ داد: «به طور کلی ذهنیت موجود در پس این گفتار که شکست روحانی را شکست اصلاح‌طلبان نمی‌داند، ناشی از همان فقدان راهبردی است که در بخش دیگر سخنان جناب سعید حجاریان وجود دارد. در واقع چگونه می‌توان گفت نیرویی که دچار بحران در راهبرد است، می‌تواند نسبت خود را با دولت موجود بدان حد دقیق تعریف و مرزبندی کند که با قاطعیت، شکست آن را شکست خود نداند؟» عبدی پا را چنان فرا گذاشت که اردیبهشت امسال درباره نقش‌آفرینی آیت‌ا... هاشمی گفت: «برای اینکه اصلاح‌طلبان بی‌خاصیت هستند. اصلاح‌طلبان اگر قوی بودند کسی به آقای هاشمی این حد که الآن هست کاری نداشت. رفقای ما با اولین شکست شبیه لشکر شکست‌خورده شدند و به‌جای این که به گذشته برگردند با همدیگر دعوا کردند، شروع کردند علیه رئیس مجلس حرف زدن و این مسیر تا انتخابات 84 ادامه پیدا کرد. منشأ شکست 84 رفتن به کار غیرجبهه‌ای بود».

احمد شیرزاد در یادداشتی در آرمان امروز، از تیم مذاکره کننده هسته ای خواسته که اجازه ندهند به حاکمیت ملی ایران خدشه ای وارد شود و برای رد درخواست بازرسی از سایت های نظامی چاره ای بیاندیشند: به‌هرحال باید یک تعامل جهانی وجود داشته باشد که حاکمیت کشورهایی که مورد بازرسی قرار می‌گیرند خدشه‌دار نشود و ایران نیز از این وضعیت مستثنا نیست. در حال حاضر 126 کشور پروتکل الحاقی را امضا کرده‌اند و همه کشورها هم با این مسئله مشکل ‌دارند. یعنی این‌طور نیست که به‌راحتی اجازه دهند مرکز حساس آن‌ها مورد بازرسی قرار گیرد. چنین مواردی ‌راهکار منطقی دارد و آن راه‌حل منطقی این است که تمامی کشورهایی که چنین معاهداتی را امضا می‌کنند به خاطر مصلحت خودشان هیچ‌گاه تلاش نمی‌کنند که اماکن نظامی خود را هسته‌ای کنند. درعین‌حال اگر آژانس جایی را مشکوک اعلام کند نمی‌تواند بر اساس گمانه‌زنی بازرسی کند و باید بر اساس سند، اجازه بازرسی بخواهد. نباید اجازه داد به ‌سادگی سایت‌های خاص کشور مورد بازرسی قرار گیرند و این مسئله با جزئیات باید مورد توجه تیم مذاکره‌کننده باشد تا مراقب باشند حاکمیت ملی کشور دچار خدشه‌ نشود.

روزنامه جوان در گزارشی به مواضع برخی از اصلاح طلبانی پرداخته که در چند وقت اخیر دم از بی فایده بودن برنامه هسته ای برای ایران می زنند و هزینه های آن را بیشتر از فواید آن می دانند: یکی از اهداف جمعی جریان تجدیدنظرطلب طی دو سال اخیر را باید حول محور «‌انرژی هسته‌ای هزینه دارد و به درد مردم نمی‌خورد‌» دانست هدفی که بارها توسط شخصیت‌های مطرح این جریان و روزنامه‌های زنجیره‌ای آنها عنوان شده و خطی ثابت از موضعگیری‌های این طیف را تشکیل می‌دهد.این هدف به موازات دیگر اهداف جریان مدعی اصلاح‌طلبی و مذاکرات هسته‌ای ادامه داشت به گونه‌ای که اصرار دارند به جامعه ایرانی این را بقبولانند که انرژی هسته‌ای دستاوردی جز تحریم و محدودیت‌های بین‌المللی برای کشور نداشته و هزینه‌های آن چیزی فراتر از مزیت‌های این صنعت است. تلاش برای باورمند‌سازی این موضوع را می‌توان در همایش‌های انتخاباتی اخیر این جریان در مراکز استان‌ها هم مشاهده کرد. به عبارت دیگر برخی روشنفکران کشور که تلاش می‌کنند در پیروی از غرب عقب نمانند در قضیه هسته‌ای شدن ایران از یک دهه گذشته تا کنون که پیشرفت‌های اتمی ایران بر مدار توسعه قرار گرفت‌، نه تنها هیچ‌گاه حاضر نشدند از آن حمایت کنند که در مقابل درصدد برآمدند تا توسعه و پیشرفت در این حوزه را کم‌اهمیت جلوه دهند و دقیقاً بر مدار خواسته امریکایی‌ها مبنی بر «‌ایران بدون فناوری هسته‌ای» پافشاری کنند. 

