کد خبر: 80542

دولت و شخص حسن روحانی، این روزها در شرایط سختی به سر می برند. از طرفی راضی نمی شوند تا به پوچ بودن اعتماد به آمریکا اعتراف کنند و از سویی دیگر، واقعاً خودشان هم توانی برای حل مشکلات اقتصادی ندارند

کرمان خبر / «تولید داخلی باید به‌عنوان یک مسئله‌ی مقدس شناخته شود!»؛ این جمله کلیدی رهبر انقلاب در جریان دیدار اخیرشان با جمعی از کارگران کشور، از ابعاد مختلفی قابل تحلیل و بررسی است. وارد شدنِ اینگونه ادبیات به متن مباحثات اقتصادی کشور و معطوف شدن نگاه ها به مسئله تولید ملی در جایگاهِ یک امرِ مقدس، پیش و بیش از آنکه بخواهد به عنوانِ نشانگری برای اهمیت داشتن تولد ملی تلقی شود، بیانگر پتانسیل های اندیشه اسلامی برای ممزوج شدن با ابعاد مختلف زندگانی بشر است. در میانه پیشنهادِ پیروی ملت ایران از الگوهای توسعه غربی توسط برخی نخبگانِ مرعوب و غربزده، تولید ادبیات رهبر انقلاب در این حوزه، نشان دهنده پتانسیل های عظیم مکتب اسلام برای مقابله با خصومت های دشمن در ابعادِ متنوع زندگی معاصر است. این مسئله البته واقعیت چندان پیچیده و غامضی هم نیست و ذکر آن در این مجال، تنها برای یادآوری بوده است. روشن است که در جریانِ یک جنگ اقتصادی تمام عیار،  مصرفِ یک خودکارِ تولید داخلی هم یک امر مقدس شناخته خواهد شد. با این وجود، آنچه در این میان حتماً می تواند انگیزه افراد را مضاعف کند، گره خوردن انگیزه های دینی با اهداف ملی و وطن پرستانه خواهد بود.

گام برداشتن به سمت تسلط این روحیه در متن جامعه، لازمه و مقدمه پیروزی حتمی ملت ایران در کارزار اقتصادی پیش رو است. تاریخ روشن دفاع مقدس در این زمینه، تجربه ی نزدیک و در دسترسی برای تمام ایرانی ها به حساب می آید. لازمه پیروزی در جنگ اقتصادی حالِ حاضر نیز، بهره گیری از پتانسیل عظیم نیروهایی است که تنها و تنها در بستر ادای یک وظیفه دینی شکوفا خواهند شد. با این وجود، برای پیروزی در این جنگ اقتصادی، لازم است تا یک مقدمه مهم دیگر نیز تحقق پیدا کرده باشد:«باور به وجودِ جنگ اقتصادی!». طبیعتاً تا زمانی که باورِ به واقعی بودنِ جنگ اقتصادی، در وجودِ مردم و نخبگانِ کشور پدید نیامده باشد، نیازی به دفاع بر مبنای انگیزه های دینی و یا میهن پرستانه نیز اساساً به وجود نخواهد آمد. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در راستای گفتمان سازی پیرامون این مهم نیز، پیشقدم بوده اند. معظم له در طول سالهای گذشته مکرراً با نامگذاری سال ها با مفاهیم اقتصادی، سعی در گفتمان سازی و باورپذیر کردنِ وجود جنگ اقتصادی در متن جامعه داشته اند.

مضاف بر فعالیت های مذکور، ایشان حتی برای تعریف ساختارهای اقتصادی در متن دولت نیز، از مفاهیم جنگی استفاده کرده اند تا زمینه باورپذیری جنگ اقتصادی در میان نخبگان دولتی نیز فراهم شود. به عنوان مثال، معظم له در جریان دیدار اخیر خود با اعضای مجلس خبرگان در همین زمینه می فرمایند:« بنده از برادران عزیزمان در دولت درخواست کردم که یک قرارگاه اقتصاد مقاومتی تشکیل بدهند؛ فرماندهی برایش بگذارند. جنگ است دیگر؛ جنگ اقتصادی جنگ است؛ حالا در آن توپ و تیر و تفنگ نیست امّا ابزارهای خطرناک‌تر از توپ و تفنگ وجود دارد. یک جنگ است، قرارگاه لازم دارد، قرارگاه هم فرمانده لازم دارد. ما پیشنهاد هم کردیم، قبول هم کردند، کارهایی هم دارد انجام می گیرد؛ منتها باید این کارها محسوس بشود، باید اینها دیده بشود.» با این حال، همانگونه که از گلایه های مکرر رهبر انقلاب در متن سخنرانی اخیرشان در جمع کارگران برمی آید، ما هنوز هم در زمینه عملی کردن اصول اساسی جنگ اقتصادی در متن جامعه با مشکلات متعددی مواجه هستیم. این مسئله در هر دو بخشِ مردمی و دولتی مصداق دارد.

