کد خبر: 82367

درد آلود ترین بخش فیلم، خود فروشی منور الفکرهایی است که درد مردم هم وطن، بیگانه ترین عنصر در زندگانی و حیات و ممات آن هاست. برای اینان که در هر عصری فراوان اند چپاول ملت های مستضعف هدف است حتی فراتر از آن آرمان مقدس است. اگر چه هر روز در رنگ و لعابی حاضر می شوند. گاهی در لباس روز نامه به دستان و بسا در لباس متولیان فلان صندوق ذخیره قشری زحمت کش.

کرمان خبر - امیر‌علی کیانی/  از میان فیلم‌هایی که این روز‌ها روی پرده هاست یتیم خانه ایران، با فاصله‌ی زیادی  از سایر آثار، اثری متفاوت و البته بهت برانگیز است. روایت جنایتی فراموش شده که ظاهرا به عمد به فراموش خانه تاریخ سپرده شده است. داستان ایستادگی مردانی که استعمار پیر تا دندان مسلح را، اسیر تدبیر و امید خود     می سازند. فیلمی مملو از فراز نشیب با روایتی روان و هیجان انگیز.

آموختنی از این فیلم بسیار است. اما تزویر بیگانه و برنامه ریزی بلند مدت او برای در هم کوبیدن اراده ملت ها و به خواری کشاندنشان از سویی و خود‌فروشی عناصر داخلی در برابر این تزویر و حقه بازی، برخی از مولفه‌های اساسی فیلم را تشکیل می‌دهد. طالبی که در داستان قلاده‌های طلا سعی کرد بسیاری از هنجارها و ملاحظه کاری های موجود را بشکند اینک ما را به دل تاریخ می برد. اثر او به زیبایی و روانی مخاطب را با عمق درد، رنج، ملت های ستم دیده  از طرفی و ظلم و ستم مستکبرین از طرف دیگر آشنا می سازد.

از داستان فیلم که بگذریم چند نکته جدی ترِ "فرا فیلمی" بودن  این اثرخود را نمایان می سازد. اول برنامه بلند‌مدت استکبار و استعمار برای به اضمحلال کشاندن ملت هاست. در کاخ استعمار گر پیر، اربابان زر و زور و تزویر گرد هم می آیند و پیک بدست شاهرگ حیات ملت ایران را شناسایی می کنند. همچون گذشته و بنا به اصول نانوشته این فرقه، برای به زانو کشاندن ملت ها لازم نیست حتما گلوله شلیک  کرد یا هزینه گزافی پرداخت و اگر قرار بر چنین چیزی هم باشد همان ملت با زبونی باید از جیب خود چنین چیزی را بپردازد. می توان تدبیری کرد و با اندک زحمتی آن ها را به جان هم انداخت و زیر سقف خانه خود‌فروشان وطنی گوشت بره به نیش کشید. داستان همان خردل خورادن چرچیل به سگ است که سیاست و پلشتی استعمار پیر، بهت شرق و غرب آن روز(روزولت و استالین) را بر می انگیزد. 

همچنین تذکری است که استکبار به هیچ کس رحم نمی کند. موفقیت های خود را با زحمت به دست   می آورد؛ نه با تن پروری لرد‌های کثیف انگلیسی. پیمودن هزاران کیلومتر برای پیش برد اهداف برتانیای ملعون با عشق انجام می شود و البته در این راه سربازان کوچک و بزرگ ملکه اندکی تردید به دل خود راه نمی دهند. البته این استواری بر هدف نکته ای است که براستی باید آن را ستود و از آن درس ها گرفت.

درد آلود ترین بخش فیلم، خود فروشی منور الفکرهایی است که درد مردم هم وطن، بیگانه ترین عنصر در زندگانی و حیات و ممات آن هاست.  برای اینان که در هر عصری فراوان اند چپاول ملت های مستضعف هدف است حتی فراتر از آن آرمان مقدس است. اگر چه هر روز در رنگ و لعابی حاضر می شوند. گاهی در لباس روز نامه به دستان و بسا در لباس متولیان فلان صندوق ذخیره قشری زحمت کش.

بسا داستان امروز سوریه مصداق بارزِ امروزی فیلم یتیم خانه ایران است. باشد ده ها سال بعد قلم های سوری روان شود و اسناد نشان دهد برای به ویرانه تبدیل کردن عراق و افغانستان و سوریه ده ها سال قبل مستر هنفر‌ها با چهره ای از مردم بومی، بومی‌تر به درون کشور ها نفوذ می کردند و نبض حیات آن ها را شناسایی می کردند و سپس با اندک هزینه ای، کرور کرور هزینه و درآمد کسب می کردند و جام به دست، بد بختی ملت ها و زبونی آن ها را کمدی وار به نظاره می نشستند و پیک سلامتی سر می کشیدند.

یتیم خانه همانند هر فیلمی قطعا ایرادات فنی و حرفه ای هم دارد اما داستان فیلم در برابر چشمان هر بیننده آنقدر با اهمیت است که خود به خود مسایل فنی به کنار می رود ،دست کم در بار اول، و این نیز دلیلی کم اهمیت بر اینکه باری دیگر و با جمع دوستانی بیشتر به تماشای فیلم بنشینیم.

شب یلدای امسال بر خلاف سال های قبل که کتاب هدیه دادن را پیشه کردم، دوستان دانشجوی خود را به تماشای این فیلم مهمان خواهم کرد.  به شرط آنکه در شهرم سالنی برای فیلم خالی شود!

یا کاش می شد امسال این فیلم را در خانه به همراه تمام ملت به تماشا نشست.