 عضوگیری داعش در مرزهای شرقی ایران

"سناریوی جنگ نیابتی داعش در مرزهای افغانستان با ایران"، عنوان گزارش جوان از اظهارات ژنرال جان کمپ بل، فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان است: فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان می‌گوید گروه تروریستی داعش سرگرم جذب نیرو در افغانستان است ولی تا کنون عملیاتی در این کشور شروع نکرده است. برخی ناظران حدس می‌زنند سرباز‌گیری داعش زمینه‌ای برای جنگ نیابتی در مرزهای ایران است.

به گزارش «جوان» به نقل از بی‌بی سی، ژنرال جورج کمپ بل به خبرگزاری آسوشیتد پرس گفته که افراد زیادی از گروه طالبان از رهبر خود ملا عمر سرخورده شده و به داعش پیوسته‌اند. در یکی از ویدئوهایی که گروه داعش منتشر کرده، شماری از افراد طالبان افغان و پاکستانی دیده می‌شوند که با ابوبکر بغدادی، رهبر داعش بیعت می‌کنند. ژنرال کمپ‌بل می‌گوید: طالبان زیادی هستند که از ملاعمر ناراضی شده‌اند. آنها کجا می‌روند؟ این را فرصتی می‌بینند تا شاید به منابع بیشتری دست بیابند و این است که با داعش بیعت کرده‌اند. ما مانع گسترش بیشترشان می‌شویم تا وضعیت مانند سوریه و عراق نشود، البته فرمانده امریکایی معتقد است طالبان و داعش با هم سازگاری ندارند و درگیر جنگ با یکدیگر هستند. جمال الدین بدر والی پیشین نورستان در گفت و گو با VOAمی گوید که عناصر گروه دولت اسلامی در برخی ولسؤالی‌های هلمند، برخی ولسؤالی‌های فراه، برخی ولسؤالی‌های که در بدخشان موقعیت دارند مثل وردوج و بعضی ولسؤالی‌ها در ولایت زابل حضور پیدا کرده‌اند. پیش‌تر نیز گزارش هایی غیر رسمی از سرباز‌گیری داعش در افغانستان منتشر شده بود ولی این برای اولین بار است که یک مقام ناتو در این سطح عضو‌گیری داعش راتأیید می‌کند. یک منبع امنیتی که از نزدیک در جریان اوضاع عراق و سوریه قرار دارد، معتقد است وقتی یک مقام ناتو می‌گوید داعش در حال گرفتن نیرو در افغانستان است، ترجمه این موضع‌گیری به زبان امنیتی، سناریویی شبیه عراق در افغانستان است؛ موضوعی که به گفته او، هدف نهایی آن می‌تواند تلاش برای درگیر کردن ایران در جنگ نیابتی فرسایشی در مرزها باشد.  

اظهارات سید حسن نصرالله درباره مبارزه با تروریست های داعشی و تکفیری در سوریه و عراق مورد توجه جوان قرار گرفته است: دبیرکل حزب‌الله لبنان در سالروز آزادی جنوب لبنان گفت: مقاومت هر جا که لازم باشد با گروه تروریستی داعش وارد جنگ خواهد شد و اگر رهبری مقاومت تصمیم بگیرد دهها هزار نفر برای نبرد وارد میدان می‌شوند. نصرالله عنوان کرده:‌در عید پیروزی و مقاومت به خداوند قسم می‌خورم که مقاومت در هیچ روزی از روزها مانند امروز در این سطح از آمادگی نبوده است. اگر بر خدا توکل کنیم و اگر ارتش‌ها و مقاومت‌های منطقه توکل کردند و به دشمنان‌شان متوسل نشدند و از دوستی واقعی کمک بخواهند  و بر توانایی‌های خود تکیه کنیم و قهرمانان و مردان و جوانانمان را در این پروژه به خدمت بگیریم، پروژه تکفیری‌ها نابود خواهد شد و همه فرار خواهند کرد.