برای گم نکردن سر نخ ماجرا در این زمینه، باید یک نکته مهم توجه داشت و آن این است که مقدمه تصحیح رفتارهای اقتصادی مردم، ابتدائاً اصلاح رفتارهای مسئولین در این حوزه خواهد بود. این فرمایش حکیمانه امیرالمومنین(ع) مشهورتر از آن است که کسی نشنیده باشد:«مردم بیش از آنکه به پدران شان شبیه باشند، به حکام خود شباهت دارند!» حال سوال این است که مسئولین دولتی در طی سالهای اخیر چه قدمی در راه عملی نمودن اقتصاد مقاومتی برداشته اند؟ پاسخ این سوال، متاسفانه چندان خوشایند نیست. متاسفانه تفکر حاکم بر دولت یازدهم، به جای آنکه بخواهد تکیه اصلی خود برای حل مشکلات اقتصادی را بر توانمندی های داخلی قرار دهد، تا کنون به دنبال جایابیِ ستون های اقتصاد ایران در آمریکا و خارج از کشور بوده است! اثباتِ این مدعا، نه نیازمند طرح بحث های تئوریکِ طویل است و نه حتی محتاجِ گفتن! مردم به خوبی معنای سیاست ها را درک می کنند و تمایز یا شباهت آن با اقتصاد مقاومتی را در می یابند.

طبیعتاً وقتی جناب رئیس جمهور-متاسفانه در یک دروغِ آشکار و واضح- حل مشکل آب خوردن!! مردم را هم منوط به اجرای برجام معرفی می کند، کسی توقعِ پیگیری اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی را از سوی دولت ایشان نخواهد داشت. مردم را نمی توان با حرف زدن از اقتصاد مقاومتی و سرمایه گذاری همزمان همه موجودی و حیثیث خود در دستان دولتِ آمریکا، گول زد. مادامی که دولت بخواهد بر ادامه این مسیر اشتباه اقتصادی اصرار کند، متاسفانه سنگین تر شدن رکود، تعطیلی کارخانه ها و صنایع داخلی و نهایتاً از بین رفتن مقبولیت دولت در منظر افکار عمومی، تنها دستاوردهای آن خواهد بود. شاید پس از اعتراف جناب سیف به نتایج «تقریباً هیچ» برجام برای اقتصاد ایران، حالا دیگر زمان آن فرا رسیده باشد تا دولت با تجدید نظر عمیق در راهبردهای اقتصادی خود، دندانِ پوسیده اعتماد به دشمن برای بهبود اوضاع اقتصادی را از ریشه بکند! با شعار دادن از اقتصاد مقاومتی، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. دولت باید دست از عملیات دون کیشوتی در این حوزه برداشته، به صورت واقعی وارد گود اقتصاد مقاومتی شود.

رهبر انقلاب در طی سه سال گذشته، بارها و بارها از شعار دادن و عمل نکردن دولت به سیاست های اقتصاد مقاومتی گلایه کرده اند. به عنوان مثال، ایشان در آبان ماه سال گذشته با انتقاد از بی عملی مسئولان در زمینه اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی می فرمایند: «اسم اقتصاد مقاومتی هم زیاد تکرار میشود... من البتّه خیلی خشنود نیستم از مقدار پیشرفت این فکر و این بنیان مهم در کشور!» ایشان پیش از آن و در خرداد ماه 93 نیز در جریان دیدار  با نمایندگان مجلس شورای اسلامی همین گلایه را با همین شکل بیان کرده فرموده بودند:« در مقام حمایت و ستایش از این سیاستهاى اقتصاد مقاومتى برآمده‌اند و مکرّر گفته شده، لکن تجربه‌ى بنده به من میگوید که ستایش کافى نیست؛ تعریف کردن کافى نیست؛ حرکت لازم است. بله، افرادى مى‌آیند، مى‌نشینند، در منبرهاى عمومى یا در جلسات خصوصى از مزایاى این اقتصاد مقاومتى مطالبى را بیان میکنند و غالباً هم درست است، امّا خب باید اقدام کرد، عمل کرد.»

