کد خبر: 76277

دوراهی منافع ملی و منافع شخصی؛

کمترین سیاستمدار و کارشناس هم امروز به‌خوبی می‌داند که با رویکرد سازش و امتیازدهی و تحقیر ملی نمی‌توان آل سعود را به عقلانیت و تعادل وادار کرد. مشکل اصلی در بین برخی مقامات ارشد کشوری این است که عرصه منافع ملی و مردم را به حوزه های خصوصی و شخصی خود منتقل کرده و حاضر نیستند بدون هزینه کردن از حقوق و منافع ملی، به حیات سیاسی خود استمرار دهند.

کرمان خبر / اگر این‌گونه تصور کنیم که شرایط ویژه ای در سطح منطقه و محیط داخلی کشور حاکم است، به بیراهه نرفته ایم. بازیگر اصلی در تحولات فوق امریکا و رژیم صهیونیستی است که ابزارهای رنگارنگ منطقه ای و بین المللی را در اختیار دارد. از مؤسسات بین المللی گرفته یا حاکمیت و رویکرد بسیاری از کشورهای جهان، شرکای منطقه ای و ارتجاع عرب و گروه های سیاسی و بویژه تروریسم وحشی تکفیری که با نام های گوناگون در سطح منطقه فعال هستند.

موضوع هسته ای ایران هم، یکی از سامانه های طراحی شده و برنامه ریزی شده امریکایی و صهیونیستی است که بر اساس اهداف و کار ویژه های راهبردی در مقابل جمهوری اسلامی، با ابزار تحریم و تهدید و مذاکره هم زمان، در حال مدیریت شدن توسط امریکاست. اینکه از ما چه می خواهند را بارها از زبان بالاترین مقامات امریکایی شنیده ایم. اینکه برنامه هسته ای ایران با رویکرد تسلیحاتی پایه ریزی شده و یا در حال انحراف به سمت سلاح هسته ایست، یک سناریوی رسوا و البته توجیه شده است تا آنها را نگران جلوه دهد و سپس برای رفع این نگرانی، آنچه در اهداف و کار ویژه های امریکایی مشخص کرده اند را، با سیاست مرحله ای و گام به گام به اجرا بگذارند.

سیاست دبه کردن و زیاده خواهی، جوهر سیاست فریبکارانه امریکایی است تا از آن برای محقق کردن اهداف یاد شده استفاده نماید. اگر در ابتدا فقط مسائل پیش پا افتاده را مطرح می کنند ولی تدریجاً ابعاد پنهان هدف گذاری های خود را نشان می دهند و در تدوین هر بیانیه و توافق شفاهی و کتبی هم با تمام دقت این کار را دنبال می کنند.

چماق و ابزار فشار امریکایی در سامانه های تحریم پیش بینی شده اند تا در گام اول، زیرساخت های هسته ای را برچینند و سپس با تکیه بر ابعاد احتمالی نظامی، ماهیت برنامه هسته ای را زیر سوال ببرند و حل آن را مدخل هرگونه کاهش تحریم معرفی کنند و سپس به شبکه ای بودن سیستم تحریم ها اشاره کرده و بگویند تحریم های ضدایرانی فقط منوط به برنامه هسته ای نیست و به توانمندی های نظامی-دفاعی، اتهام همکاری با تروریسم و مسئله حقوق بشر و نهایتاً اینکه ایران اسلامی، دارای رفتار و رویکردیست که موجب نگرانی غرب است. 

لذا ایران اسلامی برای نجات از فشارهای غربی و تحریم باید به تغییر رفتار در ماهیت و جوهره اعتقادی نظام خود دست بزند!! تازه هنوز هم معلوم نیست که سامانه های فشار، تحریم و تهدید پایان داشته باشد و هیچکس هم آن را تضمین نمی کند. یعنی مسئله این نیست که در برنامه هسته ای اگر شفاف سازی حداکثری انجام شود و حتی اگر تعطیل هم بشوند، امریکایی ها، چماق تحریم را از سر ملت ایران بردارند. اینگونه نیست که اگر تمامی ظرفیت های منطقه ای ایران تعطیل شود و هیچ نقش منطقه ای هم باقی نماند و تمامی آرمان های انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) تعطیل شود، باز هم امریکا، فشار تحریم را از ایران بردارد. آنها با همین ابزار تحریم دنبال براندازی و یا بقول خودشان تغییر رفتار و تغییر ماهیت نظام سیاسی و اسلامی ایران هستند.
 