هاشمی: ماجرای محرمانه مک فارلین از بیت آیت‌‌الله منتظری فاش شد

روزنامه اصلاح طلب شرق، در گزارش ویژه ای به سراغ حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رفته و ماجرای مک فارلین را در یک مصاحبه مفصل با وی مورد کنکاش قرار داده است: پرونده مک‌فارلین، اما در همان سال ٦٥ بسته نشد؛ اتفاقات بعدی نشان داد این ماجرا در فضای داخلی سیاسی ایران هنوز آن‌قدر ظرفیت دارد که هرازگاهی به محلی برای ماجراجویی‌ها و دعواهای سیاسی بدل شود. نمونه آن، گفت‌وگوی سال گذشته «محمد ‌خامنه‌ای» با نشریه رمز عبور بود. سؤال درباره ماجرای مک‌فارلین همچنان بسیار است. در سالگرد ورود هیأت آمریکایی، با «اکبر هاشمی‌رفسنجانی»، گفت‌وگو کرده‌ایم. بخشی های از این مصاحبه به صورت گزیده به این شرح است: آمریکایی‌ها فهمیدند که ما سلاح‌ها را چندبرابر قیمت در بازار سیاه می‌خریم. به آقای ‌قربانی‌فر گفتند: چرا ایرانی‌ها از بازار سیاه با چندبرابر قیمت سلاح می‌خرند؟ بیایند از خود ما بخرند. اگر با ما قرارداد ببندند، ما سلاح می‌دهیم. بعد هم گفته بودند ما انتظاری هم داریم. عده‌ای از شخصیت‌هایشان را در لبنان گروگان گرفته بودند. می‌گفتند: ایران کمک کند که آنها آزاد شوند و ما هم نیازها را می‌دهیم. نامه‌ای هم نوشتند. نامه را ‌قربانی‌فر نوشته بود و به آقای کنگرلو داد. چون من مسئول جنگ بودم، نخست‌وزیر، آن را برای من فرستاد. من هم در جلسه سران مطرح کردم...گروه خاصی آمریکایی‌ها را گروگان گرفته بودند و ما از طریق حزب‌الله آنها را شناختیم. باید به آنها پول می‌دادیم، حزب‌الله هم کمک می‌کرد گروگان‌ها را آمریکایی‌ها پس می‌گرفتند، در مقابل، یک محموله هم می‌رسید. مدتی ادامه داشت و اعتمادی جذب شده بود که آنها سلاح‌ها را داده بودند و بعضی از مشکلات ما هم حل شده بود. مدتی که گذشت، توسط آقای ‌قربانی‌فر پیغام داده بودند که چرا جزئی‌جزئی باشد؟ بیایید یک قرارداد کلی ببندیم تا نیازهای تسلیحاتی شما را بدهیم. گفته بودند هیأتی را می‌فرستیم. در جلسه سران مطرح کردیم و موافقت شد.

در ادامه مصاحبه آمده است: آنها نگفته بودند هیأت به ریاست مک‌فارلین که موقعیت ممتازی داشت، می‌آید.سه روز در هتل مذاکره کردند که آقای وردی‌نژاد از اطلاعات سپاه و آقای دکتر هادی از مجلس مأمور شدند تا مذاکره کنند. اشکالاتی در مذاکرات بود. چون آسان نیست که همه مسائل را در یک جلسه بتوان حل کرد. به جایی رسیدند و آنها رفتند.قضایا به آنجا رسید که احساس کردیم سلاح‌هایی که آقای ‌قربانی‌فر به ما فروخته، گران فروخته است.پول را ندادیم و وی به آیت‌الله منتظری شکایت کرد که اینها پول مرا نمی‌دهند.آیت‌الله منتظری اصلا خبر نداشت و ما ایشان را در جریان این کارها نمی‌گذاشتیم، چون مسئولیت ایشان این نبود. از داخل بیت آیت‌‌الله منتظری این خبر به مجله الشراع رفت. خود ایشان نفرستاده بود. هیاهو شد و امام(ره) هم به من دستور دادند و گفتند: برو و هرچه گذشته، واقعیت را به مردم بگو تا در جریان باشند.