اکنون به تدریج وارد سال انتهایی دولت می شویم، سالی که به نظر می رسد اتفاقاً بر اثر بی عملی مفرط مسئولین دولتی در زمینه اقتصاد مقاومتی در سال های گذشته، با نام «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» نامگذاری شده است. مرور اقدامات و مواضع کنونی دولتمردان در زمینه اقتصاد مقاومتی نیز متاسفانه نشان دهنده آن است که تغییر دیدگاه دولت در این زمینه، چیزی نزدیک به محال است! به عنوان مثال، جناب رئیس جمهور که پیش از این از رفع تمامی تحریم ها در روز امضای توافق-و البته بعدها از رفع آنها در روز اجرای توافق- سخن گفته است، حالا و با مشاهده بدعهدی آمریکا در این زمینه و پس از سخنان جناب سیف، گفته است:«تازه سه ماه از اجرای برجام گذشته است نه سی سال!» این سخنانِ مسئولین دولتی، معنای آشکاری دارد. ترجمه خودمانی جاخالی دادن های رئیس جمهور از ترکش های سخنان جنجالی رئیس بانک مرکزی این است که: «اگر سی سال دیگر هم بگذرد، دولت به فکر رفتن به سمت اقتصاد مقاومتی نخواهد رفت! و تنها امیدش برای حل مشکلات اقتصادی کشور، در واشنگتن خواهد بود!»

جالب آنکه دقیقاً یک سال قبل و در جریان دیدار جمعی از کارگران کشور با رهبر انقلاب، معظم له گفته بودند:« کلید حلّ مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست؛ در داخل کشور است.» حالا یک سال از آن زمان گذشته است، بدعهدی آمریکا آشکار شده و رکود حاکم بر اقتصاد کشور نیز سنگین تر از قبل شده است، ولی دولت باز هم بر ادامه مسیر اشتباه خود اصرار دارد! با این احوال، به نظر می رسد تنها راهِ اجرای سیاست های اقتصادِ مقاومتی و رفعِ واقعی مشکلات اقتصادی کشور، حاکم شدن دولتی غیر از دولت فعلی بر مسند قوه مجریه خواهد بود. حسن روحانی ناخودآگاه در حال سوق دادن جامعه به سمت و سوی همین نتیجه گیری سرنوشت ساز است. مردم دیگر واقعاً از تکرارِ خبر دروغین «عبور از رکود» خسته شده اند و توقع بهبود واقعی اوضاع اقتصادی در مقطع پسابرجام را دارند.

دولت و شخص حسن روحانی، این روزها در شرایط سختی به سر می برند. از طرفی راضی نمی شوند تا به پوچ بودن اعتماد به آمریکا اعتراف کنند و از سویی دیگر، واقعاً خودشان هم توانی برای حل مشکلات اقتصادی ندارند. شاید آن حرف پاتریک کلاوسون، عضو برجسته اندیشکده واشنگتن درباره تیم حسن روحانی پر بیراه نبوده باشد. وی سال گذشته طی مقاله ای به بررسی تاثیرات اقتصادی-تقریباً هیچ!- برجام بر اقتصاد ایران پرداخته، می نویسد:« درست است که تیم حسن روحانی یک تیم میانه رو و غربگرا در ایران محسوب می شود و غرب هم به همین جهت راضی شده با آنها توافق کند، ولی مشکل این است که این تیم، شامل میانه روهای بی کفایتی است که ممکن است حتی با وجود اینکه تحریم ها تعلیق شده، باز هم قادر به ایجاد گشایش اقتصادی در ایران نباشند.» شواهد همگی نشان می دهند که متاسفانه این پیش بینی حالا تحقق یافته است، هم به خاطر بدعهدی آمریکا و هم به خاطر همان دلایل مورد نظر آقای کلاوسون!

حسن روحانی و همراهانش حتماً زمانی چوبِ عمل نکردن به توصیه های مشفقانه رهبر انقلاب در زمینه اقتصاد مقاومتی را خواهند خورد و آن زمان دیر نیست. شاید خرداد ماه 96 حسن روحانی و دوستانش برای غفلت کردن از این جمله کلیدی رهبر انقلاب در دیدار اخیر ایشان با کارگران خود را سرزنش کنند:  مسئولین توجّه کنند -هم مسئولین دولتى و قوّه‌ى مجریّه توجّه کنند، هم مجلس شوراى اسلامى توجّه کند، هم مسئولین قضائى توجّه کنند، هم نهادهاى انقلابى، هم آحاد مردم- ما مظلومیم امّا قوى هستیم؛ مثل مولایمان امیرالمؤمنین. امیرالمؤمنین مظلوم‌ترین بود امّا قوى‌ترین بود. ما اگر قدر خودمان را بدانیم، قدرت خودمان را بشناسیم، از این قدرت به بهترین شکل و انسانى‌ترین و اسلامى‌ترین شکل استفاده بکنیم، بر همه‌ى این موانع فائق خواهیم آمد.» والسلام.