آیا با سازش می توان منافع ملی و مردم را تأمین کرد؟
 
از نظر امریکایی ها چندان تفاوت نمی کند که راهبردهای خاورمیانه ای را از طریق دیکتاتوری های قبیله ای عرب محقق کنند و یا از طریق حمایت آشکار از تروریسم و القاعده دست آموز و نام های جدید داعش و النصره آن را محقق کنند. اسنادی که منتشر می شود نشان می دهد که از سال 2012، تروریسم تکفیری بخشی از سیاست های امنیتی آنها برای مدیریت تحولات خاورمیانه ای و براندازی در کشورهاست و هیچگونه ابایی از برملا شدن آن هم ندارند.

گفتمان انقلاب اسلامی در سطح منطقه در 35 سال گذشته، حوزه های نفوذ و امیدواری نسبت به آینده را در مناطق مختلف از لبنان تا عراق و تا یمن و بقیه نقاط حساس گسترش داده و آن را به سرّ پرقدرت مؤلفه های امنیت ملی ایران تبدیل نموده است. اگر این قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی نبود، رویکرد مذاکراتی امریکا هم با مبانی قبلی که تعطیل شدن برنامه هسته ای را منوط به هر مذاکره با امریکا میکرد، کماکان پا بر جا بود و اگر در بیست سال گذشته طرح های نظامی برای حمله به ایران بر روی کاغذ باقی مانده است، بدلیل این نفوذ منطقه ای و آسیب پذیری رژیم صهیونیستی و وابستگان به امریکاست و الّا باید هر لحظه منتظر ماجراجویی سران جنگ افروز صهیونیستی و یاسران ماجراجوی امریکایی می بودیم.

همانگونه که مقام معظم رهبری بیان فرمودند، گفتمان جاهلیت مدرن که امریکا و آل سعود، شاخص های امروزی آن هستند، در تباین کامل با گفتمان انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) قرار دارند و امکان تلاقی و تفاهم بین این دو رویکرد وجود ندارد. آل سعود در همان روزهای اولیه پیروزی انقلاب که هیچیک از پدیده های منطقه ای همسو با ایران اسلامی در عراق و سوریه و لبنان و... وجود نداشت، برای نابود کردن انقلاب اسلامی، ده ها میلیارد دلار پول و سلاح و تجهیزات در اختیار صدام قرار دادند تا این انقلاب در درون ایران مدفون شود.یعنی آل سعود همانند امریکا و رژیم صهیونیستی، با اساس نظام اسلامی و سیاسی ایران در تضاد بنیادی هستند. 
 
آیا با سازش می توان منافع ملی و مردم را تأمین کرد؟
 
اگر در این تصویر از ماهیت سیاست های امریکا در قبال ایران و یا آل سعود در قبال جمهوری اسلامی اتفاق نظر داشته باشیم، باید دید که چه رویکردی برای محقق کردن منافع ملی و مردم و نظام اسلامی عاقلانه و امکانپذیر است؟

برخی معتقدند که نیازی به تضمین خواهی از این دو دشمن جنگ افروز و خون ریز نیست و فقط باید با آنها سازش کرد و این سازش به هر قیمت باید انجام شود. البته وقتی با دقت به اندیشه و مواضع آنها می نگریم، این حقیقت خود را نشان می دهد که منافع شخصی آنها بیشتر از منافع ملی و مردم اولویت دارد و فکر می کنند که اگر با سخت ترین فشارهای دشمن هم روبرو شده و تسلیم شوند و به خواسته های آنها تن دهند، این کار احتمالاً امریکا و آل سعود را به «ترحم» نسبت به ایران واداشته و شاید شرایط بهتری در روابط با ایران از خود نشان دهند. یا اینکه به این حقیقت میرسیم که عده ای در مبانی فکری دچار این تصور شده اند که ما از اینکه انقلاب کرده و شاه را ساقط کردیم و مستقل شده ایم و منافع غارتگرانه امریکا و غرب را در ایران متوقف کرده ایم، اشتباه کرده و آرمانهای انقلاب اسلامی و امام هم نوعی کهنه پرستی است و برای نجات باید در همه چیز تجدید نظر کرد و مسئله ای به نام استقلال وجود ندارد و نباید بر روی آن اصرار داشته باشیم. مهم این است که ما در جرگه امریکا قرار گیریم و همانند دیکتاتوری های مرتجع عربی، دنباله روی امریکا باشیم.