شرق از جلسه غیرعلنی دیروز مجلس نیز گزارشی تهیه کرده و به گزارش هسته ای ظریف به مجلس پرداخته است: چهار نماینده درباره لغو تحریم‌ها، بازرسی‌ها و فعالیت‌های فردو و نحوه فعالیت کشور در زمینه فعالیت‌های انرژی هسته‌ای تذکر می‌دهند. در ردیف نخست صندلی‌ها شانه‌به‌شانه ظریف، عباس عراقچی و حسن قشقاوی، معاونان وزیر خارجه نشسته‌اند و هرازچندگاهی درِگوشی نکاتی را ردوبدل می‌کنند. نوبت به ظریف رسیده و حالا وزیر امور خارجه در پاسخ به تذکر نماینده‌ای در مورد مذاکرات هسته‌ای توضیح می‌دهد که آمریکایی‌ها ٣٠ سال است از سیاست چماق و هویچ استفاده کرده‌اند و تهدیدهای آنها چیز جدیدی نیست و اگر به توافق نرسیم، آسمان به زمین نمی‌رسد. همچنین برای دستیابی به توافق نهایی در چارچوب خط قرمزها و منافع ملی تلاش می‌کنیم و اگر قرار است عهدشکنی صورت گیرد، بهتر است از سوی آنان باشد. او همچنین از نمایندگان می‌خواهد به شایعات توجه نکنند. وزیر امور خارجه در ادامه گزارشی از اقدام کارشکنانه سنای آمریکا ارائه داد، جزئیاتی با این تأکید که سنا به‌دنبال سنگ‌اندازی در مسیر مذاکرات است. اما جلسه دیروز یک حاشیه نیز داشت، نشست‌های کمیسیون امنیت همیشه پر است از بگومگوها و جدال‌های لفظی جبهه پایداری‌ها با ظریف، اما جدال واژه‌ها دیروز تا سرحد «خائن»خواندن وزیر امور خارجه پیش رفت. صحبت‌های کوچک‌زاده و لحن پرخاشگرانه‌اش آن‌قدر عجیب بود که حتی «حمید رسایی» در یک‌قدمی‌اش، سر به زیر انداخته و چهره درهم ‌کشیده بود. بااین‌حال، علی‌اصغر زارع، موبایل‌به‌دست، به شکار صحنه نشسته بود و با گوشی همراهش از هجمه کوچک‌زاده به ظریف فیلم‌برداری می‌کرد. 

شرایط سرنوشت‌ساز منطقه

روزنامه سیاست روز به بررسی اسناد جدید از طراحی گسترده آمریکا در ایجاد و حمایت از تروریست‌ها پرداخته و داعش را نتیجه نقشه ای دانسته که در سال 2012 در راهرو های پنتاگون سردرآورده است: پس از افشای اسناد متعدد از نقش آمریکا در ایجاد گروه‌های تروریستی اسناد محرمانه آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا نشان می‌دهد واشنگتن و هم‌پیمانانش به صورت آگاهانه از سال ۲۰۱۲ با هدف منزوی کردن رئیس‌جمهور سوریه و مقابله با گسترش نفوذ ایران، به پیدایش «داعش» کمک کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی «گلوبال ریسرچ» گزارش کرد، ائتلاف تحت رهبری آمریکا که هم‌اکنون تلاش می‌کند به گونه‌ای ظاهر شود که گویی در حال مبارزه با تکفیری‌های داعش است، به صورت آگاهانه به پیدایش داعش با هدف منزوی کردن «بشار اسد» رئیس‌جمهور سوریه و مقابله با گسترش نفوذ ایران کمک کردند. طبق این گزارش، این ائتلاف ضدداعش، در آگوست ۲۰۱۲ به طور کامل اطلاع داشت که پیش‌‌سازه‌های داعش یعنی القاعده عراق و دولت اسلامی عراق به همراه دیگر گروه‌های وابسته به القادعه به معارضان سوری تسلط دارند. طبق این گزارش، آنها می‌دانستند که القاعده در عراق در طول سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ در حال افول است ولی به واسطه شورش‌ها در سوریه احیا شده بودند. آمریکا علی‌رغم علم به این موارد، به همراه هم‌پیمانان خود، همچنان کمک، بودجه، تسلیحات و آموزش‌هایی را در اختیار گروه‌های افراطی قرار دادند زیرا رشد و ظهور این گروه‌ها را یک دارایی راهبردی برای اهداف ژئوپولتیکی خود می‌دانستند. 

"شرایط سرنوشت‌ساز منطقه" عنوان سرمقاله امروز سیاست روز به قلم محمد صفری است که به بررسی تحولات اخیر خاورمیانه و تجدید قوای نیروهای تروریستی در کنار فشار آمریکا در مذاکرات هسته ای پرداخته: تحولات منطقه غرب آسیا، شرایط دشوار و حساسی را سپری می‌کند، این شرایط که با دستکاری بیگانگان به وجود آمده، هدف اصلی و نخست آن، فشار بیشتر به جمهوری اسلامی ایران است. در شرایطی که به تیر‌ماه ۱۳۹۴ نزدیک می‌شویم و می‌رود تا نتیجه ۲ سال گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و ۱+۵ تعیین تکلیف شود، تغییرات و تحولاتی که در سوریه و عراق در حال شکل‌گیری است، نشان‌دهنده دخالت‌هایی است که آمریکایی‌ها در این منطقه انجام می‌دهند. تقویت هر چه بیشتر تروریست‌های تکفیری داعش و النصره و توفیقات و تصرفات نظامی آنها در سوریه و عراق، جان تازه‌ای است که آمریکایی‌ها و کشورهای همپیمان مرتجع عربی منطقه به آنها دمیده‌اند. تا پیش از این شاهد شکست‌های سنگین تروریست‌های تکفیری در این دو کشور بودیم که با پیروزی‌های ارتش و نیروهای مردمی سوریه و عراق همراه بود، اما چند روزی است که ورق برگشته است. غربی‌ها و کشورهای مرتجع عربی جنگ نیابتی را علیه ایران آغاز کرده‌اند و این هشداری بود که رهبر معظم انقلاب در چند نوبت از سخنانشان، به آن اشاره کردند. آمریکایی‌ها نه تنها برای مقابله و مبارزه با گروه‌های تروریستی منطقه راهبردی ندارند، بلکه برای ماندن و تقویت آنها، راهبردهای خود را پیاده می‌کنند. دیگر پشت پرده‌ای از اتفاقات و تحولات منطقه وجود ندارد و همه چیز آشکار شده است. آمریکایی‌ها از یک سو در موضوع هسته‌ای فشارهای خود را براساس مطالبات علیه ایران افزایش داده‌اند و از سوی دیگر با حمایت از تروریست‌های تکفیری در منطقه و همچنین حمایت از تجاوز جنایتکارانه آل‌سعود به یمن، فاز تازه‌ای از دشمنی‌های خود را علیه ایران آغاز کرده‌اند. 