این دو اندیشه، اساساً ارتباطی با آرمان های ملی و انقلابی و اسلامی و حتی منافع واقعی ملی و مردم ندارند و آن را در اولویت نمی دانند. هرگونه تحقیر و اهانت و یا هرگونه امتیاز ملی از حقوق مردم و انقلاب به دشمن مجاز است در دو سال گذشته، لحن و رفتار امریکا در دشمنی و عداوت با ایران اسلامی افزایش نشان می دهد و عهد شکنی و دبه کردن را در طی توافق ژنو و لوزان از خود نشان داده اند و متأسفانه از سوی مقامات ارشد و مسئول کشور که همواره بر روی شأن و شخصیت ایرانی و منافع ملی و مردم مانور می دهند، واکنش تناسب ندیده ایم بلکه گاه نسبت به توجیه رفتار امریکا و آل سعود هم پرداخته اند. لیست تحریم های ما در دو سال گذشته 8 بار تکمیل شده و نسبت به تکرار آن هم خط و نشان کشیده اند.

آل سعود با تمامی تفکر و ماهیت عصر حجری و وحشی و حمایت از تروریسم و ناامن کردن محیط منطقه ای از طریق گروه های تکفیری در لبنان، سوریه و عراق و حتی در حاشیه و یا بخشی از درون مرزهای امنیتی ایران، سیاست هجومی و توهین آمیز و گاه نیز تهدیدگونه را به اجرا می گذارد ولی توصیه ای که توسط مقامات ارشد کشوری دنبال می شود این است که با فعال کردن برخی کانال های شناخته شده، سیاست سازش با ابوسفیان امروز و بانی اصلی تروریسم جهانی و گستاخ به تمامی شئونات ایرانی و بنیانگذار جنگ مذهبی و طائفه ای را مطرح می کنند.
 
آیا با سازش می توان منافع ملی و مردم را تأمین کرد؟
 
هر انسان عاقل و وفادار به منافع ملی و مردم و هر میهن پرست ابتدایی از فرمول و مواضع امریکایی به خوبی درک می کند که از مسیر سازش و تسلیم پذیری در مقابل امریکا که صرفاً منافع شخصی افراد را در بر دارد، قادر نیستند به کمترین منفعت و حقوق ملی و مردم را در مذاکره فعلی با امریکا دست یابند. کمترین سیاستمدار و کارشناس هم امروز به خوبی میداند که با رویکرد سازش و امتیاز دهی و تحقیر ملی نمی توان آل سعود را به عقلانیت و تعادل وادار کرد.

مشکل اصلی در بین برخی مقامات ارشد کشوری این است که عرصه منافع ملی و مردم را به حوزه های خصوصی و شخصی خود و باند و الیت مشکوک منتقل کرده و حاضر نیستند بدون هزینه کردن حقوق و منافع مردم و ملی، به حیات سیاسی خود استمرار دهند. اگر صادقانه به مردم بگویند که ما با همه دست و دل بازی در امتیازدهی به امریکا و یا آل سعود بیش از منافع شخصی، چیزی برای مردم نداریم و آن را تضمین نمی کنیم و عزت و شرف و آرمان انقلابی و اسلامی و امام در حیطه باورهای ما قرار ندارند، لحظه سرنوشت سازی در روندهای سیاسی کشور شکل خواهد گرفت.

بدیهی است که چنین اعترافی از سوی کسانی که در همه چیز تجدید نظر کرده و هیچ مبانی اخلاقی و ارزشی، برای آنها اصالت ندارد، امکانپذیر نیست و در پشت نقاب فریبکاری و شعارهای وسوسه کننده پنهان شده اند، یک وظیفه انقلابی، انسانی و سیاسی بر دوش دیگران است تا در این لحظات تعیین کننده و حساس ملی، به روشنگری پرداخته و بدانند که هیچ کوتاهی در این زمان قابل اغماض نیست.
 
*هادی محمدی/مشرق