سیاست روز در گزارشی به انفجار انتحاری روز جمعه قطیف اشاره کرده و به در این گزارش به بررسی نقش "دربار سعودی"  در حمله انتحاری علیه شیعیان شرق عربستان پرداخته است: هویت عاملان انفجار تروریستی در مسجدی در قطیف در حالی برملا شد که گزارش‌ها بیانگر ایفای نقش دربار سعودی در این جنایت که به شهادت رسیدن و زخمی شدن ده‌ها نمازگزار را در‌پی داشته، است. وقوع حمله تروریستی روز جمعه در مسجد امام علی(ع) در شهر قطیف در شرق عربستان منجر به شهادت ۲۰ شهروند شیعه عربستانی و زخمی شدن ۱۰۰ تن دیگر شد. در این میان به رغم پذیرش مسئولیت این جنایت از سوی داعش، در باب عوامل اصلی آن گمانه‌زنی‌های بسیاری صورت گرفت که در نهایت به دربار سعودی ختم گردیده است. با توجه به حمایت دربار سعودی از تروریست‌ها در منطقه نقش نزدیکان پادشاه در این انفجار تروریستی مطرح گردیده است. پایگاه خبری الوعی با اشاره به نقش سیاست‌های طایفه‌ای و مذهبی دولت ریاض گزارش داد که جانشین ولیعهد عربستان در حملات تروریستی روز جمعه در مسجد امام علی(ع) قطیف دست داشته است. این برای اولین‌بار نیست که افراد انتحاری در عربستان علیه ساکنان مناطق شیعه‌نشین وارد عمل می‌شوند و می‌افزاید: طی ماه‌های اخیر این برای سومین‌بار است که به شیعیان توسط تروریست‌ها حمله می‌شود که یکی از تبعات جنگ یمن و افزایش اظهارات تفرقه‌افکنانه در منابر دولتی علیه شیعیان است. الوعی با اشاره به اینکه شاهزاده محمد بن‌سلمان نقش اصلی را در جنگ یمن دارد تصریح می‌کند که گروه تروریستی سوم به شاخه خلافه اسلامی داعش در نجد این عملیات را انجام داده است. 

 روحانی از روی ناچاری به رحمانی فضلی تن داد

روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد به گفتگو با احمد پورنجاتی پرداخته و وی در این مصاحبه به دولت روحانی پیشنهاد داده که تا پیش از هفته دولت تغییرات را در کابینه آغاز کند: گفتگو با احمد پورنجاتی درست زمانی برگزار شد که زمزمه‌های تغییرات در کابینه روحانی با توجه به برخی اظهارات شدت گرفته بود. اگرچه اکنون سخنگوی دولت تغییرات را تکذیب و رد می‌نماید اما پورنجاتی به من می‌گوید روحانی بایستی تا پیش از هفته دولت کابینه خود را پالایش نماید تا امیدها همچنان باقی بماند، البته هر پالایشی نه! او پالایش معنادار و تغییرات چشمگیر را توصیه می‌کند. احمد پورنجاتی وزارت کشور، وزارت ورزش و تیم رسانه‌ای دولت را از جمله حوزه‌هایی می‌داند که در اولویت تغییر هستند. او وقتی می‌خواهد در خصوص عملکرد رحمانی فضلی سخن بگوید با لحنی متفاوت تاکید می‌کند که خود وزارت کشوری است تا نشان دهد انتقادات او چندان بیراه نیست. واقعیات این است که بنده از احتمال تغییراتی در مجموعه دولت و تصمیم دکتر روحانی به خانه تکانی و پوست اندازی این مجموعه، اطلاع دقیقی ندارم، اما در زمره کسانی هستم که از مدت‌ها قبل، به طور مشخص در یک سالگی دولت، در برخی از نوشته‌ها و گفتگوهای خود اشاره کردم که دولت در اولویت‌هایی که مدنظر داشته، همچون سیاست خارجی و حل و فصل چالش هسته‌ای و پرداختن به اصلاح نسبی وضعیت اقتصادی کشور، به طور تقریبی موفق عمل کرده است، اما در مقابل در زمینه‌های تازه‌ای که شاید به این شدت و حدت پیش بینی نمی‌کرد، دست به گریبان مسائل تازه‌ای شده که نیاز دولت به یک بازنگری جدی در فهرست اولویت‌هایش را بیش از پیش محسوس می‌کند... اما رئیس جمهوری که به ناچار از روی تعامل سیاسی، کسی (رحمانی فضلی) را انتخاب کرده باید این زحمت را هم بپذیرد که همانند عصای زیر بغل و پابه پای آن وزیر حرکت کرده، برنامه هایش را دنبال کند و برای او وقت بگذارد، نه اینکه وزارتخانه را به دلیل سلیقه سیاسی متفاوت شناور بگذارد. به نظرم در شرایطی که رییس جمهور به ناچار باید شخص خاصی را به عنوان وزیر انتخاب کند، بعد از انتخاب نیز باید همراه با او بر کارش نظارت کند.

"همه «ای‌بی‌»ها را دیدند وزیر بهداشت ندید؟!"، تیتر آفتاب یزد رد انتقاد از قاضی زاده هاشمی، وزیر بهداشت کابینه روحانی است که علی رغم گزارشات متعدد درباره بیماران پروانه، توجهی به این حوزه صورت نمی گیرد: 13روز از چاپ اولین و 6روز از چاپ دومین گزارش آفتاب یزد درباره مصائب و مشکلات زندگی بیماران اپیدر مولیز بولوزا (EB) معروف به بیماران پروانه‌ای می گذرد اما همچنان خبری از واکنش مسئولان به ویژه مسئولان وزارت بهداشت و شخص وزیر نیست؛ بیمارانی که خون و تاول، درد و زخم از بدو تولد میهمان ناخوانده تنشان است و از بد روزگار این درد ژنتیکی غیرواگیردار که در نتیجه ازدواج فامیلی است تا آخرین لحظات عمر با این بیماران هم‌آشیانه است. بیمارانی که بازی کردن و خوردن غذا، رفتن به مدرسه و میهمانی، حمام کردن و آسوده خوابیدن و ... برایشان حسرت است درست مثل انسان معلولی که دو دستش قطع شده و در دست گرفتن یک مداد برایش حسرتی بزرگ است؛ تنها با این تفاوت که بیماران پروانه‌ای تنها یک درد و یک حسرت ندارند که سرتاسر زندگی‌شان پر است از درد و حسرت و حسرت و حسرت....

پذیرش پروتکل الحاقی یعنی خلع سلاح کامل کشور

روزنامه کیهان نیز در شماره امروز خود به جلسه دیروز مجلس توجه داشته و گزارشی را با تیتر "بازرسی مدیریت شده یا پرش از خط قرمز!" پیرامون آن تهیه کرده است: روایت ها از جلسه غیرعلنی دیروز مجلس متفاوت است. برخی می گویند تیم مذاکره کننده، به خط قرمز ممنوعیت بازرسی از مراکز نظامی همچنان پایبند است و برخی دیگر به نقل از عراقچی می گویند در این زمینه توافقاتی صورت گرفته است و قرار شده بازرسی هایی مدیریت شده انجام شود! کیهان در گزارش خود به دو روایت از جلسه دیروز اشاره کرده که در یکی از آنها  کاظم جلالی گفته: تیم مذاکره کننده ما در این جلسه بیان کردند اگر کسانی بخواهند تاسیسات نظامی را بازدید کنند ما زیر بار بازرسی از این تاسیسات نمی رویم ولی اگر بخواهند تاسیسات هسته ای را براساس آنچه در ان پی تی و قواعد بین الملل آمده بررسی کنند همکاری ها انجام می شود. 
 
اما روایت های دیگری هم وجود دارد. محمدسادات ابراهیمی عضو کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با ایرنا با اشاره به جلسه غیرعلنی مجلس گفت: در این جلسه ظریف درباره بازرسی از اماکن نظامی گفت ما چیزی فراتر از پروتکل الحاقی را نمی‌پذیریم؛ پروتکل الحاقی هم می گوید می شود بازرسی کرد ولی بازرسی مدیریت شده!
 
کیهان به گله عراقچی به خبرگزاری فارس و کریمی قدوسی نیز پرداخته: عراقچی در واکنش به اخبار منتشر شده از جلسه دیروز، به جای توضیح و یا تکذیب اصل خبر، کریمی قدوسی و خبرگزاری فارس را به خدا واگذار کرد. این در حالی است که وی نیمه اردیبهشت ماه در یک برنامه زنده تلویزیونی همین اظهارات را بیان کرده بود. عراقچی در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما گفته بود: آژانس حتما باید دلایل و مدارک خود را ارائه دهد و بگوید چرا فکر می کند در فلان نقطه و دقیقا در کجا کار غیرقانونی صورت می گیرد و بعد آن کشور مربوطه می تواند نسبت به خواسته آژانس تحفظ داشته باشد و با آژانس وارد مذاکره شود و اگر نگرانی آژانس (اگر واقعی باشد) از راه‌های دیگر رفع خواهد کرد.
 
حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان به افق های تاریکی که در مذاکرات هسته ای کشور با طرف های خارجی آشکار شده اند اشاره کرده و تیتر این یادداشت را نیز " این مجسمه کیست؟" برگزیده است: افق پیش‌روی مذاکرات هسته‌ای اگر تا چند هفته قبل «خاکستری» بود و اعضای محترم تیم مذاکره‌کننده در سایه روشن‌های این افق خاکستری، نشانه‌هایی از یک توافق مطلوب را آدرس می‌دادند ولی امروزه با توجه به شواهد و اسناد موجود جای کمترین تردیدی نیست که چنانچه در فرمول مذاکرات و روال جاری آن تجدیدنظر جدی نشود، از تأسیسات هسته‌ای ایران اسلامی فقط یک «مجسمه یادبود» باقی می‌ماند که غیر از یادآوری تلاش بر باد رفته دانشمندان و دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای کشورمان و حسرت از دست دادن آنچه تاکنون به دست آورده‌ایم، خاصیت و ارزش دیگری نخواهد داشت.برادر عزیزمان آقای عراقچی گفته‌اند بازرسی‌های تحت موضوع پروتکل‌الحاقی «مدیریت شده» خواهد بود که نظر ایشان با مواد 5، 83 و 84 پروتکل یاد شده مغایرت دارد که خود نوشته دیگری می‌طلبد. به بیان واضح‌تر و در یک کلام، مفهوم واقعی و غیرقابل تغییر تن دادن به پروتکل الحاقی، خلع سلاح کامل کشورمان و کاهش توان نظامی جمهوری اسلامی  در حد برخورداری از تعدادی تفنگ و فشنگ و نارنجک خواهد بود! آیا فرض دیگری وجود خواهد داشت؟! اگر پاسخ منفی است- که منفی است- آیا نباید نگران آینده فاجعه‌بار توافقی بود که دوستان مذاکره‌کننده بعد از اصرارها و درخواست‌های فراوان، فقط گوشه‌ای از آن را رونمایی کرده‌اند؟!
 
شریعتمداری در ادامه می افزاید: آمریکا با تبدیل فعالیت هسته‌ای پردامنه و علمی کشورمان به یک مجسمه بی‌روح و عروسکی، در پی تحقیر ملت است که نتیجه آن - به زعم آمریکایی‌ها - شکست روحیه مردم و بی‌اعتمادی آنان به مسئولان خواهد بود. گفتنی است آمریکایی‌ها، با استناد به توافق لوزان، توهم دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از مبانی و آموزه‌های انقلابی خود را بارها از شیپور فریب رسانه‌ای غرب پمپاژ کرده‌اند و از سوی دیگر بلافاصله بعد از هر دور مذاکره، این گزاره جعلی را در مقیاس گسترده و فراگیر خطاب به نهضت‌های اسلامی و ملت‌های مسلمان تبلیغ کرده‌اند که نظام اسلامی ایران نیز بعد از سی‌ و هفت سال مقاومت چاره‌ای جز کنار آمدن با آمریکا و متحدانش نداشته است!و بالاخره، یک خبر موثق حکایت از آن دارد که برخی از اعضای تیم مذاکره‌کننده کشورمان نیز علی‌رغم اظهارنظرهای خوشبینانه قبلی، توافق هسته‌ای با تعریف آمریکایی‌ها را خسارت‌آفرین و غیرقابل قبول می‌دانند و به صراحت ابراز داشته‌اند عدم توافق را به توافق مزبور که ویرانگر امنیت و اقتصاد کشور است ترجیح می‌دهند ... و در این‌باره گفتنی‌های دیگری هست که به بعد موکول می‌کنیم.
 
فرهنگ نیوز